یادداشت رسیده

سینما و راه های نرفته اش!

غلامرضا گمرکی

گمان نمی کنم هیچ صنفی مطابق سینما این همه حرف و حدیث و نظرات غیر کارشناسانه به دنبال داشته باشد. انگار سینما به عمارتی می ماند که در بیغوله ای بنا شده و هر کس از کنارش می گذرد، بدش نمی آید بدون آگاهی و شناخت از این عمارت، تلنگری به آن زده و اظهار نظر کند! جالب این که عقیده و اظهاراتشان کوچکترین کمک و راه حلی برای رشد و پیشرفت آن ندارد. در نتیجه این طور به نظر می رسد که سینما نه متولی دارد و نه صاحب. که هر کس از گرد راه می رسد به خودش اجازه می دهد قاطی آش سینما شود و وانمود کند که به همه فوت و فن آن اشراف کامل دارد!
به هر حال این روزها سینما بدجوری ملعبه دست افراد غیرحرفه ای قرار گرفته و مورد بی مهری واقع شده است و تنها مسئله ای که همیشه بر سر زبان ها و مورد توجه همگان است، فروش های میلیاردی آن است که آن هم نصیب از ما بهتران می شود و هر روز خیلی ها از این نمد کلاه های رنگارنگ برای خود بافته و یا در حال بافتن هستند… چند روز پیش در یکی از گروه های مجازی سینما، مطلبی خواندم مبنی بر این که یکی از حضرات سینما، پیشنهاد داده بودند که قیمت بلیت سینما را تا سقف ۲۰ هزار تومان افزایش دهند!! این همان تلنگری است که در بالا به آن اشاره شد. به عقیده نگارنده، اگر فرض را بر این بگذاریم که پیشنهاد دهنده فقط خواسته خودی نشان دهد، بسیار بی جا و ناپسند چنین نظری را مطرح کرده است. مردمی که جز دیدن فیلم در سالن سینما آن هم به دلیل ارزان بودن یک تفریح سالم، تفریح کم هزینه دیگری برایشان مقدور نیست، دلیلی ندارد با شکم گرسنه ۲۰ هزار تومان پول بلیت سینما بدهند؛ ولو این که عاشق دل خسته دیدن فیلم در سالن سینما باشند! این دسته از جماعت می توانند یک ماه دندان به جگر بگیرند و CD آن را با نصف قیمت بخرند و خانواده های متعددی فیلم را ببینند، نه یک نفر! ضمن این که تمام آدم ها ابتدا به شکم گرسنه خود اهمیت می دهند و اگر امکانی برایشان وجود داشت، تفریح سالم را دنبال می کنند که سینما و تئاتر و اصولاً هنر یکی از آن هاست. این که خیلی از آدم ها از سر بیکاری و عدم شناخت کافی، دوست دارند تلنگری به سینما بزنند، نوعی خودنمایی و تظاهر است، چون سینما را از دور می بینند. درست مثل یک تابلو نقاشی که هرچقدر بیشتر به آن نزدیک می شوید خرابکاری و بی توجهی اثر نقاش، بیشتر آشکار می شود. آنان چون دستی بر آتش ندارند از کنار سینما به راحتی می گذارند، در حالی که اگر ریشه سینما را بشناسند و شناخت کافی از زیر و بم آن داشته باشند، در خصوص ساخت سالن های نمایش سرمایه گذاری و مشارکت می کنند و هرگز و تحت هیچ شرایطی اقدام به رایت فیلم ها نمی کنند. منتها از آن جا که اکثراً به فکر منافع مالی خود و پر کردن جیبشان هستند، اصلاً به این مسائل توجهی ندارند که صد البته نمونه بارز آن ساخته شدن همین سریال های نمایش خانگی است که نظم و نظام تولید فیلم برای اکران سینماها را بشدت به هم ریخته و سازندگان آن فقط برای تیراژ بیشتر و کسب درآمد سرشار هرآنچه بازیگران سوپر استار تقاضای دستمزد کنند، بدون چون و چرا به آن ها پرداخت می کنند؛ بدون این که متوجه عواقب تولید فیلم های سینمایی باشند!
این در حالیست که بیکاری در کلیه صنوف خانه سینما بیداد می کند و این یعنی عین بی انصافی از جانب سازندگان سریال های نمایش خانگی و بی توجهی وزیر محترم ارشاد که ظاهراً توجهی به این امور حیاتی ندارد و یا بنا را بر این گذاشته تا با آزادی کلان به این افراد، بیشتر در دل مردم جا باز کنند؛ غافل از این که اگر تولید سریال های نمایش خانگی روز به روز افزایش یابد، قطعاً باید فاتحه فیلمسازی برای سینما را خواند و سینماداران یا باید با تغییر کاربری سالن های خود را تبدیل به پاساژ کنند و یا سالن هایشان را در اختیار اجرای تئاترهای روحوضی قرار دهند! متاسفانه همین بی توجهی ها و واقعیت های زیر خاکستر باعث می شود روزی فرا برسد که کار از کار گذشته و فیلمسازان سینمایی و سینماداران چاره ای جز این که عطای حرفه خود را به لقایش ببخشند ندارند که در آن صورت دیگر نیازی به سازمان سینمایی و بخش اعظمی از ادارت وزارت ارشاد نخواهد بود. چون تمام مصیبت هایی که تحت هر شرایطی به سرمان می آید قبل از این که کسی را متهم کنیم خودمان مقصریم. چرا که این ماییم که ادعای فضل و دانش و تجربه و کار بلدی و استاد بودن داریم و به هر عمل نسنجیده ای تن در می دهیم و جز به خودمان به فکر دیگران نیستیم، حتی آیندگان!!!
و این یعنی عین خودخواهی، جاه طلی و زیاده خواهی که متاسفانه این روزها دامنگیر سینما شده است! در چنین شرایطی، واقعا چه انتظاری می توان از مسئولین سینمایی داشت!؟ شما که حاضر نیستید یک قدم مثبت برای همکاران خود خصوصاً نسل آینده بردارید با چه انگیزه ای توقع کمک و مساعدت از دولت دارید؟ شما که در حد ۲۰۰ نفر تهیه کننده نمی توانید با هم به تعامل برسید و صاحب یک اتحادیه منسجم و توانمند شوید چه توقعی از وزارت ارشاد دارید؟! چرا نمی خواهید علیرغم توانمندی هایی که دارید یک گام جلوتر از دولت بردارید و به دولت ثابت کنید این شما هستید که چوب لای چرخ سینماگران می گذارید… یقین دارم اگر با هم یک دل و یک صدا شوید و صادقانه و بدون شیله پیله عمل کنید قطعا دولتمردان حساب کار خودشان را خواهند کرد و متوجه این نکته خواهند شد. زمانی که با یکدیگر متحد و منسجم شوید نه تنها جرات زورگویی ندارند، بلکه راهی جز اطاعت از قوانین شما نخواهند داشت. اینجاست که شما در تمام زمینه های سینما حاکم مطلق خواهید بود و تعیین کننده دستمزدهای نجومی برخی بازیگران سوپر استار که خدا را هم بنده نیستند در چنین موقعیتی هیچ قدرتی بدون اجازه اتحادیه قادر به تصمیم گیری در سینما نخواهد بود. حتی سینماداران بدون اجازه شما حق اکران خودسرانه فیلم ها را نخواهند داشت. وقتی در چنین شرایطی قرار گرفتید، مطمئن باشید وزارت ارشاد حامی شما خواهد بود و بدون چون و چرا از شما حمایت خواهد کرد، چرا که خواسته وزارت ارشاد همان خواسته های شماست که امروز به دست توانای خودتان محقق شده است.
چرا که سال هاست وزارت ارشاد کلیه امور سینماگران را به خودشان واگذار کرده و چندان رغبت هم ندارد در این موارد ورود کند. به همین دلیل تاکنون نه شخص مهندس حیدریان و نه شخص حسین انتظامی، نه دکتر داروغه زاده و نه محمدرضا فرجی مدیرکل سینمای حرفه ای کلامی در این خصوص سخن نگفته اند. چون منتظر خودجوش بودن و یکپارچه شدن تهیه کنندگان هستند.
و اما راه حل برای کاهش دستمزد بازیگران، اصولاًآدم ها به دنیامی آیند، رشد می کنند وارد جامعه می شوند، شغل انتخاب می کنند و پا به عرصه حرفه مورد علاقه خود می گذارند و با کمک خود و دیگران متجلی می شوند. به همین دلیل هیچ کس در شکم مادر به شهرت نرسیده است. تهیه کنندگانی که قصد ساخت سریال خانگی دارند می توانند با دادن فراخوان و با نظر کارگردان، دختران و پسران مورد نظرشان را انتخاب و با سوژه های بکر و کارگردانی حساب شده اقدام به ساخت سریال کنند. در مرحله نخست ممکن است سود آنچنانی نصیبشان نشود، اما وقتی سریالی قابل قبول و چشمگیر ساخته شد، قطعاً مردم از آن استقبال کرده و به مرور به بازیگران تازه نفس عادت می کنند. روشی که تمام بازیگران دنیا از همین طریق به شهرت رسیدند. در نتیجه وقتی تهیه کنندگان یکدل و یک صدا و هماهنگ شدند، کمتر تهیه کننده ای به سراغ سوپراستارها خواهد رفت و دیگر خبری از دستمزدهای نجومی وجود ندارد. این روش در تمام دنیا رواج دارد. تصور کنید از شروع انقلاب تا به امروز آیا تمام بازیگران مورد علاقه مردم، زنده اند؟ کجایند سوپراستارهای قبل از انقلاب؟! پرده سینما در گذر زمان میلیون ها بار رنگ بازیگر به خود بیند. بازیگران می آیند و می روند، اما بازیگرانِ ماندگار کسانی هستند که خدا را در نظر بگیرند و همه چیز را برای خود نخواهند و به فکر زحمت کشان پشت دوربین که با چندرغاز دستمزد امرار معاش می کنند، باشند. و الا با یک فرد عادی هیچ فرقی دارند؟ واقعا بازیگرانی که از یک میلیارد و دوست میلیون تا صد و پنجاه میلیون دستمزد می گیرند چطور آن را می خورند! آن هم برای حداکثر ۱۰ تا ۳۰ جلسه کاری؟!کمی انصاف داشته باشید؟!
مرحله بعدی آن سوپراستارهای موجود هستند که خدا را بنده نیستند و جز خود به چیز دیگری فکر نمی کنند و اگر بیلیارد دستمزد بگیرند، باز هم به قول معروف «سیرمونی» ندارند و معتقدند سود اصلی متعلق به تهیه کنندگان است!
به این دسته از سوپراستارها باید گفت: ایران مهد آزادی است؛ جمع شوید اتحادیه تشکیل دهید و فقط برای خودتان سریال خانگی بسازید و سود سرشار آن هم از آن خودتان، چرا معطلید، هیچ کس جلوی شما را نخواهد گرفت. اگر عمل نمی کنید دل و جرات ریسک آن را ندارید، پس کوتاه بیایید و یادتان باشد که شما توسط مردم، یکه تاز میدان شده اید. قدر این مردم را بدانید و برایشان ارزش قائل شوید که فردا خیلی دیر است.

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *