لطفا جدی باشید!

آب و نون فیلم ساختن!
این فیلم سیاسی ساختن هم شده «قوز»بالا «قوز»! شما بگید مشکل از کجاست؟
آیا مشکل از فیلمساز- تهیه کننده وطنی یه که سواد سیاسی اش در حد خواندن ستون خبرهای کهنه یک نشریه شهرستانی یه؟ یا مشکل از سوژه هاست که همچین بگی نگی، ظرفیت هاشون پر شده؟!
ما که نمی دونیم، اما مشکل هرچی که باشه، خدایی تو «کت» ما نمیره به این فیلمی که رو پرده سینما می بینیم بگیم فیلم سیاسی! همچین فیلمی اونم حاصل تراوشات ذهنی یک شخصی که کارنامه اش پره از فیلم های لمپنی، نه تنها فیلم سیاسی نیست، بلکه فقط به درد تسویه حساب های صنفی میخوره!
خدایی یه همچین فیلمی رو بذاریدش کنار – مثلا- فیلم حکومت نظامی یا همه مردان رییس جمهور یا بعدازظهر سگی و یا… هر فیلمی سیاسی دیگه؛ خب! نتیجه چی میشه؟ شرمساری و خجالت؟ البته.
یکی باید به این طرف بفهمونه که اوهوی داداش؛ تو که «راه دستت» فیلمفارسی ساختنه، خب برادر من، بچسب به همون و ولش نکن! که واسه ات همین کار، جواب میده حسابی!
ما حاضریم ریش گرو بذاریم اگه ضرر کردی اون موقع ما پا پیش بذاریم و با گوستاگاوراس هماهنگ کنیم بیاد به جات یه فیلم سیاسی مشتی بسازه، تا هم تو به آرزوت واسه فیلم سیاسی ساختن برسی و هم ما از عذاب تماشای سیاسی کاری هات خلاص بشیم!
حاضریم قسم بخوریم تا باور کنی که این جور فیلم ساختن، اگه واسه ات «آب» نداشته باشه، حتما برات «نون» خواهد داشت…!

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا جدی باشید!

صرافی!

راستیتش پیش بینی همه چی رو تو سینما میشد کرد به غیر از راه انداختن صرافی، اونم نه ارز و پول خارجی. بلکه قیمت گذاری روی آدما! نخندید، شوخی نمی کنم. همین یکی دو روز پیش بود که یکی از فیلمسازان جهانی – که نه!- فیلمسازی در سطح داخلی، خودشو همین جوری یه هویی انداخته تو بحثی که اصلن بهش مربوط نبوده…
این فیلمساز که در سطح قصبات و توابعش، منزلت خود خوانده ای واسه خودش قائله، در افاضاتی، با قیمت گذاری روی خبرنگارا، این جماعت قلم به دست رو «دو زاری» خطاب کرده و با این اظهارات گهربار و کاملا فرهنگی که تنها از جانب فرهیخته ای مث همین («کار»…«گردان») بر میاد، روی دیگه تخصصش تو صرافی و ارزیابی کردن آدما رو نشون داده!
خدا وکیلی وقتی شنیدیم این حرف از دهن یک فیلمساز اومده بیرون، اولش یه خرده شک کردیم؛ اما گوینده اطمینان داد که آقا خود خودشه و آخر جنسه! به همین دلیل می خواهیم بر سبک وسیاق حراجی های کالاهای فرهنگی و غیر فرهنگی، ما هم یه قیمتی واسه «کار»…«گردان» مورد نظر بذاریم تا ببینیم قیمتش تو همین عالم کوچیک سینما چه قدره؟
پس شروع می کنیم؛ قیمت پایه: یه قرون…!
-خب، چه کسی پیشنهاد اول رو میده؟ پیشنهاد اول؟ پرسیده پیشنهاد اول؟ کسی نیست؟ حتی یه قرون…؟!
ای بابا! دیگه چه انتظاری میشه داشت واقعن که عجب دوره و زمونه ای شده! آدمای فرهنگی و فرهیحته هم دیگه خریدار ندارن. حتی یه قرون…!

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا جدی باشید!

داعش یا سیندرلا؟!

از عجایب هنر سینما یکی هم این است که باید فیلمت را توضیح بدهی؛ توضیح، نه تعریف کردن فیلم. فیلم که واسه دیدن است نه تعریف کردن؛ اما تخریب ناشی ازاظهارات تهیه کننده فیلم آوازهای سرزمین من، کمتر از کشت وکشتارگروه خونخوار داعش نیست!
آقای تهیه کننده در مورد این فیلم گفته که… «منتقدان روسی آوازهای سرزمین من را اثری ضد داعشی دانستند..» ببخشیدا خیلی معذرت می خوام؛ پس قرار بود این فیلم را یک فیلم سیندرلایی بدانند؟! معلومه وقتی اون همه مرد ریش دارتا چاک سینه وغرق در انواع سلاح گرم وسرد، درباره سیندرلا یا سفید برفی و هفت کوتوله داستان نمی گویند!
باز جای شکرش باقیه که همه مردم قیافه های این جماعت خدانشناس رو می شناسند وگرنه فیلم ساختن درباره شون خیلی سخت میشد، مگه نه؟!

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا جدی باشید!

یه حبه قند واسه سینما رفتن!
آقا آدم خسته میشه از این همه تلخی؛ (منظورمون از تلخی، تلخی توی فیلم هاس!) از بس موضوع این فیلم های لاکردار و بدمصب تلخه که تو جشنواره می دیدیم هر کی از سالن می اومد بیرون انگار یک بطری (در سایز نوشابه خانواده) شربت اکسپکتورانت رو خالی کردن تو حلق مبارکش.
این همه تلخی نگرانی نداره؟ نباید ناراحت سینمای سال بعد شد که قراره همین فیلم ها رو نشون بدن؟
اون بیچاره تماشاگرا چه گناهی مرتکب شدن که باید از روزهای اول عیدشون همین جور تلخی به کام شون بریزن تا سیزده بدر و بعدشم تا… خدا می دونه تا کی… خلاصه این تماشاگرای بخت برگشته هی باید از شدت تماشای تلخی فیلم ها، مث شربت اکسپکتورانت خورده ها، مدام یه لرزش خفیف (البته مطابق با موازین برگزاری کنسرت های موسیقی) به خودشون بدن!
والله اگه شما هم جای تماشاگرا باشین خب خسته میشین؛ حالا اگه از شربت خوردنتون پشیمون نشین، حتما لرزش ها یه «کاری» دست تون میده!
از ما گفتن بود از همین حالا به فکر یه حبه قند باشین تا سال بعد موقع فیلم دیدن، خیلی اذیت نشین…!

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *