به بهانه پخش سریال «هزاردستان»

ضیافتی تکرارناشدنی

یادداشت رسیده – محسن محمدی
به یک رویای دور از دست اما محقق شده می ماند این سریال فاخر و ماندگار مرحوم علی حاتمی؛ هزاردستان. خیال پردازی از این بابت که ساخت چنین مجموعه نمایشی عظیم، پربازیگر و زمان بری در این دوره و زمانه دیگر چندان دست یافتنی و شدنی به نظر نمی رسد. شوربختانه به لحاظ زمانی نیز چنین امکانی دیگر صورت تحقق نخواهد پذیرفت. مگر می شود دوباره چنین ترکیبی از هنرمندان درجه یک ایرانی را گردهم آورد و از قابلیت ها و ظرفیت هایشان بهره برد، که بیشترشان چهره در نقاب خاک کشیده اند و حسرت و افسوس را بر دل دوستداران خود گذاشته اند، ابدی و برای همیشه.
کلکسیونی از بهترین بازیگران ایرانی است سریال هزاردستان. همه هستند؛ از پنج ابرهنرپیشه پس از انقلاب گرفته تا دیگرانی که همان روزها هم مطرح بودند و بعدها زبده تر و سرشناس تر هم شدند. مرحوم حاتمی که نزدیک به یک دهه از عمر خود را ریاضت وار و صبورانه صرف ساخت دکورهای این سریال و تصویربرداری اش کرد، در کنشی شاید عامدانه، بیش و کم همه بازیگران ایران، از خرد و کلان را جلوی دوربین خود قرار داد تا هنرنمایی شان ثبت و ماندگار شود در قاب تصویر. دیدن سریال هزاردستان که تا به تازگی روی شبکه آی فیلم۲ رفته، حظ مضاعف است و تماشای یک اثر ماندگار را با نوستالژی به شکل توامان با خود دارد. یادها و خاطره ها زنده می شود و جان می گیرد با نظاره سریال هزاردستان.
ورای بازیگران، تمامی اساتید مسلم دوبله ایران گردهم آمده اند تا با صداهای مخملین و جاودان خود، رنگ و لعابی ماندگار ببخشند به کاراکترهای این سریال. از منوچهر اسماعیلی و ایرج ناظریان گرفته تا عزت الله مقبلی و ناصر طهماسب و منوچهر نوذری.
تاریخ، دغدغه و دلخواسته اصلی مرحوم علی حاتمی بود در عمده سریال ها و فیلم هایی که به سامان رساند و کارگردانی کرد. روایت این کارگردان فقید از تاریخ، اما نعل به نعل و خط به خط نبود و گهگاه بنا به زاویه نگاه خود بابت ارتقای بار دراماتیک اثر، حوادث را پس و پیش می کشید یا شخصیت هایی را به قصه می افزود یا می کاست. بر همین اساس، کاراکتر خان مظفر سریال هزاردستان گرته برداری ای بود از شخصیت میرزا عبدالحسین خان فرمانفرما با گریمی به شدت نزدیک به سال های واپسین عمر او که قضا را ببین، نه تنها در سال ۱۳۲۰ و اشغال ایران توسط قوای متفقین در قید حیات نبود که در سال های آخر زنده بودنش هم دیگر کاریزما و نفوذ سابق را نداشت. به تعبیر صحیح تر و دقیق تر، او لااقل در اواخر عمر دیگر هزاردستان نبود. این نکته، اما نه تنها نقطه ضعفی برای مرحوم حاتمی و سریالش نبود که هنر او را به رخ می کشید که چنین چیره دستانه، داستانی نیمه واقعی تخیلی اما جذاب را در قالب شخصیت هایی قوام یافته و باورپذیر و دیالوگ هایی گوش نواز و تاثیرگذار در بستر حوادث سال های پر آشوب کشور طرح و روایت می کرد.
اصولا هرگاه کارگردانان ایرانی به شکل سرراست و مستقیم به سراغ تاریخ این مرز و بوم رفته اند، در اغلب موارد، حاصل کار، سفارشی و فرمایشی از آب درآمده است، اما چنان که با شم هنرمندانه خود، درام را به اثر نمایشی منضم کرده اند و حواشی را پررنگ و کاراکترهایی برآمده از ذهن و تخیل خود را به آن افزوده اند، نتیجه، جذاب و گیرا شده است.
تماشای دوباره سریال هزاردستان علاوه بر لذت سمعی و بصری (از بابت دیالوگ های فوق العاده و بازی های چشمگیر) که برای مخاطب به همراه دارد، حامل نکته و پیام مهم و قابل تاملی نیز هست؛ صرف و هزینه کرد هشت سال زمان که در کار هنری برای خودش عمری محسوب می شود، برای تولید و به سامان رساندن یک اثر نمایشی فاخر و در خور توجه ارزشش را دارد و بطلان و به هرز رفتن وقت و انرژی نیست.
مجموعه های ماندگاری چون هزاردستان و از این دست، می توانند الگو و نمونه ای باشند برای سریال های الف ویژه تلویزیون که گویا قرار است به روال سابق اما با شدت و حدت بیشتری در دستور کار قاب کوچک قرار گیرد.
سریال هزاردستان از آن دست آثار نمایشی است که هر چه می گذرد عیار و اصالتش بیش از پیش عیان می شود؛ چه برای مخاطب عام و چه برای اهل فن و کارشناسان. چه خوب که حالا مخاطبان فرامرزی فارسی زبان افغانستانی و تاجیکستانی آی فیلم ۲ هم می توانند به تماشای چنین سریال فاخری بنشینند و از جادوی قلم مرحوم علی حاتمی، طنازی های بی نظیر کلکسیونی از قَدرترین هنرپیشه های ایرانی در جلوی دوربین، صدای مخملین دوبلورهای تکرارناشدنی و بازسازی بی نظیر تهران قدیم لذت ببرند، به وفور.
فارسی زبانان سراسر دنیا این شب ها مهمان ضیافت مرحوم علی حاتمی یا به تعبیر ظریف و زیبای استاد جمشید مشایخی، سعدی سینمای ایران هستند.

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *