یادداشت

مرگ چنین خواجه نه کاری است، خُرد….

*علیرضا غفاری

عجیب است! چه راحت اخبار هجرت آدمها را نقل میکنیم! …
بلای قرن، چنگ در جان آدمیان انداخته و هر روز با اعلام ارقام مرگِ آدم ها، نمودار پایان زندگی های پُر افسوس بالاتر میرود!!!
این هیولای اهدایی چین کمونیست، هر روز تعداد بیشتری را به کام سیری ناپذیر خود می کشاند و آه و دریغ به همراه می آورد ، و افزون بر آن هول و هراس مُدام که فردا چه میشود؟چه بر سرمان می آید و چه خواهیم شنید؟!!!…
در این میانه اما، کسانی رَخت بر بسته اند که دهه ها بطول می انجامَد تا جایگزینی برایشان پیدا شود و البته شمار بسیاری از آنان واقعا بی تکرارند.
استاد دکتر علی اکبر عالمی، یکی از این بزرگان است که نام فامیلی اش براستی برازنده او بود.
عالِمی عاشق و پیشرو در هنر صنعت سینما، که همه اهالی سینمای ایران یا بصورت مستقیم و یا بواسطه از دانش او بویژه در بخش لابراتواری سینما بهره ها برده اند..
این روزها، معنای بعضی ابیات و اشعار ، آشکارتر شده، همچون این اشعار از دیوان شمسِ مولانایِ جان ……مرگ چنین خواجه نه کاری است خُرد……
کاه نبود او که به بادی پَرید
آب نبود او که به سرما فسرد
شانه نبود او که به مویی شکست
دانه نبود او که زمینش فشرد
گنج زری بود در این خاکدان
که دو جهان را بجوی می شمرد
قالب خاکی سوی خاکی فکند
جان خرد سوی سماوات برد
……
روحش شاد و جایگاهش مینوی الهی

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *