مردم- دولت- سینما

یادداشت رسیده – غلامرضا گمرکی
دولت، پدر خانواده ای است که به صلاحدید و اندیشه خود، فرزندانش را که همانا ملت هستند، تربیت می کند. در این خانواده، آنچه پدر می خواهد، فرزندش الگوی او خواهد شد و این پدر است که صلاح می داند فرزندش را چگونه تربیت کند و تحویل جامعه دهد که آسیب اخلاقی نبیند که صد البته همان اخلاق پدر که از او فرزندی انسان، قاتل، با مرام، بی مرام، دکتر، مهندس، کارگر، با گذشت، بی گذشت، مردم دار، مغرور و … می سازد و او را روانه جامعه و اجتماع می کند. حالا این وظیفه پدر است که به اقتضای دانش و بینش و سیاست خود، فرزندش را آنچنان اجتماعی و اخلاق مدار ساپورت کند که فرزند معصوم و بی گناهش به بیراه کشیده نشود. شما در محیطی که مسجد، سینما، میخانه، کاباره و انواع وسایل تفریح و خوشگذرانی وجود دارد و فرزند می تواند از تمامی آن ها نسبت به اخلاق و توان مالی و ابراز علاقه و بعضا ورود و تجربه کند، دست به انتخاب بزند، قدر مسلم پدر باید فرزندش را زیر نظر بگیرد و گرایش آن را به آن چه بدان اشاره شد، بداند. اگر تفریحی سالمی در وجود فرزندش دید او را تشویق و اگر ناسالم حس کرد با دلیل و منطق او را از راهی که انتخاب کرده است، برحذر دارد. در نتیجه این دولت است که دانش، تفکر و دانسته های خود را بین مردم ترویج می دهد. در خصوص سینمای قبل از انقلاب که از هر کشوری فیلم وارد ایران می شد و حداقل سالی ۱۲۵ فیلم ایرانی تولید و عادلانه اکران می شد، همه با هم دوست و رفیق بودند که اگر عمری باقی بود در آینده خواهم نوشت. ولی امروز بحث ما تربیت سالم سازی است که بدانیم چه کسی توپ را در زمین دیگری می اندازد و باعث تفرقه می شود. متاسفانه بعد از هشت سال دفاع مقدس، دولت پی برد که مردم بزرگ و شریف ایران همان فرزندان پاک سرشت، چگونه سینه مردانه خود را سپر بلای دشمن بعثی کردند و تا آنجا که توان داشتند مدافع ناموس و تمامیت خاک وطن شدند و جان بر کف در مقابل دشمن ایستادگی کردند که هنوز هم گلگون کفن هایی داریم که جسم پاکشان به خاک وطن سپرده نشده است در چنین شرایطی افرادی به کمک طلبیده شدند، بدون آن که ریشه آنان شناسایی شده باشد و مسئولیت های خطیر و حساس را به گردنشان انداختند. افرادی که اکثر شان و در دولت های مختلف آنچه برایشان مهم است، سمت و میزی است که پشت آن لم داده تا قانون های من درآوردی وضع می کنند و توقع دارند مردم گوش به فرمان آن ها باشند، چرا که اکثر قوانین وضع شده هیچ نفعی برای مردم ندارد. نمونه بارز آن عدم قانونمند شدن سینماست که چهل سال است اهالی سینما در کشتی بدون کاپیتان روی آب سرگردان هستند. این سینما، سینمایی است که بعد از انقلاب تعطیل شد و دیری نگذشت که امام خمینی (ره) فرمودند: «ما با سینما مخالف نیستیم با فحشا مخالفیم» با بیان ایشان کرکره های سینما بالا رفت و سینماگران وطن پرست و انقلابی اقدام به ساختن فیلم سینمایی کردند که اولین بار زنده یاد ستار هریس معروف به «فیروز» فیلم سینمایی «سرباز اسلام» را به کارگردانی زنده یاد امیر شروان ساخت و پس از آن نگارنده به اتفاق اکبر صادقی و سیدمحمد قاضی زندگی نامه «شهید اندرزگو» را تحت عنوان «افطار خونین» ساختیم که مورد توجه امام (ره) قرار گرفت و به هر یک از سازندگان یک عدد از شمایل خودشان را عنایت فرمودند. در چنین شرایطی که پیشگامان ساخت فیلم، آن هم در اوایل سال ۵۸ یعنی حدود چند ماه بعد از پیروزی انقلاب اقدام به فیلمسازی کردند، به دلیل قانونمند نشدن سینما، شرایط و سیستم حاکم بر سینمای ایران را که در حال حاضر خیلی ها از کنار آن به نان و آب رسیده اند یا دستشان از دنیا کوتاه شده یا از بیکاری در بستر بیماری آرمیدند و یا خانه نشین و کسی هم نیست که از این زنده های بی زندگی که بانی سینمای امروز هستند، حالی بپرسد…
تعداد انگشت شماری هم که واقعا علاقمند هستند سر و سامانی به نظام سینمایی بدهند، دستشان به جایی نمی رسد و در این میان تنها کسی که با راه اندازی تلگرام، اینستاگرام، واتساپ و … سود سرشاری به جیب میزند، شرکت مخابرات است که صد البته نوش جانشان، چرا که توزیع آن هاست که مردم می بینند و می خوانند و خبردار می شوند. اما دریغ از یک عکس العمل منطقی توسط مسئولین!!! بعد از فروپاشی اتحادیه تهیه کنندگان که خودشان عامل اصلی آن بودند، با ایجاد چهار تشکیل چند ده نفری، شرایط سینما به گونه ای شد که حتی تن خواجه حافظ شیرازی (رحمت اله علیه) هم از این هیاهو در قبر می لرزد!
واقعیت این است در بین مسئولین هستند افرادی که از پدیده سینما در ایران میترسند. در حالی که نمی خواهند بپذیرند این همان سینمایی است که به دستور امام (ره) راه اندازی شد و امروز بعد از چهل سال جزو مطرح ترین سینماهای جهان است. به واقع اگر سینمای ایران نبود، داستان انقلاب و هشت سال دفاع مقدس به چه صورت قابل نمایش برای جهانیان بود؟! اگر سینما نبود با چه تصاویری قرار بود برای جشنواره های متعدد از غرور و مردانگی شهدا، ایثارگران، جانبازان و معلولین فیلم ساخته شود و در اقصی نقاط دنیا به نمایش درآید؟
آن روز خیلی از تهیه کنندگان جنگی ساز از جیب مبارک خود و به طور مستقل این فیلم ها را می ساختند و امروز اگر کمک مالی دولت نبود، شما هرگز شاهد فیلم هایی چون «به وقت شام» ساخته ابراهیم حاتمی کیا، «تنگه ابوقریب» ساخته بهرام توکلی و … نبودید! امروز به دلیل بی تفاوت بودن دولت در امور تولید، تهیه کنندگان به جان هم افتاده اند، چون مدام حرف از مافیا و بی عدالتی در اکران و ورود بدون رزومه آدم ها به عنوان تهیه کننده می زنند. چرا هیچ مسئولی به جز مهندس حیدریان که به دلیل قانون منع به کارگیری بازنشستگان از سازمان سینمایی رفته، جوابگو نیست؟! چرا جناب حسین انتظامی سرپرست محترم سازمان سینمایی از امثال نگارنده با ۵۱ سال سابقه فعالیت مستمر در سینما و خیلی دیگر از اهالی سینما که توان مالی در تولید فیلم ندارند، دعوت به گفتمان نمی کند!؟
مهندس حیدریان با برنامه های حساب شده و کارآمد، بوستانی را در دهه شصت در سینمای ایران از خود به جای گذاشت که هنوز هم بعد از چهل سال جماعت سینما باید فانوس به دست به دنبال او بگردند. مگر نه این که مقام معظم رهبری اعلام فرمودند: مدیران بازنشسته که خوش اندیشه و از اطلاعات کافی برخوردار هستند، شامل این قانون نمی شوند.
پس چه کسی بالاتر از شخص ایشان مانع از ادامه کارهای مثبت مهندس حیدریان شده است؟ در طول ۹ سال انگار همه خواب بودند که عده ای به دلیل منافع شخصی خودشان مشغول کانال زنی بودند تا دفاتر خود را از ۳۰ درصد به صد درصد افزایش دهند و حالا که میخ خود را محکوم کوبیده اند، راه را برای آدم های نوظهور هموار و برای دوستان ۴۰ ساله خود بسته اند.
به هر صورت این ضرب المثل معروف که می گوید «خلایق هر چه لایق» امروز مصداق عملکرد سینماست که متاسفانه جریان دارد و تا مادامی که یکپارچگی و اتحاد بین تهیه کنندگان حاکم نشود هیچ کار ارزشمند و مثبتی در جهت پیش رفت سینما صورت نخواهد پذیرفت مگر با همکاری و پشتوانه جناب حیدریان که دل به دریا بزنند و با کسب اجازه از جناب صالحی وزیر محترم وزارت ارشاد پیش از آن که حادثه ناگواری بین تهیه کنندگان رخ دهد، جلوی آن را سد کنند و بساط این قائله را ریشه کن و ختم به خیر کند، چون شخص حیدریان حداقل کمتر از نیم قرن زبان حال اهالی سینما را به خوبی می دانند و یقین دارند چه راهکاری را مد نظر قرار دهند تا اهالی سینما نه تنها دست در دست هم نهند، بلکه سینما را از این نابسامانی نجات دهند، قطعا حیدریان اثری به یادماندنی در کارنامه درخشان خود به جا خواهد گذاشت. این که شایعه ساخته اند که حیدریان توانایی دهه شصت را ندارد و بعید به نظر می رسد حرکتی در خور ستایش انجام بدهد، بعید است و چندان برای اهالی سینما باور کردنی نیست. حیدریان حتی می تواند با محمدرضا فرجی مدیرکل سینمای حرفه ای و دکتر داروغه زاده معاونت سینمایی که از دیرباز با هم همکاری تنگاتنگی داشته و دارند معضل تهیه کنندگان را حل و فصل کنند.
جا دارد جناب صالحی وزیر محترم نیز از به سرانجام رسانیدن سینماگران آستین بالا زده و هم دوش جناب حیدریان در این مورد به خصوص و نیز قانون کپی رایت از خود اثری ماندگار به جای گذارند.
نگارنده هنوز افتخار دیدار با جناب حسین انتظامی سرپرست محترم سازمان سینمایی را پیدا نکردم اما در تلاش هستم اگر رخصت دهند ایشان را از نزدیک زیارت و واقعیت های تلخ سینما را که قطعا نمی دانند برایشان بازگو کنم. به امید روزی که با سه کلمه ذیل، افتخار کنیم که مردم، دولت و سینمای سالم داریم.

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *