درباره فیلم «هامون» به بهانه 26 سالگی اش

روزی روزگاری … هامون

یاسمن خلیلی فرد- نمی دانم مناسبتش سالروز درگذشت خسرو شکیبایی در واپسین روزهای تیرماه است یا سالگرد اولین باری که در یازده یا شاید دوازده سالگی «هامون» را از تلویزیون دیدم و شیفته اش شدم، هرچه که هست هر سال در همین موقع سال به یاد «هامون» می افتم. در زمان ساخت و اکران «هامون» هنوز به دنیا نیامده بودم، اما وقتی در نخستین سال های نوجوانی بی هیچ پیش زمینه ذهنی از این فیلم و حتی از سینمای ایران، «هامون» را دیدم موجی از شوق، شگفتی و میل به کشفِ زیرلایه های این اثر ماندگار وجودم را دربرگرفت و من، به عنوان نوجوانی یازده- دوازده ساله که «هامون» را برای اولین بار از جشنواره تابستانی فیلم های شبکه دو تماشا کرده بود با دیدن «هامون» علاقه مندی به سینما را برای اولین بار در خود به صورتی جدی احساس کردم و «هامون» موجب شد به کشف و تحلیل سینما علاقه مند شوم و به این هنر از دیدگاهی دیگر بنگرم.
درباره «هامون» بارها گفته اند و نوشته اند. عوامل آن بارها و بارها مصاحبه کرده اند و هنوز هم می کنند و باور دارم، اما بر این باورم که درباره این فیلم بزرگ هرچه بگویند و بنویسند کم است و هیچ حرف و سخنی نمی تواند ادای دینی به این فیلم درخشان داریوش مهرجویی باشد که سینمای ایران را در آن دوره حساس با چالشی عمیق و تحولی تدریجی رو به رو کرد؛ حتی سرسخت ترین مخالفین مهرجویی نیز نمی توانند منکر آن شوند که «هامون» در واپسین سال های دهه ۶۰، جزو آن گروهِ جریان ساز فیلم های سینمایی بود که موج نویی را در سینمای معلول و آسیب دیده و کلیشه ای آن دهه ایجاد کردند و مهرجویی علی رغم تمامی ترس ها و اما و اگرها به سختی و با کم ترین امکانات و سرمایه فیلم را جلوی دوربین برد.
ریسک انتخاب خسرو شکیبایی، به عنوان بازیگری که هرگز ستاره نشده بود و کمتر کسی او را به عنوان بازیگری درجه یک می شناخت و بیتا فرهی، زن جوانی که نه تحصیلات سینمایی داشت و نه هرگز حضور در فیلمی را تجربه کرده بود، نشان داد مهرجویی به چیزی فراتر از دیدگاه رایج و کلیشه ای و عامه پسند آن روزهای سینما نظر دارد و در آن سینمای پس از جنگ و نابسامانی های اقتصادی می داند چه کار دارد می کند و هدفش از قبل تعیین شده است. «هامون» ساخته شد و تمامی تماشاگرانش را در هشتیمن جشنواره فیلم فجر با حیرت رو به رو ساخت؛ چه آنهایی که مخالف فیلم شدند و چه عاشقان فیلم.
فیلم های معمولی عموماً نه سر و صدا به پا می کنند و نه آنچنان مورد مخالفت برخی و تحسین برخی دیگر قرار می گیرند. این دسته از فیلم ها ساخته می شوند، به جشنواره می آیند، اکران می شوند و بعد از مدتی به فراموشی سپرده می شوند و در بهترین حالت همه آنها را به عنوان فیلمی قابل قبول به یاد خواهند آورد، اما فیلم هایی که دست به ساختارشکنی می زنند و به فیلم های مولف بدل شوند اوضاع متفاوتی دارند. این دسته از فیلم ها مورد تشویق اکثریت و تنفر اقلیتی قرار می گیرند و کمتر پیش می آید گروهی میان این دو گروه قرار بگیرند. «هامون» جزو همین دسته از فیلم ها بود که هنوز هم پس از گذشت ربع قرن حرف و حدیث های زیادی درباره اش زده می شود و کمتر فیلمی ست که توانسته به اندازه این اثر بزرگ داریوش مهرجویی تا این حد بحث برانگیز باقی بماند.
«هامون» شاید این روزها قدیمی و رنگ و رو رفته به نظر برسد. شاید بعضی ها با فیلم ارتباطی برقرار نکنند یا آن را تقلیدی از آثار شاخص سینمای هنری غرب و خصوصاً اروپا بدانند که در زمان خود به دلیل فقدان آثار هنری و شاخص بیش از اندازه برجسته شد، اما آثاری چون «هامون» هرگز تاریخ مصرف نخواهند داشت. حتی اگر به تعبیر برخی از مخالفین، تاریخ مصرف شان هم تمام شود، نباید از یاد برد که نقش و تأثیر عمیق و موثر آن ها از فرهنگ و تاریخ سینما پاک نشدنی است؛ همان طور که این روزها هرگز آثاری به شکل و شمایل آثار آیزنشتاین ها و گریفیست ها ساخته نخواهند شد، هیچ کارگردان عاقلی فیلمی شبیه «بر باد رفته» نخواهد ساخت و آثار اینگمار برگمان و آنتونیونی و تروفو هرگز طراوت اولیه خود را ندارند، اما آیا می توان تأثیر آنها و نقشی که این آثار ماندگار بر فرآیند شکل گیری و پیشرفت سینما به عنوان هنری کامل و پیچیده داشته اند را نادیده گرفت و آیا اصلاً می توان فرآیند تولد و رشد سینمای هنری و نوگرا را بدون در نظر گرفتن این فیلم ها ممکن دانست؟
انقلابی که فیلم هایی چون «هامون» و دو دهه بعدتر آثار فیلمسازانی چون فرهادی در سینمای ایران به پا کردند آن قدر بزرگ و کتمان ناشدنیست که می توان مصداق آنها را در تولیدات پس از این فیلم ها در چند سال پس از آنها بررسی کرد. نمونه های بسیاری بعد از «هامون» و به تقلید از آن ساخته شدند که چه موفق و چه ناموفق فیلمسازی در سینمای ایران را به سطحی دیگر وارد کردند، سطحی از فیلمسازی که در سال های اولیه پس از انقلاب تقریباً به فراموشی سپرده شده بود. نقش زن در «هامون» پررنگ شد و دغدغه های پروتاگونیست حائز اهمیت. مسائل روزمره به پله ای بالاتر وارد شدند و دغدغه های معنوی و فلسفی با روزمرگی و عشق و عناصر زمینی در هم آمیخت و موسیقی عرفانی و ارزشمند باخ و دوران باروک زینت فیلم گردید تا «هامون» به اثری جاودان در سینمای ایران بدل شود. اثری که چه در سینمای مهرجویی و چه در تاریخ سینمای ایران تکرار نشد و نمونه های دیگری که با الهام از این فیلم ساخته شدند عموماً نمونه هایی ناموفق و تقلیدی از آب درآمدند که به جز شباهت های ظاهری هیچ سنخیتی با «هامون» نداشتند.
۲۶ سال از ساخت «هامون» می گذرد. ۲۶ سال دیگر و ۲۶ سال های دیگر نیز خواهند گذشت و اتفاقی مثلِ «هامون» هرگز تکرار نخواهد شد.

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *