اسپانسرهایی که کمر به قتل سینما بسته‌اند!

ردپای یک مدیر تولید سابق در تسهیل ورود عده‌ای به سینما

بانی‌فیلم:

نه اینکه سینمای ایران، «جا» کم داشته باشد. نه! بر حسب اتفاق سینمای ایران خیلی هم «فراخ» است! اما این فراخ بودن الزاماً به معنای «جا» داشتن برای عده‌ای بااستعداد است که بتوانند ماشین در «گِل» مانده سینما را از وضعیت ناگوار و دشوارش بیرون آورده و حرکت دهند.
به گزارش بانی‌فیلم، متاسفانه تا کنون نتیجه‌ای که از روال اشتباه جذب و میدان دادن به تازه‌واردان، پیش گرفته شده، ورود شمار زیادی فیلمساز کم‌استعداد است که حرفه «کارگردانی» را به «کارچرخانی» تبدیل کرده‌اند. این جمع غیر مستعد، نبود موهبت استعداد در وجود خود را با داشتن امتیاز جذب اسپانسرهای ریز و درشت پوشانده‌اند!
جابجایی‌های اخیر که در شورای پروانه ساخت پس از اعطای پرحاشیه مجوز کارگردانی به یکی از ویدیوکلیپ‌سازان طنز اینستاگرام به وجود آمد، تنور وجود حرف و حدیث‌های متفاوت در مکانیزم فعلی مجوز داد در سازمان سینمایی را داغ کرد.
همه می‌دانند که موتور محرکه سینما، اقتصاد است؛ اقتصاد است که چرخه تولید را به حرکت درمی‌آورد. اما وجوه یک اقتصاد سالم در صنعت سینما باید مبتنی بر سه ضلع فیلم، سینما و تماشاگر باشد؛ همین مثلث است که اساس و مبنای وجودی هنر هفتم را معنا می‌بخشد و به آن هویت می‌دهد.
اما در کارزار بی‌برنامگی و در بلبشوی فقدان مدیریت ناظر، اصل اقتصاد سالم در سینما توسط برخی سوداگران به حاشیه رانده و صحنه اقتصاد هنری کشور محل تاخت‌وتاز فرصت‌طلبان شده است!
هجوم افسارگسیخته سرمایه‌های «معلوم» و «مشکوک» ابتدا به بخش تولید فیلم‌ و در سال‌های بعد به حوزه ساخت سریال‌های خانگی، هرچند ابتدا بسیاری از تهیه‌کنندگان را به وجد آورد اما این نوشیدنی برای سینمای ایران، نه مایع حیات، که «شورآبه»ای بود که تلخی را جایگزین حلاوت و شیرینی کرد.
بروز این اوضاع نابسامان در تفاوت فرد و سازمان متولی تزریق پول به پروژه‌ها نبود، بلکه مشکل اساسی و بنیادی در عوض شدن دیدگاه‌ها برخی سازندگان، نسبت به تولید و فیلمسازی بود؛ افرادی که تلاش می‌کردند -و می‌کنند- سطح شعور تماشاگر تا اندازه کیفیت ویدیوهای فضای مجازی پایین بیاورند.
گفتیم که سینمای ایران، حالا حالا برای ورود تازه‌کاران، «جا» دارد و این سخن گزافی نیست چرا که شاهدیم در چشم‌انداز فعلی سینمای ایران خیلی ‌ها ورود کرده‌اند؛ از راننده سابق تاکسی تا دی‌وی‌دی‌فروش سیار تهران و حومه. پس برای خیلی‌ها «جا» هست!
اما در این میان نکته تاسف‌بار این است که سطح سواد هنری و بینش سینمایی مدعیان تازه‌کار، نه تنها در سطح و حد‌ و ‌اندازه‌های محدوده مشاغل قبلی‌شان و چه بسا کمتر از آن درجا می‌زند!
درست در همین بزنگاه‌هاست که سروکله، «رفوکار»ها و «بندزن»‌های سینما هم پیدا می‌شود؛ کسانی که علاوه بر مشاغل عمدتا سطح پایین در چارچوب تولید فیلم، به دلیل داشتن روحیه فرصت‌طلبی و تعلق خاطر به کسب درآمدهای بادآورده و نجومی، به راحتی پل ارتباطی میان صاحبان سرمایه و اسپانسرها با پروژه‌های سینما و ویدیویی می‌شوند.
این جماعت کاسب‌کار، که برخی‌شان به دلیل کسب درآمدهای میلیاردی، دامنه فعالیت‌شان را حتی تا کشورهای آمریکای شمالی هم کشانده‌اند، از هر فعالیت به ظاهر هنری -اعم از ساخت فیلم و سریال نمایش خانگی تا به صحنه بردن تئاتر و برگزاری کنسرت‌های موسیقی- «پول» می‌آورند و «پول» در‌می‌آورند!
برای بیان بهتر این اوضاع ناگوار می‌توانبه شکل مصداقی به مدیر تولیدی اشاره کرد که چندی‌ست در کسوت کارگردان و تهیه‌کننده هم در سینما فعالیت می‌کند. او به عنوان حلقه واسط اسپانسرها از یک سو و تسهیل‌کننده ورود برخی تازه‌کاران به عرصه سینما از سوی دیگر، درآمدهای سرشاری را نصیب خود کرده است!
هرچند این مدیرتولید سابق، دامنه فعالیت‌ش را تا خارج از کشور -کانادا- هم کشاند، اما از این نکته غافل بود که روال کار تولید و بیزینس در کشورهای دیگر بسیار متفاوت از ایران و طور دیگری‌ست؛ آنجا نمی‌شود با شامورتی‌بازی، پول درآورد و بدون فعالیت درست و منطقی، درآمدزایی کرد حتی اگر بخواهیم با تهدید رقبا را بترسانیم…!
جماعتی از این دست با داشتن انواع اسپانسرهای ریز و درشت، خواسته یا ناخواسته کمر به تخریب وجوه بنیادین فرهنگ و هنر این مملکت بسته‌اند. این جماعت خود به خوبی می‌دانند که نمی‌شود به پشتوانه یک جمع بی‌استعداد تکیه زده به منابع مالی انبوه، خالق یک اثر هنری پذیرفتنی بود، نتیجه کار چنین گروهی در بهترین حالت می‌تواند، اثری معمولی و بازاری باشد که با رنگ و لعاب گرفتن از مضامین نسبتاً ملتهب جامعه، آن هم در لوکیشن‌های پرزرق‌و‌برق خانه‌های بالاشهر، تلاش می‌کنند برای مخاطب جذابیت ایجاد کنند!
این روال در ساخت بسیاری از سریال‌های شیکه نمایش خانگی مصداق دارد.
اما مهم‌ترین نکته تاسف‌بار در مورد فعالیت امثال این مدیرتولید پیشین که اخیراً پررنگ‌تر شده، فراهم کردن رزومه‌های جعلی و درست کردن کارنامه پذیرفتنی برای تازه‌کاران است؛ موضوعی که در ماه‌های اخیر به شدت فضای سینمای ایران را دچار التهاب کرده است.
انتظار نمی‌رود که مدیران دولتی در یک‌سال باقیمانده از عمر دوران صدارت‌شان، برخوردی کارساز و ریشه‌ای با این معضل ریشه دوانده در پیکره سینما صورت دهند اما این‌ اهمال مدیریتی نباید باعث گستردگی فعالیت این جماعت سودجو گردد.
ایجاد مکانیزم‌های نظارتی از سوی تشکل‌های حقیقی صنفی و دست‌اندرکاران حرفه‌ای سینما، و آگاه‌سازی و رسانه‌ای کردن تولیدات مشکوک و ایجاد موانع‌ قانونی بر سر راه این سوداگران و سودجویان، هزینه فعالیت‌ این گروه‌ها را بالا ببرند و مانع روال نادرست و مخرّب این افراد شوند.
باید سهولت دستیابی به اقتصاد تولید فیلم و سریال و منفعت‌طلبی این افراد را دچار مخاطره کرد تا رفته رفته محیط هنر و فرهنگ این مملکت از وجود سودگرایی‌های جماعت کاسب‌ِ هنرمندنما، پاک شود…
برای دستیابی به این موقعیت استراتژیک و پاکسازی فضای غبارآلود سینما، کمی همّت لازم است!

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *