یادداشت

مقاومت، پایبندی یا پایداری

جواد کراچی

در فر هنگ واژگان در برابر واژه «مقاومت» اینگونه نوشته‌اند؛
ایستادگی کردن. با کسی در امری برابری کردن. ضدیت کردن، پایداری کردن و (مصدر) است.
کلمه ایستادگی کردن، نیازی به توضیح و بررسی ندارد.
ایستادن.
یعنی ایستادن در جایی. ایستادن و حرکت نکردن.
با کسی در امری برابری کردن هم نیاز به بررسی ندارد زیرا این جمله، بوی رو در رویی و مصاف و رقابت می‌دهد. بوی حذف می‌دهد.
ضدیت کردن هم که در اوج مفهومی کلمه نهفته است.
لذا نیازی به توضیح و بررسی ندارد.

بر ما چه رفته است که در طول تاریخ این کهن دیار، تضاد و تناقض در واژه‌ها، اینچنین رخنه کرده و ذهن‌ها را مغشوش و مخدوش کرده است.

اگر در میان تعاریف و تفاسیر متفاوت از روی کنجکاوی، نگاهی به واژه مقاومت بیندازیم. به معنی پایداری نیز بر خورد می کنیم که درست در نقطه مقابل ایستایی و پای بندی است.
پایداری، از دو بخش. پای و داری تشکیل شده است. دارنده پا.
حال این تضاد و تناقض ذهنی ما، چه ربطی به مفهوم این واژه دارد؟
واژه مقاومت و پایداری در ذهن ما درست برابر است با سکون، بقا و بی حرکتی و یکنواختی و ماندگاری و چسبیدن به یک موضوع.
به دست خویش تو در چشم می فشانی خاک.
اگر معنای مقاومت، ایستایی باشد، که این می شود پای بندی و ایستادن و حرکت نکردن، که نتیجه آن می‌شود مرداب، و مرداب می‌میرد.
هر چند که مرداب نیز دارای تضاد و تناقض معنایی است. و از دو بخش مرد و آب تشکیل شده که یکی فنا و نابودی است و دیگری آب است که نطفه هستی‌بخش زندگی و آبادی است.
پس نتیجه می‌گیریم که مفهوم مقاومت، پایبندی و یا پایداری دارای معانی متضاد و همچنین نشان‌دهنده تناقض در ذهن و زبان پارسی است که این نتیجه تداخل فرهنگ‌های بیگانه است.
چنانچه یادآوری شد.
پای‌داری به معنای دارنده پا است و دارنده پا یعنی، حرکت کننده و حرکت یعنی یافتن تازه ها و جان بخشی و جان فزایی به روح زندگی است.
چنانچه در اولین دعای سال نو و نوروز و به هنگام تحویل سال نیز از خداوند می خواهیم.
حول حالنا را ! متحول کن زمان حال را!
این تغییر و تحول در فرهنگ ایران باستان را «گور» می‌نامیده‌اند.
گور نه به معنی قبر و جای فنا و نابودی است، بلکه گور به معنی تغییر و تحول است چنانچه هنوز در زبان کردی به جا مانده است.
واژه پایداری را در طول تاریخ معنایی وارونه داده اند تا با چسبیدن به یک موضوع. همچون مرداب، بمانیم و بگندیم و تحلیل برویم و غمگین و پژمرده شویم.
حرکت کردن و یافتن و یافتن تازه‌ها هست که به وسیله دارنده پا یا پای‌داری، تغییر و شکوفایی را به ارمغان می‌آورد.
درک رابطه جنبش و تغییر که پیایند آن شادی و دگرگونی است را می‌توان در فرهنگ عامه نیز یافت.
در قدیم، سفر را بسیار مهم و برای یافتن تجربیات تازه، مهم می‌شمرده‌اند و همگامی و همراهی در سفر را مبنای مودت و دوستی می‌دانسته‌اند.
چنانچه ملاحظه می‌کنید، نوشتن یک واژه به دو روش، ما را به اصل موضوع و معضلات روزمره نزدیک‌تر می‌کند.
امروزه، نسلی نو پا در رسانه‌های فارسی‌زبان بالاخص خارج از کشور با سطحی‌نگری و با برداشت اشتباه از یک واژه، جابجایی مکانی را با (پای‌داری) ادغام می‌کنند و به دامن بیگانگان می‌غلتند و در رسانه‌های بیگانه پز انقلابی‌گری می‌دهند و فراموش می‌کنند که بودجه تمامی این رسانه ها و شبکه‌های ریز و درشت را دستگاه‌های اطلاعاتی کشورهایی نظیر امریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و … تامین می‌کنند، که آنها خیر ملت ما را نمی‌خواهند.
عده‌ای دیگر هم در داخل کشور و در صدا و سیما و با سرمایه بیت‌المال و با هزینه کردن از جیب ملتی که در صبوری و تحمل، قابل ستایش هستند. محکم و ایستا در یک ایستگاه چسبیده‌اند و مدام برنامه‌های ملت گریز می‌سازند و خشنودی مدیران را با خشنودی ملت عوضی گرفته‌اند و در خیال باطل خود، راه شادی همگانی را می‌جویند.
اصل تحول دهنده و آفریننده و ابداع و نوشوی در ضمیر انسان و در جامعه وجود دارد و لازمه آن شناخت و ظرافت فکری و فرهنگی است که می‌باید آنرا در یابند و به اشکال مختلف فکری و فرهنگی بیان کنند. نه آنکه در این خانه و آن خانه را بزنند و با تقلید و تاثیرپذیری از دیگران به دنبال شهرت و ساختن سبک‌های کاذب برای خودشان باشند. اینان آنچه خود داشته‌اند و دارند را از دیگران تمنا می‌کنند و تغییرات ظاهری در ظواهر را جایگزین تغییرات زیر بنایی و اصولی فکری و اندیشگی خود می کنند و در آخر، متحیر از دست خالی خود، هویت و فرهنگ خودشان را زیر پا لگدمال می‌‌کنند.
اینان همانند داستان روباه و شتر در مثنوی مولوی هستند. روباه حیله‌گری که می‌خواست شتری را بخورد و اندیشه می‌کرد که چگونه شتر به این بزرگی را بخورد. از فرصت نشستن و استراحت کردن شتر استفاده کرد و دم خودش را با دم شتر گره زد تا وقت برخاستن او هم بزرگ بشود. ولی همینکه شتر برخاست، روباه با چهار و دست و پا، میان زمین و آسمان معلق ماند.
جست‌وجوی همیشگی چون آرمان فکری و فرهنگی ایرانیان از دیر باز بوده و دانستن نیز بخش مهمی از پژوهش و تحقیق بوده، لذا در یک ایستگاه ماندن از منظر فکری جایز و شایسته نیست.
چه خوب بود اگر به گردش شبانه روز، لحظه‌ای تامل می‌کردیم که به دنبال یکدیگر در حرکتند و نو شوی دیروز به امروز و سپس امروز به فردا را با خود می‌آورد.
پای داری را می باید در حرکت و نو شوی و داشتن راه حل های تازه یافت.
آب روان و جویبار که این همانی با حرکت دارند و در اشعار شاعران پارسی گوی، مدام به آن رجوع می‌شود. این همانی با این تغییر و تحول و زایش و شکوفایی داشته و دارد.

آن جا که چو تو ، نگار باشد سالوس و حفاظ عار باشد
سالوس و حیل کنار گیرد چون رحمت بی کنار باشد
بوسی به دغا ربودم از تو ای دوست دغا سه بار باشد
امروز وفا کن آن سوم را امروز یکی هزار باشد
من جوی و تو آب و بوسه آب هم بر لب جویبار باشد
از بوسه آب بر لب جوی اشکوفه و سبزه زار باشد.

گذر آب در اینجا به معنی گذران زندگی نیست، بلکه به معنی بارور ساختن خاک، بوسیله آب گذران است.
پس نتیجه می‌گیریم که در بررسی واژه مقاومت، پایبندی و یا پای داری.
نو شوی و تغییر و تحول، مبنای زندگی و شکوفایی بوده است.

مرداد ماه ۹۹

اشتراک گذاری در:

نظرات 1

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *