سینمای اجتماعی از سیاه نمایی تا واقعیت

سینمای اجتماعی، همراه مخاطب

بانی فیلم – گروه سینمای ایران- مینا صمدی: سینمای اجتماعی تا کنون از نگاه سینماگران بسیاری مورد بررسی قرار گرفته است؛ سینمایی که همواره محل چالش ها و نقطه نظرات گوناگونی بوده و وارد شدن به این حیطه فیلمسازی گاه با موانع اکران نیز همراه است. یکی از کارکردهای آن نیز رواج یافتن واژه «سیاه نمایی» در ادبیات این نوع سینماست که بسیاری آن را ساخته اهل سیاست می دانند. سه کارگردان در هر نوبتِ این گزارش در گفت و گو با بانی فیلم به بیان نگاه ویژه خود به این سینما پرداخته اند. ارائه مضامین و مسائل اجتماعی با هدف به صدا درآوردن زنگ خطر بدون لزوم ارائه راهکار از سوی فیلمساز، نگره ای با هدف پیدا کردن روابط علت و معلولی در یک مساله و پرهیز از استفاده از واژگانی چون سیاه نمایی، فیلمساز به مثابه پژوهشگر اجتماعی، تاثیر شرایط اجتماعی بر فیلمساز به عنوان یک عضو جامعه، تعریف سینمای اجتماعی به عنوان محملی برای انعکاس مسائل روز اجتماع که در بیشتر موارد نقادانه بودن آن به سایر عناصر فیلم غالب است و نگاهی همه جانبه به یک معضل اجتماعی و تاثیرگذاری بر مخاطب  از مواردی است که در این سلسله گزارش ها از سوی سینماگران مطرح شده است.

پوران درخشنده:
در سینمای اجتماعی فیلمساز به مثابه یک پژوهشگر عمل می کند

پوران درخشنده در گفت و گو با بانی فیلم با بیان اینکه سینمای اجتماعی به مسائل روز جامعه چون خانواده، کودک و نوجوان، اشتغال، سلامت و بسیاری مضامین دیگر می پردازد، تاکید کرد بنابراین می توان گفت این سینما، سینمای مردم است.
درخشنده با بیان اینکه سینمای اجتماعی سینمای شریفی است، اظهار داشت: اصلا سینما قرار نیست راهکار نشان دهد. سینماگر مسائل را مطرح می کند و بازنمایی دیده ها و کند و کاو خود در مسائل اجتماعی را مدنظر دارد و زنگ خطر را به صدا در می آورد.
وی با بیان اینکه آنچه در سینمای اجتماعی مورد توجه است سینماگر به مثابه یک پژوهشگر است، ادامه داد: سینماگر به عنوان کسی که روابط مختلف را کنار هم قرار می دهد و به دنبال فضای علت و معلولی است، نگره ای صرف به معلول ندارد. بنابراین راهکار را باید کسان دیگری پیدا کنند. فیلمساز نشان می دهد چرا کار به اینجا کشیده اما اینکه برای حل آن چه کار بکنیم و چه راهی را در نظر بگیریم به دست کسانی است که مسئولیتی در این زمینه دارند.
وی در خصوص چرایی پدید آمدن سینمای اجتماعی، بیان داشت: سینمای اجتماعی برای این هست که بتواند مسائل جامعه را منعکس کند و مورد ارزیابی قرار دهد  به طوری که بشود راهی برای آن پیدا کرد و فرهنگ سازی های لازم انجام شود. در این مسیر مشخص می شود چه کسانی مسئولیت دارند و می توانند در حل مشکل یاری رسان باشند. در واقع سینماگر اجتماعی درد را نشان می دهد و پیشگیری و درمان به دیگرانی برمی گردد که می توانند مسئولان، خانواده، نظام آموزشی و … باشند.
وی در خصوص رواج واژه سیاه نمایی در ادبیات سینمای اجتماعی، اظهار داشت: سیاه نمایی نشان دادن مفهومی مغایر با تصویر واقعی آن است. اما زمانی شما به مشکلی می پردازید که به همان اندازه نشان داده شده تلخ است، اینجا سیاه نمایی صورت نگرفته است. وقتی چیزی سفید را سیاه نشان دهید بله سیاه نماییست اما وقتی واقعیت ها را همان چیزی که هست بدون کم و کاست نشان می دهید اسمش سیاه نمایی نیست و وظیفه سینماگر هم منعکس کردن این موارد با نگاهی هنرمندانه است. درخشنده با این توضیح که ایجاد سرگرمی در سینما نگاهی دیگر است، توضیح داد: وقتی فیلمساز از نگاه و زبان مخاطب مساله ای را مطرح می کند خواه ناخواه مخاطب همراه اوست و همین واقع نمایی باعث استقبال از فیلم می شود. وظیفه فیلمساز آگاهی دادن با صداقت است. بدون هیچ حب و بغضی و عوض کردن مسیر سوژه را مقابل دیدگان مخاطب قرار می دهد. صرف انرژی و داشتن یک نگاه مثبت نسبت به یک مساله بغرنج و تلخ باعث می شود فیلمی ساخته شود که علاوه بر  باورپذیری مورد نیاز جامعه بوده و مخاطب را به سالن های سینما بکشاند.

محمود اربابی:
چالش های ایجاد شده پس از نمایش فیلم های اجتماعی مزیت است

محمود اربابی در گفت و گو با بانی فیلم از فضای چالش و گفت و گو در سینمای اجتماعی به عنوان یکی از مزیت های این نوع فیلمسازی یاد کرد و افزود: سینماگر اجتماعی به عنوان یک مصلح اجتماعی وظیفه دارد از وجوه مختلف یک معضل اجتماعی را موردبررسی قرار دهد.
محمود اربابی با این استدلال که تعریف کردن سینمای اجتماعی ناخودآگاه ما را به سمت کانالیزه کردن مفاهیم سوق می دهد و ناچار به ارائه دیدگاهی ویژه می شویم، اظهار داشت: در این میان آنچه مورد توجه است حساسیت های ویژه جامعه و سینما در تعریف سینمای اجتماعی است.
این فیلمنامه نویس با بیان اینکه اصولا در کشورهای جهان سوم و توسعه یافته به جز ژانرهای پذیرفته شده بین المللی،  معیارهای دیگری نیز در دسته بندی فیلم ها مطرح است، توضیح داد: سینما در این جوامع مشخصا به عنوان یک ابزار فرهنگی که در چهارچوب مناسبات مختلف پاسخگوست وارد نوع جدیدی از دسته بندی آثار سینمایی می شود. تعریف سینمای اجتماعی از دل این مناسبات بیرون می آید.
وی در ادامه بیان داشت: از سوی دیگر و بر اساس یک منطق روشن برخی سینماگران قائل به سینمای اجتماعی نیستند و ژانرهای تعریف شده را معیار مناسب تری برای دسته بندی فیلم ها می دانند.
نویسنده فیلمنامه «زندگي با چشمان بسته» با ذکر این نکته که می توان روی مفهوم مشترکی در خصوص سینمای اجتماعی به تفاهم رسید؛ اظهار داشت: سینمای اجتماعی سینمایی است که مسائل اجتماعی روز را دستمایه خود قرار می دهد. نقادان این تعریف بیان می کنند تمامی فیلم های سینمایی به نحوی وجوه اجتماعی را به تصویر می کشند. اما سینمای اجتماعی به طور خاص یک مساله، مشکل و ویژگی اجتماع معاصر را مورد توجه قرار می دهد.
اربابی با بیان اینکه طبیعی است که این نوع فیلمسازی می تواند مناقشه انگیز هم باشد، ادامه داد: از نگاه من این تعبیر متعلق به جامعه شناسان در مواجهه با سینماست. در اینجا بر اساس یک تعبیر مشخص سینمای اجتماعی به نقطه نظر فیلمساز می پردازد و نگاه نویسنده و کارگردان که به صورت عمیق تری متاثر از شرایط اجتماعی است را در ایجاد یک وضعیت مطلوب نشان می دهد.
این سینماگر با اشاره به اینکه عملا سینمای اجتماعی باید سینمایی اصلاحگر باشد، یادآور شد: از آنجا که علاوه بر هنرمندان، دیگرانی هم در این جامعه زندگی می کنند، چالش، اختلاف نظر و فضای نقد در فیلم های اجتماعی از وجوه بارز آن است که از جمله مزیت های خوب این نوع سینماست.
اربابی ادامه داد: زمانی که  نگاه انتقادی فیلمساز زاویه با مسئولان اجتماع پیدا می کند ،ایجاد کننده سوءتفاهماتی است. فیلمساز به فکر بازنمایی یک مشکل اجتماعی با هدف رفع آن است اما  ممکن است مسئول مربوطه استنباط متفاوتی از این فیلم کند ،هرچند می شود به گونه ای برخورد کرد که دیدگاه یک مصلح و متفکر اجتماعی یعنی فیلمساز به عنوان کسی که به دنبال ایجاد شرایط مطلوب تر در جامعه خود است تلاش کند معضل اجتماعی به شکل واقعی آن فهمیده و درک و ارایه شود.
وی با بیان اینکه معمولا در سینمای ایران سینمای اجتماعی با دیدگاه منتقدانه متولیان قانونگذاری و سیاه نمایی مواجه می شود، در پایان یادآور شد: راهکار آن نیز تعامل و دوری از نفاق یافتن است به نوعی که در پرداخت موضوع وجوه مختلف یک مساله به تصویر کشیده شود؛ کمااینکه بخش اعظم فیلم ها اینگونه اند. اگر از ابعاد مختلف به یک مساله پرداخته شود حساسیت ها نیز کمتر شده و امکان اصلاح مساله مورد نظر و نتیجه گیری منطقی تری نیز فراهم می شود.

عباس رافعی:
در نشان دادن شادی های اجتماعی هم ممنوعیت داریم

عباس رافعی در گفت و گو با بانی فیلمدر تعریف سینمای اجتماعی، اظهار داشت: فیلمی که آیینه تمام قدی در نشان دادن زیبایی و زشتی های جامعه، هنجارها و ناهنجارها اجتماعی باشد به نحوی که جامعه با دیدن آن در جهت اصلاح خود برآید اجتماعی نام می گیرد.
وی در ادامه افزود:در آثار این نوع سینما مخاطب با لوکیشن، عناصر و شخصیت ها آشنا هستند. یعنی شخصیت ها اقتباسی و تخیلی نیستند.
کارگردان «فصل فراموشی فریبا» در ادامه افزود: اما متاسفانه در سینمای ایران نمی توانیم فیلم اجتماعی به معنای واقعی آن بسازیم به دلیل اینکه دچار ممیزی ها و سانسورهای مخلتف از جانب خود فیلمساز، اجتماع و دستگاه های نظارتی خواهیم شد.
وی در توضیحی بیشتر افزود: فیلمساز خودسانسوری دارد مبنی بر استریلیزه شدن اثر. همچنین از جانب جامعه با فیلم برخورد می شود زیرا همیشه دوست ندارد زشتی های خود را ببیند مثل فردی که در مقابل آینه قرار می گیرد و چشم خود را به کژی های خود می بندد.
وی در توضیح دسته سوم افزود:در نهایت دستگاه های نظارتی در سینما هم چندان میانه خوبی با تولید فیلم های اجتماعی ندارند چرا که احساس می کنند این آثار چون تصویر دقیق و درستی از اجتماع امروز ایران را نشان می دهند فیلم هایی مغرضانه و منتقدانه هستند.
رافعی با بیان اینکه هر چه فیلمساز تلاش کند بگوید این موضوع در جامعه هست، با برخورد سلبی مسئولان مواجه می شود، افزود: بلایی که سر فیلم «فصل فراموشی فریبا » آمد؛ فیلمی که با هدف نشان دادن فضای پایتخت ساختم اما مورد بی مهری حوزه هنری و برخی مسئولین قرار گرفت.
این کارگردان در ادامه افزود: به عنوان فیلمساز  دوست داشتم  از برخی نمادهای فضای شهری که آستانه تحمل مردم شهر را پایین می آورند در فیلم صحبت کنم.
رافعی در خصوص واژه سیاه نمایی افزود: سینمایی که به قصد سیاه نمایی ساخته می شود تنها تلخی ها را به تصویر می کشد، در فیلم اجتماعی باید علاوه بر نشان دادن معضلات اگر راه حل هم نشان نمی دهیم راه رسیدن به شرایط مطلوب را نشان دهیم.
وی در توضیح این مطلب گفت: وقتی فعالیت اجتماعی زنان را می بینیم می توانیم در عین نشان دادن سختی ها، حفظ پاکدامنی و شرافت فردی و اجتماعی را مورد توجه قرار دهیم، نه اینکه سرنوشت محتومی برای این زنان در نظر بگیریم. این مرز بین فیلم تلخ و واقعی است.
وی با اشاره به تفاوت فیلم مصلحانه اجتماعی و مغرضانه ، اظهار داشت: در دسته اول راهکارهایی برای بهتر زیستن کاراکترها نشان داده می شود. اما در فیلم های مغرضانه تنگناهای جامعه بدون راه های برون رفت از آن نمایش داده می شود.
رافعی در پاسخ به این سوال که چرا برخی فیلم های اجتماعی مخاطب را درگیر نمی کند؟ توضیح داد: مخاطب اگر احساس کند می خواهد فیلمی را ببیند که همین روزگار تلخی که در آن زندگی می کند را نمایش دهد استقبال نمی کند، مخاطب دوست دارد به سینما برود تا روزگار تلخ خود را فراموش کند و به رویاپردازی روی بیاورد. اینکه هر چند جامعه فضای خوبی ندارد اما می توان در همین فضا هم زیبا زندگی کرد.
وی با بیان اینکه اگر تماشاچی را در فیلم تحقیر کنیم آن فیلم مخاطب نخواهد داشت، ادامه داد: نمی شود گفت فیلمی تلخ است پس اجتماعی است، ممکن است فیلمم موقعیت شادی را تصویر بکشد و اجتماعی هم باشد. اما مطمئن باشید برای نشان دادن شادی ها هم ممانعت هایی وجود دارد.

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *