سایه‌ ۹۱ ساله+ ویدئو؛ تماشا کنید

در حال بارگزاری فیلم...

بانی فیلم، گروه فرهنگی: ششم اسفندماه سالروز تولد یکی از بزرگترین شاعران ایران بود؛ هوشنگ ابتهاج (ه.الف.سایه) غزلسرای مشهور در چنین روزی در سال ۱۳۰۶ در شهر رشت دیده به جهان گشود.
ترانه معروف «ایران ای سرای امید» ابتهاج که با صدای استاد محمدرضا شجریان از جاودانه‌های موسیقی حماسی ایران شد سالهاست که یکی از شناسنامه‌های موسیقایی و ادبی ایران شده است.
شعر ارغوان هوشنگ ابتهاج نیز از سروده‌های تاثیرگذار این شاعر بزرگ است که توسط علیرضا قربانی اجرا شد…
ارغوان از زیباترین اشعار هوشنگ ابتهاج است که در زمانی که به زندان افتاده بود، این شعر را در دوری از درخت ارغوانش سرود؛ اما ارغوان ابتهاج بیشتر از یک شعر است. خانه ابتهاج که به ثبت میراث فرهنگی رسیده است، خانه ارغوان نام دارد و دلیل این نامگذاری وجود درخت ارغوان در حیاط این خانه است و دلیل معروفیت ارغوان، نه خود درخت بلکه شعر سایه است…!
این ویدیو از اجرای ارغوان مربوط به کنسرت تهران است که در ۲۴ مرداد۱۳۹۶ برگزار شده است.

ارغوان،
شاخه همخون جدا مانده من
آسمان تو چه رنگ است امروز؟
آفتابی‌ست هوا؟
یا گرفته‌است هنوز؟
من در این گوشه که از دنیا بیرون است
آفتابی به سرم نیست
از بهاران خبرم نیست
آنچه می‌بینم دیوار است
آه این سخت سیاه
آن چنان نزدیک است
که چو بر می‌کشم از سینه نفس
نفسم را بر می‌گرداند
ره چنان بسته که پرواز نگه
در همین یک قدمی می‌ماند
کورسویی ز چراغی رنجور
قصه پرداز شب ظلمانی‌ست
نفسم می‌گیرد
که هوا هم اینجا زندانی‌ست
هر چه با من اینجاست
رنگ رخ باخته است
آفتابی هرگز
گوشه چشمی هم
بر فراموشی این دخمه نینداخته است.
اندر این گوشه خاموش فراموش شده
کز دم سردش هر شمعی خاموش شده
باد رنگینی در خاطرمن
گریه می‌انگیزد
ارغوانم آنجاست
ارغوانم تنهاست
ارغوانم دارد می‌گرید…
چون دل من که چنین خون آلود
هر دم از دیده فرو می‌ریزد
ارغوان
این چه رازی‌ست که هر بار بهار
با عزای دل ما می‌آید؟
که زمین هر سال از خون پرستوها رنگین است
وین چنین بر جگر سوختگان
داغ بر داغ می‌افزاید؟
ارغوان پنجه خونین زمین
دامن صبح بگیر
وز سواران خرامنده خورشید بپرس
کی بر این درد غم می‌گذرند؟
ارغوان خوشه خون
بامدادان که کبوترها
بر لب پنجره باز سحر غلغله می‌آغازند
جان گل رنگ مرا
بر سر دست بگیر
به تماشاگه پرواز ببر
آه بشتاب که هم پروازان
نگران غم هم پروازند
ارغوان بیرق گلگون بهار
تو برافراشته باش
شعر خونبار منی
یاد رنگین رفیقانم را
بر زبان داشته باش؛
تو بخوان نغمه ناخوانده من
ارغوان شاخه همخون جدا مانده من…

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *