گفت‌و‌گوی محمد حقیقت با امیر گنجوی کارگردان فیلم سینمایی «جعبه شوردینگر»

فیلمسازی در کانادا درباره کرونا با رعایت پروتکل‌های قرنطینه!

بانی فیلم:

مدت نسبتا زیادی است که ایرانیان خارج از کشوردر زمینه فیلمسازی بیشتر فعال شده اند. آنها در اروپا و امریکا فیلم های کوتاه وبلندی ساخته و توانسته‌اند درجشنواره‌های جهانی هم موفقیت‌هائی کسب کنند.
این موضوع خود یک پرونده طولانی می‌طلبد. این فیلمسلزان را می توان به دودسته تقسیم کرد؛ دسته اول کارگردانانی که کارخود را از داخل ایران شروع کرده بودند و سپس در خارج به ادامه فیلمسازی پرداختند و گروه دوم، آنهائی هستند که فیلمسازی را در خارج از ایران شروع کردند. یکی از برجسته ترین فیلمسازان گروه دوم، علی عباسی با فیلم «مرز» است . او این فیلم را درسوئد ساخت و توانست جایزه بزرگ بخش نوعی نگاه جشنواره کن را به دست آورد.
اخیر با خبرشدیم که امیر گنجوی، منتقد سینمایی و مدیر جشنواره فیلم های ایرانی درکانادا، توانست با وجود شرایط سخت کرونا، فیلمبرداری دومین فیلم بلند خود به نام «جعبه شوردینگر» را به پایان برساند.
نکته جالب در مورد این پروژه سینمایی اینکه موضوع فیلم به صورت مستقیم با همین موضوع کرونا ومحدودیت‌های ایجاد شده درارتباط با مشکلات آن است؛ در گفت‌وگویی با امیر گنجوی کارگردان «جعبه شوردینگر» از این فیلمساز خواستیم تا درباره فیلمش توضیح دهد:
امیر گنجوی: سوژه این فیلم نتیجه یک تفکر جمعی بود. مواجهه شدن با شرایط کرونا و اینکه آدم‌ها چگونه می‌توانند با این شرایط برخورد کنند و چگونه این شرایط آن‌ها را از فضای همیشگی‌شان دور می‌کند. این موضوع من و نسیم نقوی (همسرم) و بهزاد جواهری را ترغیب کرد راجع به آن به صورت مشترک فکر کنیم. همسرم روزی به من گفت که در ایام کرونا گویا دیوارهای خانه در حال خوردن او هستند! بهزاد جواهری که یکی از تهیه‌کننده‌های فیلم است داستانی جذاب مرتبط با کرونا را برایم تعریف کرد. همگی ما علاقمند به فیلم ساختن پیرامون کرونا شدیم. مدتی راجع به این موضوع فکر و تحقیق کردیم و در نهایت ایده ها را با علیرضا کاظم‌ پور مطرح کردیم و در نهایت به یک طرح فیلم‌نامه‌ی خیلی خوب که قابلیت ساخته شدن را داشته باشد رسیدیم. علیرضا فیلمنامه‌نویس بسیار باحوصله و دقیقی است و به نظرم یکی از خلاق ترین نویسندگان ایرانی است. از همان اول برای مان مهم بود که این فیلم برای بیننده انگلیسی زبان قابل فهم باشد. آرش عزیزی برای برگرداندن نوشته به انگلیسی به ما کمک کرد. او همچنین در دیالوگ‌نویسی فیلم به انگلیسی نقش بسیار موثری داشت. از همان ابتدا برای ما مهم بود که تا حد ممکن فیلمنامه به زبان رایج انگلیسی باشد. از کمک یکی از دوستان کانادایی به نام کریس مک لور، که درس خوانده دانشگاه هاروارد است و با جشنواره «استین» همکاری دارد، برای بررسی نهایی فیلمنامه استفاده کردیم. داستان فیلم مربوط به زنی است که از سفر برگشته و متوجه می‌شود که شوهرش در منزل مبتلا به کرونای شدید شده و باید او را به بیمارستان رساند و…
* قبلا که سناریوی شما را خوانده بودم، آن را بسیار پرکشش و جذاب یافتم. صحنه‌های غیرمنتظره ای در آن هست که سخت علاقمندم، فیلم مونتاژ شده را ببینم. فیلم الان در چه مرحله‌ای است؟ کمی درباره نحوه ساخت، یافتن امکانات و بقیه موارد بگویید.
– فیلمبرداری و ساخت این پروژه حدود بیست و چهار روز طول کشید. فیلمی است که کاملا به زبان انگلیسی ساخته شده و اکثر عوامل آن هم کانادایی و از ملیتهای مختلف هستند. در انتخاب عوامل فیلم سعی کردم از تمام اقشار و اقلیت‌های کانادایی حضور داشته باشد. در حقیقت فیلمی درست کردیم که در آن افراد با جنسیت‌های مختلف و با نژادهای مختلف حضور داشته باشند، مثل خود جامعه کانادا که در آن چندگانگی فرهنگی به چشم می خورد و افراد با دیدگاه‌های مختلف حضور دارند.
درفیلم همسرم درکنارم بود که می شود گفت با هم کارگردانی کردیم. قبلا هم در زمینه معماری کارهای مشترک زیادی را انجام داده بودیم و طبعا با روحیه و سلیقه یکدیگر آشنا هستیم. البته اختلاف دیدگاه های خودمان را در زمینه کارگردانی داشتیم و گاه نظراتمان ۱۸۰ درجه مخالف هم بود اما سعی می کردیم از طریق صحبت به نگاهی مشترک برسیم. او نگاه خاص زنانه‌ی خودش را وارد فیلم کرد و به خصوص این نگاه را در بازیگری و نوع بازی گرفتن از بازیگرها و همچنین فضاپردازی فیلم به خوبی احساس کردم. تجربه بسیار دلپذیری بود و به ویژه وقتی با فیلمی سر و کار داریم که در فضای خانگی و در ارتباط با یک زن می‌گذرد.
در این فیلم ما هم با افرادی بومی کانادائی همکاری داشتیم و هم با افرادی از برزیل، کشورهای آسیایی و اروپایی. این پروژه تجربه دلپذیری را برایمان فراهم کرده بود که بتوانیم یک فضای فیلمسازی را تجربه کنیم. دو بازیگر اصلی فیلم هر دو هنرپیشه کانادایی هستند. کرونا چیزی است که تمام جهان را تحت تاثیر قرار داد و تجربه همه مردم دنیا با این مشکل تقریبا شبیه به هم است و از این جهت می‌توانیم بگوییم که این فیلم به ایرانی‌ها مربوط می‌شود اما در واقع فیلمی نیست که به طور مستقیم راجع به جامعه ایران باشد؛ بیشتر یک فیلم کاملا کانادایی با مایه‌های بین‌المللی ست.
فیلم در حال حاضر وارد مرحله‌ی پسا-تولید شدیم و امیدوارم که حدود یک ماه دیگر بتوانیم مرحله پسا-تولید را هم تمام کنیم.
* باتوجه به اینکه یافتن سرمایه دراین شرایط سخت است، چگونه بودجه فیلم آن را پیداکردید؟
– من از دنی کوته، فیلمساز مستقل کانادایی، یاد گرفتم که یک راه خوب برای ساخت فیلم‌های مستقل در امریکای شمالی، روش مشارکتی است که در آن چندین نفر در تولید و ساخت فیلم حضور داشته باشند و هر کس به توان خود در ساختن فیلم نقش داشته باشد. لذا با مشارکت مالی سه نفر از دوستانم فیلم را ساختم، که هرکدام از آن‌ها بخشی از کار را برعهده گرفتند. با توجه به اینکه سوژه فیلم تک لوکیشن بود و در فضای محدودی ساخته شده است، کار کاملا کم‌بودجه‌ای است.
البته ساختن فیلم در چنین شرایطی راحت نبود، و با استرس و فشار بسیار زیادی روبرو بودیم و سعی کردیم پروتکل‌های بهداشتی را هم رعایت کنیم. ازعوامل فیلم خواستیم قبل ازشروع تولید و فیلمبرداری، آزمایش کرونا بدهند. همچنین در صحنه فیلم‌برداری دستکش، ماسک و مایع ضدعفونی‌کننده در اختیار افراد قرار دادیم. و از اعضای گروه خواستیم تا جایی که می‌شود با فاصله نسبت به یکدیگر قرار بگیرند، اما سرصحنه خیلی سخت است که بتوانیم تمام این موارد را رعایت کنیم؛ چهره بازیگر در ایفای نقشش حتی در یک فیلم مربوط به کرونا بسیار مهم است و از بازیگران نمی‌توانید بخواهید ماسک به صورت بزنند! در روزهای اول در گروه استرس بود. بعد از مدتی به خاطر بودن با یکدیگر، حس اعتمادی نسبت به یکدیگر پیدا شد، درست مثل افراد یک خانواده؛ تجربه روبرو شدن با ترس مشترک، حس خوبی را ایجاد کرد و با وجود آنکه اکیپی از قومیت های مختلف داشتیم اما دوستی خوبی بین اعضای گروه شکل گرفت.
* این فیلم دوم شماست، کمی درباره کارهای گذشته تان بگوئید.
– حدود شانزده سال است که به کانادا آمده‌ام، و بخش زیادی از دورانی را که در کانادا بودم در دانشگاه بسر بردم. دارای مدرک فوق‌ لیسانس در رشته‌های معماری، شهرسازی و علوم سیاسی هستم. هم‌ چنین دکترا در رشته‌ی سینما و فلسفه. از همان ابتدا به سینما علاقه خاصی داشتم و در کارهای مختلف مربوط به سینما همواره نقش داشتم. تقریبا در هر دانشگاهی که حضور داشتم، پایه گذار یک کلوپ سینمایی بودم و مسبب پخش فیلم های روز و کلاسیک. همچنین بنیان گذار سه فستیوال بین المللی در کانادا هستم. با توجه به علاقه ام به سینمای ایران سعی کردم که محیطی را برای معرفی و پخش فیلم های ایرانی در کانادا فراهم کنم. به کار روزنامه نگاری در سینما هم علاقه دارم. در ضمن با چندین نشریه مختلف انگلیسی زبان سینمایی هم همکاری مستمر دارم.
اولین فیلمم «پاندول» را دو سال پیش ساخته بودم. در یکی از درس های دانشگاهی ام که پیرامون بحث سقط جنین بود با مطلب چالش برانگیزی پیرامون سقط جنین و حق پدری روبرو شدم. ایده های چالش برانگیز و ضد جریان رایج برای من همواره جالب است. با خواندن آن مطلب، این ایده در ذهن من شکل گرفت که آیا در بحث سقط جنین می‌توانیم به چیزی به نام حق پدری اعتقادی داشته باشیم؟ و این که این نگاه چه کمبودهایی را با خود دارد؟ ایده را با مصطفی عزیزی مطرح کردیم و با هم مشغول نوشتن فیلمنامه ای پیرامون این موضوع شدیم. در نهایت پاندول را به صورت مشترک با مصطفی عزیزی نویسندگی و کارگردانی کردیم.
* موفق باشید و به امید دیدن فیلم . برنامه ای برای بعد از «جعبه شوردینگر» دارید؟
بله. امیدوارم…

عوامل «جعبه شوردینگر» عبارتند از:
سناریست : علیرضا کاظم پور وامیر گنجوی ( ترجمه فیلمنامه به انگلیسی – آرش عزیزی)
کارگردان: امیر گنجوی و نسیم نقوی
فیلمبردار: پترو میگوئز
طراح صحنه: ال سیوس
منشی صحنه : جردبرنارد
صدابردار: دیوید موفاد و کاولوین ملاری
دستیاران کارگردان: ترانه خاجیان و علی بردبار
بازیگران: لی لاسن، اداش کالا، جس مایس و فریدا ونگ

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *