یک فنجان چای با مهرداد خوشبخت کارگردان سریال «غیر علنی»

نخبه‌ها تلویزیون نمی‌بینند!

بانی فیلم – گروه تلویزیون – مجتبی احمدی: مهرداد خوشبخت کارش را در عرصه فیلمسازی با ساخت چند کار در خصوص حیات پس از مرگ از جمله «پرواز»، «سفر آخر» و «پل» آغاز کرد. کارگردان فیلم‌های «خشم و قضاوت»، «رویای آخر» پیش از ساخت سریال «شهر دقیانوس» مجموعه‌ ۵ قسمتی گروه ویژه را برای شبکه دو کارگردانی کرد. کارگردان فیلم‌های «عقاب صحرا»، «صدای پای من»، «غریبه»، «وقت اضافه»، «این پرونده مختومه نیست» و… که این روزها سریال «غیر علنی» را در گونه کمدی برای تلویزیون کارگردانی کرده و روی آنتن شبکه دو سیما دارد مهمان یک فنجان چای بانی فیلم شد تا از بازگشت به تلویزیون پس از سالها با سریال «غیر علنی» بگوید، او اظهارات جالبی راجع به مخاطبان سیما داشته که در این گفت و گو از نظرتان می‌گذرد:

 کماکان مشغول سریال غیرعلنی هستید؟
ـ بله…
 درگیر پُست پروداکشن هستید؟
ـ بله، البته مونتاژ تمام شده و ما درگیر اصلاحات پخش هستیم.
 فکر می‌کنم با توجه به موضوع سریال، اصلاحات پخش در سریال شما مفصل باشد؟
ـ بله ولی خب به مرور اصلاحات مرتفع می‌شود. گاهی ما توضیح می‌دهیم گاهی مجاب می‌شویم ولی در کل اصلاحات به قصه و سریال لطمه‌ای نزده است. ولی در کل حث اصلاح وقت گیر است چون دیر به دیر بازبینی می‌شود و ما گاهی مجبوریم همان روز اصلاح انجام دهیم.
 و برنامه بعدی‌ات چه خواهد بود؟
ـ فعلا همین «غیر علنی»…
 شما بعد از «شهر دقیانوس» دیگر تلویزیون نیامدید؟
ـ بله…
 چرا؟ علت خاصی داشت؟
ـ آقای دارابی بودند و ایشان علاقه نداشتند من برای تلویزیون کار کنم. من هم از سال ۹۰ رفتم دو فیلم سینمایی ساختم. («صدای پای من» و «عقاب صحرا»). یک سری کار تبلیغاتی ساختم ولی کلاً تلویزیون سبب خیر شد.
 تلویزیون؟
ـ نه البته آقای دارابی سبب خیر شد.
 در این مدت پیشنهادی برای تلویزیون نداشتید؟
ـ در دوره جدید پیشنهاد داشتم ولی در انتظار یک فیلمنامه خوب بودم.
 یعنی می‌خواهید بگویید فیلمنامه «غیر علنی» آنقدر خوب بود که شما را مجاب کرد به کار کردن!
ـ بله در میان فیلمنامه‌هایی که به دست من رسید، این فیلمنامه خوب بود.
 پس چه اوضاع اسفناکی دارد فیلمنامه؟!
ـ (می‌خندد) نه باور کنید این فیلمنامه از نظر من جذاب بود و ریتم خوبی داشت. در بازنویسی بهتر هم شد. ضمن اینکه موضوع جالبی بود که دوست داشتم آن را تجربه کنم. شوخی با یک موضوع جدی که اتفاقاً روی آن خیلی حساسیت وجود دارد. خدا را شکر که تا اینجا نظرات مثبتی روی سریال وجود دارد چه از سوی مسوولان و چه از سوی مخاطب و این باعث شده ما زیر فشار نباشیم.
 سوژه که قطعاً جذاب است…
ـ بله…
 اما اینکه فیلمنامه چقدر کشش دارد جای بحث است، اولویت‌هایی که این سریال را نسبت به دیگر فیلمنامه‌های پیشنهادی در راس قرار داد؟
ـ فیلمنامه‌های دیگر را اصلاً نمی‌خواهی ورق بزنی! چون پس از تست اول و دوم متوجه می‌شوی که کار هیچ جذابیتی ندارد و آن را کنار می‌گذاری! تکلیف داستان در این سریال روشن است و ما هرگز تماشاگرمان را خسته نمی‌کنیم. پسری که دختری را می‌خواهد و برای رسیدن به او می‌رود کاندید مجلس می‌شود و…
 خب این از دو خطی قصه…
ـ و از اینجا به بعد پرداخت است که مهم است. من معتقدم واکنش مخاطب نشان از این دارد که سریال جواب داده و توانسته اعتماد مخاطبش را برای دنبال کردن سریال به دست آورد.
 جامعه مخاطب سریال‌تان چه کسانی هستند؟
ـ خب ما سریال را می‌سازیم برای مردم، چون نخبه‌ها که تلویزیون نمی‌بینند!
 چرا اعتقاد دارید نخبه‌ها نباید تلویزیون ببینند؟
ـ من اصلاً اعتقاد ندارم که نخبه‌ها هم تلویزیون می‌بینند! نخبه باید برود کارهای مهمتری انجام دهد.
 جالب شد و این ادعا خطرناک است؟
ـ من معتقدم نخبه می‌تواند تلویزیون را نقد کند.
 در واقع قرار نیست تلویزیون نخبه‌های کشور را سرگرم کند؟
ـ نه چون نخبه‌ها سرگرمی‌هایی از جنس دیگر دارند.
 به نظرم این یعنی فرصتی که ما به مباحث کیفی و عمیق سریال سازی به خصوص در بحث قصه و سوژه باید پشت کنیم چرا که مخاطبان ما در همین حد از ما توقع دارند؟
ـ شما به من بگویید آیا نخبه‌ها امروز تلویزیون تماشا می‌کنند!؟
 نه ولی مگر بقیه نگاه می‌کنند؟
ـ خب…
 من معتقدم ما باید کاری کنیم که حجم وسیع‌تری از مخاطب عام و خاص را درگیر خود کنیم؟
ـ نه قبول ندارم. این مانند این مثال است که ما بگوییم چرا رانندگان تریلی دوچرخه سوار نمی‌شوند؟! چون راننده تریلی باید تریلی سوار شود چون تخصصش همین است.
 به نظرم تلویزیون قاعدتاً همه جور مخاطب دارد که باید به او فرصت انتخاب بدهد…
ـ بله قبول دارم.
 خب پس باید برای او هم کار بسازیم!
ـ بله این مثل این است که ما بگوییم نخبه‌های ما موسیقی‌های خاص گوش می‌دهند ولی خب گاهی هم ممکن است خسته شوند در حال رانندگی جواد یساری هم گوش کنند!
 خب…
ـ اما در کل نخبه تلویزیون نمی‌بیند!
 موافق نیستم و اعتقاد دارم اتفاقاً سوژه‌ای را که شما در سریال «غیر علنی» به آن می‌پردازید می‌تواند مخاطب خاصی هم داشته باشد؟
ـ بله موافقم چون کلی چهره سیاسی و نخبه در طول پخش سریال با من تماس گرفتند و این یعنی سریال را نگاه می‌کنند…
 خب خدا خیرت بدهد!
ـ اتفاقاً سریال را در تمام سایت‌ها و خبرگزاری‌ها نقد و بررسی می‌کنند، حرفت را قبول دارم! اما من فرض می‌کنم این سریال را ساخته‌ام برای مخاطبی که اصولاً پای تلویزیون می‌نشیند. وگرنه نخبه اطلاعات خودش را دارد و راجع به مسائل سیاسی هم به اندازه کافی از آحاد مردم پیش است.
 جالب است که معتقدید جامعه مخاطبتان را پیدا کردید؟
ـ بله ما سریال را برای مردمی ساختیم که مخاطبان همیشگی تلویزیون و البته شبکه‌های ماهواره‌ای هستند. همان‌هایی که فیلم اصغر فرهادی را در سینما دنبال می‌کنند، تلویزیون را هم از دست نمی‌دهند. من نمی‌توانم داستان را پیچیده کنم تا نخبه‌ها هم سریال را دنبال کنند. چون درصد نخبه‌های جامعه کم هستند و درصد زیادی از مخاطبان تلویزیون را غیر نخبه‌ها تشکیل می‌دهند. البته یکی دو نکته هم برای افراد نخبه گذاشته‌ایم که متوجه حرف‌هایی بشوند. با این حال اگر کسی متوجه نشود اتفاقی رخ نمی‌دهد.
 به هر حال معتقدم این ایده خوبی نیست که ما بگوییم تلویزیون برای نخبه‌ها حرفی برای گفتن نداشته باشد چون نخبه تلویزیون نمی‌بیند!
ـ من برای شما مثالی بزنم تفاوت تلویزیون و سینما مثل تفاوت روزنامه و کتاب است. آیا روزنامه می‌تواند عمق کتاب را داشته باشد!؟
 خیر!
ـ حتماً ندارد…
 اما کتاب می‌تواند هر دو نوع از مخاطب را به خود جلب کند…
ـ بله…
 و تلویزیون هم باید بتواند…
ـ بله ولی شما برای فروش روزنامه‌ات باید مطالبی بنویسی که مخاطب عام را جلب کند.
 قبول، ولی تلویزیون که به فروش نیاز ندارد؟
ـ ولی به مخاطب که نیاز دارد.
 مخاطبی که خودش (تلویزیون) آنرا سطح پایین فرض کند؟
ـ نه
 خب پس می‌توان تلویزیون را مجاب کرد به تولید حرفی که مخاطب عام و خاص را جلب خود کند؟
ـ بله ولی مخاطب روزنامه مخاطب روزانه است شاید گاهی نخبه هم به آن سرکی بکشد.
 اگر روزنامه ما غنی و قوی باشد نخبه هم می‌تواند هر روز سرکی به آن بکشد؟
ـ بله…
 من می‌خواهم بگویم اوضاع سریال‌های تلویزیونی در چند سال اخیر به جز سه چهار کار قوی خیلی تعریفی نداشته است، با این نوع نگاه در برنامه سازی حتماً خودمان باعث افت آثارمان با تعریفی که در نوع مخاطب داریم می‌شویم…
ـ شاید من مسئله‌ را درست مطرح نکردم. من معتقدم شما وقتی سریال می‌سازی آن نگاهی را که در هنگام فیلمسازی داری با خود همراه نمی‌کنی.
 قبول…
ـ این نگاه فقط مال ما نیست در کشورهای پیشرفته نیز این تعریف وجود دارد. به هر حال وسعت مخاطب تلویزیون با سینما متفاوت است.
 و این به آن معنا نیست که سطح آثار تلویزیونی می‌تواند پایین بیاید…
ـ نه، ما باید برای تلویزیون چیزی بسازیم که جذابیت داشته باشد. هر چقدر لایه‌های جذاب بیشتری داشته باشد موفق‌تر است. ولی خب با شرایطی که تلویزیون دارد چه به لحاظ سرعت در تولید و چه به لحاظ ممیزی و… متاسفانه نمی‌شود به لایه‌های زیرین یک کار جذاب دست پیدا کرد. چون یک سریال خوب در این شرایط زمان می‌برد. ما باید دو سال سریال بنویسیم سه ماه کار کنیم. در حالیکه اینجا دو ماه می‌نویسیم و دو ماه کار می‌کنیم.
 شما سازنده اولین سریال مرکز گسترش فیلمنامه نویسی سازمان صدا و سیما بودید؟
ـ بله…
 با فیلمنامه‌ای نه چندان قوی که کارگردانی بر آن می‌چربید؟
ـ شما لطف دارید.
 با مرکز فیلمنامه سازمان کار کردن شرایط مساعدتری برای شما داشت؟
ـ بله شرایط مساعدتری بود، تعامل خوبی داشتیم، گفت و گو می‌کردیم، اصرار داشتند بر فیلمنامه کامل، حتی می‌گفتند اگر فیلمنامه ندارید تولید نکنید. اما قبول کنید این موضوع برای تلویزیون بسیار پیچیده و حساس است. اینکه تا به امروز جان سالم به در برده‌ایم هم باید خدا را شکر کنیم. بازتاب خوبی هم داشته‌ایم.
 وضع مالی سریال خوب بود؟
ـ ما مشکل مالی نداشتیم، روز آخر تصویربرداری آقای جودی آمد سر صحنه پول همه بچه‌ها را داد.
 چه خوب و البته عجیب!
ـ البته خودش با تلویزیون تسویه حساب نکرده ولی چک بچه‌ها را داد. تفاوت او با بقیه تهیه کننده‌ها در این است که اگر پول بگیرد به بچه‌ها می‌دهد، نمی‌رود ساختمان بسازد.
 میزان شوخی‌های سریال شما به عنوان یک سریال طنز به نظر کم و ضعیف بود؟
ـ بیشتر از این نمی‌شد با این سوژه شوخی کرد. راجع به این مسئله خیلی هم بحث کردیم. حتی در اجرا هم جاهایی جلوی شوخی‌ها را گرفتیم.
 بداهه هم کم ندارید مشخصاً…
ـ در تمرین بچه‌ها پیشنهادهایشان را می‌دادند. خب ما هرس می‌کردیم. در واقع بر اساس خواسته‌های سازمان و جلساتی که داشتیم و شرکت کرده بودم سعی داشتیم همه چیز طبق قاعده و چهارچوب پیش برود. خیلی نمی‌توانستیم به سمت هجو برویم. گاهی بچه‌ها پیشنهادهایی خنده دارتری هم داشتند اما باید رعایت می‌کردیم چون من نگران بعدش بودم. دوست داشتم این سریال را به سلامت به نتیجه برسانم.
 یادم هست سر سریال «شهر دقیانوس» هم با مشکلات اینچنینی روبرو بودی؟
ـ تجربه همان کار قبلی اینجا خیلی به کمک من آمد. ما سر سریال «شهر دقیانوس» خیلی مصیبت کشیدیم. فرماندار و نماینده مجلس و… اینجا از ابتدای فیلمنامه با مراقبت پیش رفتیم.
 شما با سه گروه کاندیدای انتخاباتی و تخلفاتشان در این سریال شوخی می‌کنید…
ـ بله، اگر تا پایان پخش شود خیلی عجیب است. اصلاً برای من عجیب است که این فیلمنامه تصویب شده است.
 البته ممکن است امین صدیقی رئیس مرکز فیلمنامه سازمان با شما کمی بیشتر راه آمده…
ـ نه، باور کن من در طول سریال یک بار بیشتر ایشان را ندیدم.
 به نظرم بستر قصه و رقابت انتخاباتی پر از سوژه‌های کمدی و جذاب است که یکی از آنها شخصیت فرانک است که…
ـ بله ما هم تا جایی که می‌شود وارد ستادهای انتخاباتی شده‌ایم و به ترفندهایی که هر کدام از نامزدها برای آوردن رای بیشتر به کار می‌بندند می‌پردازیم. باید تا پایان ببینیم چه اتفاقی رخ می‌دهد. تا جائیکه اجازه داشتیم تخلفات انتخاباتی را نشان دادیم به نظر خودم بد نشده و جذاب است.
 بذر پاشی قصه شما به لحاظ تعدد کاراکترها مفصل است به نظرتان در ۱۰ ـ ۱۲ قسمت قصه همگی جمع می‌شود؟
ـ ما خیلی داستان داشتیم، اوایل پیشنهاد ما این بود که در ۱۵ قسمت برای عید پخش شود اما آقای سرافراز معتقد بودند سریال تا شب انتخابات باید به پایان برسد و در فضای انتخابات یک داستان (سریال) انتخاباتی حتماً روی آنتن برود. در واقع ما کل کار را در ۱۲ قسمت فشرده کردیم. به همین دلیل شما می‌بینید که قصه با ریتم سریع پیش می‌رود و به نظرم این به کلیت کار لطمه زده است، ما می‌توانستیم دو قسمت اضافه داشته باشیم تا به داستان بیشتر پرداخته شود. شخصیت‌های فرعی‌ و کلی از اتفاقات با مزه مثل تقلب‌ها و تخلفات حذف شد چرا که ما زمان کافی نداشتیم به آنها بپردازیم. در واقع اهم فی الاهم کردیم از هر ۳ قصه یکی را نگه داشتیم.
 تیم بازیگران سریال انتخاب قطعی خودت بودند؟
ـ بله…
 به نظرتان در قصه برزو به یک زوج کمیک احتیاج نداشت تا فضای کمدی کار و کَل کَل‌ها…
ـ خب این مسئله را ما با مهران رجبی طراحی کردیم. به نظرم متین ستوده هم اگر چه خیلی‌ها فکر می‌کردند کنار بازیگران طناز جواب ندهد خوب است و قاب درستی از کار در آمده‌اند. من از حاصل کار بازیگران سریال راضی‌ام.
 اگر در پایان این فنجان چای صحبتی باقی مانده…
ـ خیلی از بار کمیک سریال باقی مانده که امیدوارم تا پایان بدون هیچ نقصانی پیش برود. این سریال اتفاق خوبی برای من بود و کلیت کار را دوست داشتم و تلاش کردیم به چشم نیاید که این سریال سفارشی ساخته شده است به همین دلیل به سمت مسائل واقعی و جدی هم رفتیم. اما در کل پیام سریال این است که در انتخابات شرکت کنید حتی اگر می‌خواهید به یک فرد خاص رأی بدهید که مخالفت بیشتری با او هست. رای دادن بهتر از این است که در انتخابات هیچ نقشی نداشته باشید. ما در این مسیر یکسری انتقاد هم داشتیم که شما شاهد آن خواهید بود.

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *