گفت و گو با ارون پال بازیگر «چشمی در آسمان»

ماندن در قالب یک شخصیت سخت است

ستاره تریلر جدید «چشمی در آسمان» از بحث پیرامون هواپیماهای بی‌سرنشین، عشق‌ورزیدن به لس‌آنجلس و بازگشت جسی پینکمن می‌گوید.
به گزارش بانی فیلم به نقل از گاردین، ارون پال بازیگری ۳۶ ساله است که با ایفای نقش جسی پینکمن، توزیع‌کننده و تولیدکننده کریستال مت در سریال «برکینگ بد» به شهرت دست یافت و سه جایزه امی هم دریافت کرد. در فیلم جدید «چشمی در آسمان»، او نقش خلبان هواپیماهای بی‌سرنشین را بازی می‌کند که دستوری مبنی بر منفجر کردن یکی از سلول‌های ال‌شباب در کنیا دریافت می‌کند.

***

فیلم «چشمی در آسمان» به یاد و خاطره آلن ریکمن که از بازیگران آن بود تقدیم شده. شما توانستید با او ملاقات کنید؟
– متاسفانه هرگز این فرصت پیش نیامد. این دومین فیلمی بود که من و او با هم انجام دادیم، اما من هیچ‌وقت امتیاز ملاقات با این مرد را دریافت نکردم. اما خیلی خوش‌شانسم که توانستم روی پرده بزرگ با او سهیم باشم.
شخصیت شما موشک هواپیمای بی‌سرنشینش را شلیک نمی‌کند چون احتمالا یک دختر بی‌گناه را خواهد کشت. اما اگر کاری نکند، بمبگذاران انتحاری که او آن‌ها را هدف قرار داده، ممکن است افراد بیشتری را بکشند. خود شما موضع‌گیری اخلاقی خاصی در مورد چنین مشکلی دارید؟
– وارد نکردن احساسات شخصی به ماجرا غیرممکن است. احساس می‌کنم در این مورد با شخصیتم موافق هستم، برای همین است که خیلی خوشحالم مجبور نیستم جای او باشم و بخشی از پروسه تصمیم‌گیری باشم. او فقط دارد سعی می‌کند از زمانش استفاده کند، تا آخرین لحظه صبر کند تا موشک‌هایش را رها کند.
آیا بحث‌های زیادی در ایالات متحده درباره استفاده از هواپیماهای بی‌سرنشین به وجود آمده؟
– مسلما، از لحظه‌ای که هواپیماهای بی‌سرنشین پرواز کردند بحثی به وجود آمده است. اما اگر با کارگردان‌مان صحبت کنید (گَوین هود) که در سه یا چهار سال گذشته تحقیق‌های بی‌شمار و پایان‌ناپذیری انجام داده، متوجه می‌شوید که حتی وقتی کمان دستی بزرگ هم اختراع شد و آن‌ها از آن در نبردها استفاده کردند، مردم فکر می‌کردند به شدت غیرمنصفانه است. چطور است که شما می‌توانید از آن سوی یک زمین بزرگ و در آرامش مقر خودتان یک کمان بزرگ شلیک کنید؟ هواپیماهای بی‌سرنشین هم نسخه‌ای دراماتیک‌تر از همین هستند.
شما در آیداهو بزرگ شدید و پسر یک کشیش باپتیست هستید. دوران کودکی‌تان چطور بود؟
– فوق‌العاده بود. حالا که از آن دور هستم بسیار بیشتر قدرش را می‌دانم. من در کنار یک دریاچه و رودهای خروشان بزرگ شدم و اطرافم پر از کوهستان و نهر و حیات وحش و این جور چیزها بود. از همان سن کم همیشه سوار اسنو بورد بودم. و آن وقت با خودتان فکر می‌کنید که خدای من، خیلی منتظرم که بتوانم زندگی هیجان‌انگیزتری داشته باشم. اما من از وقتی ۱۷ سال داشتم در لس‌آنجلس زندگی کردم و حالا مشتاق برگشتن به آیداهو هستم.
شما وقتی نوجوان بودید به لس‌آنجلس نقل مکان کردید. آیا این دوران تنهایی در زندگی‌تان بود؟
– من به آن سرعتی که فکرش را می‌کردم عاشق لس‌آنجلس نشدم. اما حالا دیوانه‌وار عاشقش هستم. قشنگ دو سه سالی طول کشید تا عاشق این شهر بشوم. خیلی چیزها در لس‌آنجلس هست که در نگاه اول ممکن است شما را بترساند، مثل آدم‌های تقلبی و تمام زرق‌و‌برق که اصلا من آن را دوست ندارم. اما در نهایت آن گروه از دوستان را پیدا می‌کنید که دوست‌شان دارید و به آن‌ها اعتماد می‌کنید. اسمش را تنها نمی‌گذارم. داشتم برای چیزی مبارزه می‌کردم. داشتم سعی می‌کردم پایم را از در وارد کنم و بالاخره آن در باز شد.
هرگز به فکر تسلیم شدن افتادید؟
– ترس زیادی بود. هرگز نمی‌خواستم تسلیم بشوم. من هم در این صنعت، بالا و پایین‌هایم را داشتم. من کارم را با آگهی‌های تبلیغاتی شروع کردم تا بتوانم قبض‌ها را پرداخت کنم، اما بعد دیگر آن کار را نکردم چون می‌خواستم روی گرفتن نقش‌های مهمان در تلویزیون تمرکز کنم. اگر کارتان ساکن بشود آن وقت دادن قسط‌ها سخت‌تر است. درست پیش از «برکینگ بد» احتمالا بدترین و ضعیف‌ترین نقطه مسیر حرفه‌ای کاری من بود. اولین باری بود که از کسی در خانواده‌ام پول خواستم و خانواده‌ام هم پولی برای دادن نداشت. اما توانستند کمی پول جور کنند و سه ماه پشت سر هم اجاره خانه من را بدهند. این خیلی قلب من را شکست.
جسی پینکمن شخصیت فوق‌العاده‌ای بود و یکی از شاخصه‌های متمایزش صدای عمیقا تنبلش بود. آن صدا چقدر به صدای خودتان نزدیک است؟
– مدتی طول کشید تا وقتی بفهمم جسی چه نوع آدمی است. در قسمت اول سریال او در قالب یک آدم سوخته معتاد به تصویر کشیده می‌شود. می‌خواستم او متمایز باشد. می‌دانستم آدمی است که چیزهایی مثل «Yo» را خیلی زیاد می‌گوید. می‌خواستم شخصیتش را دور همین چیزها بسازم. صدایش در طول کل فصل اول سریالم دستم آمد و توانستم تا فصل دوم، حس واقعی‌اش را بگیرم.
ماندن در قالب یک شخصیت طی سال‌های طولانی سخت است؟ آیا شما را در بر می‌گیرد؟
– خیلی مواقع می‌تواند سخت باشد، اما در سریال مثل «برکینگ بد» در حقیقت آسان بود چون این شخصیت‌ها تا حدی به خوبی درست شده بودند که جلوی‌تان قرار داشتند و می‌توانستید کنترل‌شان کنید. هرچقدر بیشتر فیلمنامه می‌خواندیم بیشتری متوجه می‌شدیم که این شخصیت‌ها چه کسانی هستند. شما می‌توانید در ۶۲ ساعت تلویزیون، روایتی به شدت توصیفی و دقیق ارایه کنید.
جایی خواندم که در مرحله‌ای از سریال شما در قالب جسی خواب می‌دیدید…
– این حقیقت دارد. من حقیقتا هر لحظه در نقش جسی زندگی می‌کردم و نفس می‌کشیدم و بعد هم چیزهایی بود که در تلویزیون دیدید. تقریبا فکر نکردن در نقش جسی، تبدیل نشدن به او غیرممکن بود. برای همین پیش می‌آمد که بعضی شب‌ها در قالب جسی وحشت‌زده از خواب بیدار می‌شدم و فکر می‌کردم قرار است اتفاق‌اهی بد برایم بیفتد. که راستش خیلی از آن خوشم آمد. هرگز تا پیش از آن در قالب یک شخصیت خواب ندیده بودم.
صحبت‌هایی درباره حضور شما در سریال پیش‌درآمد «بهتره با سول تماس بگیری» به گوش می‌رسد. خبری در این باره برای‌مان دارید؟
– تمام چیزی که می‌توانم بگویم این است که ما چند صحبت طولانی درباره امکان حضور جسی و اینکه اگر بیاید در چه زمانی خواهد آمد داشتیم و اگر این اتفاق بیفتد باید به خاطر دلایل درست باشد. آن‌ها نمی‌خواهند فقط جسی را وارد سریال کنند که مخاطبان بتوانند او را در پس‌زمینه ببینند. او واقعا باید وارد داستان بشود. از آنجایی که من یکی از طرفداران بزرگ «برکینگ بد» و «بهتره با سول تماس بگیری» هستم، اگر بتوانند راهی پیدا کنند که این اتفاق بیفتد خیلی خوشحال می‌شوم.
برای آرامش پیدا کردن چه کار می‌کنید؟
– هر شانسی که برای خانه ماندن پیدا کنم از آن استفاده می‌کنم. من هرگز در خانه نیستم و سفر می‌کنم. هرگز در لس‌آنجلس کار نمی‌کنم. خانه بودن واقعا برای من و همسرم مثل یک تعطیلات می‌ماند. موسیقی چیزی است که عاشقش هستیم. من در یک فستیوال موسیقی عاشق همسرم شدم. ما بیرون اتاق نشیمن‌مان کنسرت برگزار می‌کنیم. هر وقت که در شهر باشیم، هنرمندانی که در لس‌آنجلس اجرا می‌کنند را دنبال می‌کنیم و با مدیر تورهای‌شان ارتباط برقرار می‌کنیم تا ببینیم حاضر هستند در اتاق نشیمن‌مان اجرا کنند یا نه.
فکر می‌کنید اگر لازم باشد می‌توانید کریستال مت را با کیفیتی قابل قبول درست کنید؟
– مسلما نه. حتی نمی‌دانم چطور خودم را منفجر کنم. اگر این کار را بکنم هم افتضاح خواهد بود. فیلم «چشمی در آسمان» روز پانزدهم آوریل اکران می‌شود.

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *