مفتاح مستمند

*جواد کراچی

امروز خندان آمدی مفتاح زندان آمدی
بر مستمندان آمدی چون بخشش و فضل خدا

آری، امروز خندان آمده‌اید و گزارش آماری اعلام کرده اید که ۷۵٪ از مردم به شبکه‌های مختلف صدا و سیما نگاه می‌کنند.
در میان این شبکه‌ها، نام شبکه مستند هم دیده می‌شود.
اگر کمی دقیق‌تر متن خبر را بخوانیم متوجه می شویم که بیننده های برنامه شبکه مستند، برنامه راز بقا را تماشا کرده‌اند.
حال اگر از منظر روانشناسی و جامعه شناسی، دلایل علاقه‌مندی مردم به برنامه راز بقا یا حیات وحش را بررسی کنیم بی‌هیچ شک و تردیدی. به نتیجه‌ای خواهیم رسید که وارونه این ادعا را ثابت خواهد کرد.
اکنون و در این نوشته، جای پرداختن به آن نیست. زیرا که مبحثی دیگر است.
آنچه را که می‌باید مد نظر قرار دهیم این است که صدا و سیما با افتخار، نام شبکه مستند را در میان شبکه‌های پر مخاطب، قرار داده ولی نگفته‌اند که برنامه راز بقایی که در شبکه مستند، برایشان مخاطب جذب کرده. برنامه تولیدی سازمان صدا و سیما نیست. بلکه برنامه‌های راز بقا را چنانچه همگان می‌دانند از شبکه‌های خارجی گرفته‌اند و (به احتمال زیاد بدون پرداخت هزینه). که اگر چنین باشد، این خطایی بس بزرگ از منظر اخلاق، دین و انسانیت است.
ساختن برنامه‌های راز بقا علاوه بر نیاز مبرم به امکانات خاص و تخصص در زمینه‌های تکنیک فیلمبرداری، نیاز به شناخت جانورشناسی و اقلیم‌شناسی دارد که همه اینها برای دوستداران و علاقه‌مندان ورود به حرفه سینما و تلویزیون، مسیری پیچیده و پر زحمت محسوب می‌شود لذا هموطنان مبتدی به سراغ مستندسازی حیات وحش نمی‌روند.
اغلب مستندهای ابتدایی و تولیدی که در شبکه مستند ساخته می شوند در فضای شهرها و موضوعات شهری می گذرد. البته کم و بیش افرادی هستند که زحمت می کشند و سفرهای دور و درازی را پشت سر می گذارند تا اثری را تولید کنند.
حال باز می گردیم به اصل مطلب.
چرا شبکه مستند، که از بدو شروع به کار با مدیریت آقای پورحسین، بینندگان خوب و علاقه‌مندی را حول برنامه‌های این شبکه جمع کرده بود به چنین عاقبتی گرفتار می‌شود؟
قبل از هر چیز باید یادآوری کنیم که مستندسازی، درونی کردن آگاه بود زندگی است.
مستندسازی راه ورود به سینمای حرفه‌ای داستانی نیست.
مستندسازی. ژانری است که افراد علاقه مند به دانش و دانستن و آگاهی را جذب می کند. آنانی که بدنبال یافتن شهرت هستند و بدین راه می آیند و یا مدیرانی که فکر می کنند باید جوان ها را پرورش بدهند تا به سینمای داستانی و تلویزیون، افراد مجرب و حرفه ای معرفی کنند.
بسی در اشتباهند.
هنوز هم در میان فیلمسازانی که یک جین فیلم‌های موفق در کارنامه خودشان دارند کسانی هستند که در گفت‌وگوهایشان، جوانان را برای ورود به سینما، بدین سو سوق داده‌اند و تشویق کرده‌اند که این خود، نتیجه کم دانشی آنان از این حرفه است.
شبکه مستند نیاز مبرم به درک واژه مستند و رابطه مستند و سندیت دارد.
فرم و زیبایی‌شناسی خاص خود را می‌طلبد.

آموزش، یاد گیری و خرد را فردوسی بزرگوار چنین ساده بیان کرده است.

نخست آفرینش خرد را شناس
نگهبان جان است و آنرا سپاس

مرکز فراگیری رادیو و تلویزیون و به راه انداختن چنین مراکزی در شهرستان ها و مراکز استان ها می تواند بسیار مفید واقع گردد.

فیلمسازان بزرگی همچون ایستوان زابو، فولکر شولندورف، ویم وندرس و ورنر هرتزوگ. همگی در دوران پیرسالی به مستندسازی رو آورده و در خلوت خود آثار گرانبهایی را ساخته اند.
بیایید تا از تجربیات دیگر انسان ها بهره‌مند شویم و گرنه از قدیم در زبان مادری ما گفته اند که تجربه را تجربه کردن خطاست.

آبان ماه ۹۹

اشتراک گذاری در:

نظرات 1

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *