صحنه حذف‌شده «بتمن مقابل سوپرمن» از زبان کارگردان

در صحنه‌ای از فیلم ابرقهرمانی جدید زک اسنایدر که حذف شد، یک حفره داستانی وجود دارد که به شخصیت مارتا مربوط می‌شود. این مطلب اسپویلر دارد!
به گزارش بانی فیلم به نقل از ایندپندنت، حالا مدتی است که از اکران فیلم «بتمن مقابل سوپرمن» می‌گذرد و هوادارانش مشتاق این هستند که زک اسنایدر درباره یکی از نقص‌های داستانی این فیلم توضیح بدهد.
سوالی که چند بار مطرح شده این است که (از اینجا به بعد اسپویلر وجود دارد، اگر نمی‌خواهید داستان فیلم لو برود نخوانید)، اگر سوپرمن می‌توانست حس کند و بشنود که لوییس لِین در خاورمیانه دستگیر می‌شود و از یک ساختمان در متروپولیس سقوط می‌کند، چطور نمی‌توانست دزدیده شدن مادرش توسط لکس لوتور را حس کند؟
خوشبختانه، خبرنگاران IGN توانستند از کارگردان این فیلم بپرسند که چرا سوپرمن نمی‌توانسته جیغ‌های مادرش را بشنود که در پاسخ به آن‌ها، زک اسنایدر آشکار کرد که در حقیقت یک صحنه حذف‌شده وجود داشت که دقیقا همین موضوع را توضیح می‌دهد. اسنایدر گفت: «از نظر من، احتمالا از متروپولیس تا اسمال‌ویل در لبه گستره شنوایی او قرار داشته. علاوه بر این، هرج‌و‌مرج و صداهای شهر هم باعث می‌شود او سخت‌تر بتواند بشنود.»
او ادامه داد: «ما صحنه‌ای داشتیم که از فیلم حذف کردیم که در آن او وقتی متوجه می‌شود لکس مادرش را دزدیده، سعی می کند او را پیدا کند. صحنه‌ای نسبتا تیره بود که حذف شد چون نماینده این سوی تیره و تار از او بود. چون وقتی او داشت دنبال مادرش می‌گشت، گریه‌ها و فریادهای تمام جرایمی که احتمالا در شهر در حال به وقوع پیوستن هستند را می‌شنید و وقتی نگاه کنید، خودتان می فهمید. خیلی از این ایده خوشم می‌آید که او به خودش یاد داده نگاه نکند، چون اگر نگاه کند، هرگز پایانی برایش نخواهد بود، درسته؟ سوپرمن باید بداند که چه زمانی دخالت کند و کی دخالت نکند. یا وقتی می خواهد دخالت کند، نمی تواند در آن واحد همه جا باشد، برای همین باید انتخاب کند که کجا دخالت کند و این عجیب خواهد بود.»
در نتیجه اگر او می‌خواست دنبال مادرش بگردد ذهنش بیش از حد شلوغ می‌شد، اما این توضیح نمی‌دهد که او دقیقا چطور همیشه می‌دانست لویس کجاست. شاید ردش را می‌گیرد. این مسئله همچنین همخوانی خوبی با ایدئولوژی کمیک‌بوکی سوپرمن ندارد؛ اینکه او قرار است یک منبع امید برای تمام کسانی که در خطر هستند باشد. ساکت کردن صداهای کسانی که زجر می‌کشند به نحوی هدف ابرقهرمان بودن را کنار می‌زند مگر نه؟ اگر به شخصیت «Daredevil» با قدرت‌های حس کردنش نگاه کنیم، می‌بینیم که هر شب بیرون می‌رود تا کسانی که در شهر هستند را نجات دهد. آدم فکر می‌کند سوپرمن هم با قدرت‌های خداگونه‌اش همینطور باشد.
در خبر مرتبط دیگر به فیلم‌های ابرقهرمانی، «کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی» هم اکران شد و نقدهای آن به اینترنت رسید. تا این جا بیشتر نقدها مثبت بوده‌اند.

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *