بررسی جایگاه موسیقی و شرایط صنفی آهنگسازان در گفت و گوی بانی فیلم با فعالان این عرصه - بخش نخست

موسیقی مدرن امروز، از فیلم جلو نمی ‏زند

بانی فیلم – گروه تلویزیون – شهرزاد رویائی: موسیقی فیلم به صورت حرفه ای از آغاز سینمای ناطق شکل گرفت و پیش از آن به صورت موزیک زنده در برخی فیلم ها از موسیقی بهره مند می شدند و به اندازه امروز در متن فیلم ها تاثیر گذار نبوده است. همچنین امکان ضبط مجدد و همزمانی ضبط در موسیقی فیلم بسیار موثر بوده است. موسیقی فیلم از جهت بر انگیختن دو حس شنیداری و دیداری در کنار یکدیگر در القای حس فیلم  برای مخاطب نقش بسزایی دارد. در گذشته و آثار کلاسیک نقش موسیقی بیشتر از امروز بوده و تا حد زیادی روی فیلم سوار بوده است. بسیاری معتقدند سینمای مدرن امروز کمتر از موسیقی به شکل گذشته بهره می برد و موسیقی در خدمت فیلم پیش می رود و از کار جلو نمی زند. موسیقی فیلم بر حسب نوع فیلم به شکل های مختلفی ارائه می شود. به طور کلی ریتم موسیقی فیلم با ریتم قصه فیلم پیش می رود ، اما عوامل مختلفی در ریتم موسیقی فیلم موثر است. موسیقی متن بسیاری از فیلم ها بر حسب زمان روایت قصه ، شخصیت های فیلم ، رنگ تصاویر و نوع روایت و هدف فیلمنامه شکل می گیرد. آهنگسازی فیلم در همه جای دنیا بر اساس خواسته فیلم و آنچه کارگردان از فیلم می خواهد اتفاق می افتد و این درحالیست که آهنگسازان فیلم های ایرانی از عدم آگاهی بسیاری از کارگردان ها نسبت به موسیقی فیلم گلایه مند هستند. علاوه بر آگاهی فیلمسازان ، مسئله کمبود امکانات نیز مد نظر است. در راستای معضلات پیش روی اعضای این حرفه با آهنگسازان متن فیلم از جمله حميد رضا يراقچيان، پیروز ارجمند، امیر توسلی و آرمان موسی پور به گفت و گو می پردازیم.

امیر توسلی:
هنوز هم موسیقی تماتیک برای فیلم ها کاربرد دارد

امیر توسلی آهنگساز سریال هاي «شمس العماره» و «قلب یخی» بوده است. وی درباره آهنگسازی فیلم ها و سریال ها به بانی فیلم توضیح می دهد:«هر فیلمی خاصیت خودش را دارد و موسیقی آن نیز بر حسب خاصیت فیلم ساخته می شود. متاسفانه آنقدر فیلم ها بی مایه شده اند که آهنگساز نمی تواند آن طور که باید حس فیلم را بگیرد و موسیقی فیلم را بسازد. ساخت موسیقی فیلم ها توسط من وابسته به حال فیلم است. اینکه چه حالی از تصاویر و قصه به من منتقل می شود، در کنار بخش های تکنیکی و استاندارد موسیقی قرار می گیرد و موسیقی را در ذهن آهنگساز شکل می دهد». او در ادامه می افزاید:«اینکه موسیقی در فیلم های مدرن دیگر همچون گذشته نباید تماتیک باشد ، قبول ندارم. من به عنوان آهنگسازی که بیش از برخی آهنگسازان دیگر موسیقی به یاد ماندنی دارم اعتقادم بر کاربرد همیشگی موسیقی تماتیک است. این نگاه هایی که با این نوع موسیقی مخالف است از دو جهت اشکال دارد؛ اول اینکه این تفکرات بیشتر ادای روشنفکری است و من با توجه به سال هایی که برای فیلم ها به ساخت موسیقی پرداخته ام همچنان معتقدم در بسیاری از فیلم ها بنا به شرایط، موزیک تماتیک و برجسته کاربرد دارد. در حال حاضر در سینمای جهان همچنان آهنگسازانی مثل جان پاول موسیقی هایی ساخته اند که همچنان به طور مستقل جذاب بوده و شاید گاهی بر فیلم سوار شده است. مسئله دیگر علاوه بر ادای روشنفکری خود فیلم ها و بی تاثیر بودنشان است. امروز دیگر فیلمی مثل هامون ماندگار نمی شود ، در نتیجه توقع ماندگار شدن موسیقی فیلم اشتباه است. گاهی موسیقی فیلم ها بر حسب تصاویر و گاهی بر حسب فیلمنامه پیش از ساخت ، تهیه می شود. بارها ملودی موسیقی متن را بر اساس تعریف فیلمنامه توسط عوامل فیلم ساخته ام. موسیقی بعد از تدوین روی سکانس ها اندازه می شود و بر اساس سکانس ها نوسنات موسیقی تنظیم می شود». او در پایان می گوید: «معضلات حرفه ما زیاد است.  از بخش پیش از تولید تا دستمزد های ما همه منجر به ایجاد مشکلات می شود. متاسفانه وقتی نوبت صدا و موسیقی می شود همه از کمبود بودجه گلایه می کنند و از دستمزد ما می کاهند. همچنین امکانات کم است. استودیوی خوب نداریم و باید با ارکستر های کوچک کارمان را ضبط کنیم. اخیرا یکسری مشکلات بیشتری هم ایجاد شده که واقعا قابل پذیرش نیست. ساخت موسیقی «نهنگ عنبر» توسط من اتفاق افتاده است. دی وی دی های این فیلم بیرون آمده و گلرنگ رسانه در میکس موسیقی دست برده است. آبروی موسیقی و بخش صدا با این میکس رفته است».

پیروز ارجمند:
آهنگساز باید در زمینه تصویر هم آگاه باشد

پیروز ارجمند آهنگساز فیلم های سینمایی بسیاری از جمله «سفر به چزابه» و «شور عشق» بوده است. وی در باره موسیقی فیلم به بانی فیلم می گوید:«آهنگساز خبره در صورتی که در زمینه فیلم و تصویر خلاق باشد ، می تواند موسیقی خوبی ارائه دهد. به همین خاطر آهنگسازان فیلم از آهنگساز های عادی جلوتر هستند. آهنگساز باید در جریان ارتباطی مداوم با کارگردان قرار بگیرد. همچنین تخصص در سبک های مختلف موسیقی اهمیت زیادی دارد ، چرا که آهنگساز به راحتی  به نگارش انواع موسیقی می پردازد». وی در ادامه می افزاید: «موسیقی های من اکثرا تماتیک ساخته شده اند و البته هویت مکانی، شخصیت ها و مضمون کلی اثر هم در ساخت موسیقی موثر است و به نوعی برای من ساخت موسیقی ها بیشتر بر این اساس اتفاق می افتد.  این روزها بر خلاف تصور برخی موسیقی تماتیک همچنان در همه جای دنیا به کار می رود. اتفاقا بخشی از هویت گم شده انسان معاصر در همین شکل از موسیقی باز یابی می شود. انسان معاصر سر گشتگی های زیادی دارد و انسان پست مدرنی است. چنین انسانی می تواند بخشی از درون خود را در این موسیقی بیابد که وابسته به جغرافیا ، زمان و مکانی است که خود را در فرد زنده می کند». او در پایان می گوید:« آسیب ها و مشکلاتی که آهنگسازان دارند از دو دستگی آغاز می شود. عده ای از آهنگسازان بدون عضویت در کانون آهنگسازان خانه سینما به ساخت موسیقی در فیلم ها می پردازند و عده ای دیگر هم آن هایی هستند که در کانون آهنگسازان عضویت دارند. دسته اول به راحتی کار می کنند و مسئولیتی ندارند ، اما دسته دوم امنیت شغلیشان به دلیل حضور افراد خارج از انجمن آسیب می بیند. مشکل این است که وزارت ارشاد در هنگام صدور پروانه نمایش هیچ توجهی نمی کند که آهنگساز فیلم نظام نامه سینمایی دارد یا ندارد. اگر کسی سابقه و تجربه کافی دارد چرا عضو نمی شود. در حال حاضر بیش از 70 درصد اعضای کانون ما بیکارند و هیچ بیمه بیکاری هم به آن ها اختصاص داده نمی شود. مشکلات دیگری هم از جهت عدم تناسب قرار دادها با مبالغ پرداختی توسط آهنگسازها داریم. آن دسته از همکاران که تنها با دستگاه الکترونیک کار می کنند ، مشکلی از جهت هزینه ها ندارند ، اما آن دسته که موسیقی را ارکسترال می سازند ، هزینه زیادی صرف می کنند. کارگردان ها و تهیه کنندگان نیز به دلیل صرف هزینه اندک به آهنگسازی با شیوه ارکسترال علاقه چندانی نشان نمی دهند».

حمیدرضا یراقچیان:
آهنگساز باید در خدمت هدف کارگردان پیش رود

حمیدرضا یراقچیان آهنگساز 57 فیلم اثر تصویری است.از سال 1387 تا 1394از عالم هنر دور بوده و در حال حاضر با چند کار به هنر برگشته است.
وی درباره موسیقی فیلم به بانی فیلم می گوید:« اثر هنری به هیچ عنوان از شکل ثابت نشات نمی گیرد و به فراخور فیلم ، موسیقی متفاوت است. به طور مثال موسیقی یک فیلم اکشن مطابق با تصویر ساخته می شود ، در حالیکه یک فیلم تاریخی بر حسب فیلمنامه و فضای قصه به ساخت موسیقی می پردازد. معتقدم آهنگساز موسیقی فیلم باید در راستای هدف کارگردان پیش رود و آنچه که او می خواهد را بسازد».
وی در ادامه می افزاید:« موسیقی فیلم های امروز جهان بر خلاف دو دهه گذشته هرگز از فیلم بیرون نمی زند. شاید موسیقی به طور مستقل جذاب باشد، اما اینکه روی پرده نقره ای  با فضای فیلم امروزی بتواند مخاطب را مسحور کند ، به شکل گذشته امکان پذیر نیست. امروز موسیقی و فیلم کاملا در هم تنیده شده است و نمی توانی از هم جدایشان کنی، اما مخاطب به صورت جدا و بیرون زده از فیلم با موسیقی برخورد نمی کند. اگر آخرین فیلمی که در نظرتان جذاب بوده را به یاد آورید هرگز ملودی آن را به یاد نمی آورید و یا نمی توانید ملودی آن را با دهان تکرار کنید. برخی پرسوناژ ها در فیلم ها جایگاه ویژه ای دارد و ناخود آگاه موسیقی بر اساس آن ها در ذهن آهنگساز شکل اولیه را می گیرد و سپس ساخته می شود. گاهی هم بر اساس تم فیلمنامه و چیزهای دیگر پیش می رود».
او در پایان توضیح می دهد:« مشکلات زیادی در عرصه هنر و به ویژه برای من و همکارانم وجود دارد. حق آهنگساز از نظر دستمزد نسبت به سایر عوامل و زحمتی که بر دوش دارد ، پایمال می شود. من خودم هشت سال از این وادی عقب بوده ام و در این 8 سال توانسته ام خود سازی کنم و از منظری جدید ورودی دوباره به این حرفه داشته باشم».

آرمان موسی پور:
فیلم‏سازی مدرن وسعت کمتری به موزیک متن می‏دهد

آرمان موسی پور آهنگساز سریال های تلویزیونی متعددی از جمله سریال درحال پخش «کیمیا» است. وی درباره موسیقی متن فیلم ها و سریال ها به بانی فیلم توضیح می دهد:«خیلی از آهنگسازان بر حسب فیلمنامه نسبت به موسیقی فیلم تصمیم می گیرند ، اما معتقدم که بهتر است فیلم ساخته شود و سپس با توجه به کلیت فیلم موسیقی را انتخاب کنم. رنگ فیلم و بازی بازیگر و تدوین همه بر تعیین موسیقی تاثیر دارد. زمانی موزیک فیلم باید روایی باشد و زمانی دیگر توصیف کننده و یا آمبیانسیک ، باشد. موزیک آمبیانسیک در واقع به نوعی حجم دهنده به تصویر است».
وی در ادامه توضیح می دهد:«موسیقی ساختن برای کار تلویزیونی از سینمایی سخت تر است. چرا که از نظر زمان تعجیل وجود دارد و از نظر حفظ استاندارد و کیفیت از سینما عقب تر است. به طور مثال در حال حاضر هر شب برای سریال «کیمیا» مشغول آهنگسازی هستم. تعجیل در رساندن کار به روی آنتن اتفاق خوبی نیست و در کیفیت کار تاثیر می گذارد. حال به طور کلی برای موسیقی سریال «کیمیا» ما قصه ای که در طول زمان پیش می رود ، موسیقی هر چه قصه به جلو می رود ، مدرن تر می شود. موسیقی فیلم و قصه مدرن خیلی نباید از نظر شنیداری غلبه کند.مثلا فیلم پدر خوانده و قصه عشق موسیقی قوی و به یاد ماندنی دارند ، اما امروز آن شکل از موسیقی را در فیلم ها نمی شنویم. در واقع فیلم سازی مدرن وسعت کمتری به موزیک متن می دهد. در خصوص فیلم هایی که قصه های قدیمی را روایت می کند نیاز بیشتری به موسیقی ملموس است. در هر فیلم فراخور شرایط فیلم به موسیقی می پردازیم. من در فیلم هایی که موسیقی اش را بر عهده دارم بیشتر علاقه مند به ساخت موزیک بر حسب شخصیت پردازی هستم ، البته اگر شرایط فیلم این اجازه را به من بدهد. مثلا برای موسیقی فیلم «آذر ، شهدخت و پروین» من از این نوع موسیقی برای متن استفاده کرده ام. در سریال پر کاراکتری مثل «کیمیا» امکان ساخت چنین موسیقی نبوده است. به غیر از موسیقی متن فیلم ها به طور کلی موسیقی در دنیای امروز یک حس آهنی را به همراه دارد و شاید نمادی از انسان امروز است». او در پایان درباره معضلات این حرفه می گوید:« خیلی خوشحال نیستم که این صحبت را مطرح می کنم ، اما کارگردان هایی داریم که اصلا موسیقی را نمی شناسند و اصلا نمی دانند که از موسیقی فیلم چه می خواهند. اغلب مواقع خودم بر اساس فیلم تصمیم به ساخت موسیقی آن گرفته ام. از جهت امکانات نیز اصلا وضعیت مناسبی برای آهنگساز فراهم نمی سازند. اینجا حتی یک ارکستر بزرگ برای اجرای موزیک فیلمهایمان نداریم و نمی توانیم از ساز های  خاص برای موسیقی متن فیلم بهره مند شویم. گاهی آهنگساز بنا به کلیت فیلم یا بخش خاصی از فیلم  استفاده از سازی خاص را مد نظر دارد ، اما محدودیت امکانات دست او را می بندد. موسیقی با کوچکترین عنصری تغییر می کند، هم می تواند ارتقا پیدا کند و هم ضعیف شود ، در نتیجه محدودیت ها بی تاثیر نخواهد بود. برای ضبط موسیقی نیز در برخی ایام مثل جشنواره فیلم فجر که اوج زمان ارائه آثار است همه کارهایشان را می آورند و این عملکرد از کیفیت آثار می کاهد. به نظرم کمی زودتر باید اقدام کنند تا آهنگساز هم زمان بیشتری برای رسیدن به موسیقی ایده آل برای فیلم داشته باشد».

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *