از فیلمهایی که در جشنواره فجر 38 به نمایش درآمدند

نگاهی به فیلم «عامه پسند»؛ بی سرزمین تر از باد

شادی رستمی

 

*خطر لو رفتن داستان

«عامه پسند» آخرین فیلم سهیل بیرقی بعد از «من» و «عرق سرد» است و به نوعی سومین بخش از تریلوژی زنانه او به حساب می آید. فیلمی که به مانند دو اثر قبلی اش دغدغه مندی و تسلط او بر مسایل اجتماعی را به خوبی به چشم می آورد و نشان می دهد بی آنکه سوار بر حاشیه های جنبش های اخیر چون «داستان های گمشده»  و Me too  باشد و یا  مانند برخی بانوان کارگردان مسایل فمینیستی را گل درشت عنوان کند، زیرکانه به  لایه ای از دنیای زنانه  سرک می کشد که سرشار از ظلم و تبعیض است و کمتر بدان پرداخته شده.

عامه پسند داستان فهیمه با بازی درخشان فاطمه معتمد آریا است، زنی میانسال که پس از جدایی از همسرش به زادگاه خود شهرضا بازمی گردد و تلاش می کند روی پای خود بایستد، اما مردمان عامی شهر چنین چیزی را نمی پذیرند و نمی توانند سبک زندگی اش  و همراهی مردی جوان را با او تاب بیاورند. در داستان عامه پسند امیدی نیست؛ حتی نشانه ای کوچک از عشق و محبت که مخاطب  خود را بدان بیاویزد، تلخی و اندوهی واقعی از جنس آنهایی که همگی دست کم  یکبار  تجربه کرده ایم.

همه ما این گونه فهیمه ها را در اطرافمان دیده ایم؛ سرکوب شده،دست کم گرفته شده و محتاج کمک و یاری،چه مادی چه عاطفی. همانگونه که از سر نیاز مالی ناچار است به پسرش و  همسر سابق رو بیندازد و یا از سر بی کسی به جوانکی دل ببندد که حتی راه خود را در زندگی نیافته است. فهیمه داستان به مانند همه اشتباه می کند؛ سرمایه گذاری ناصحیح، روابط بیش از حد دوستانه با مرد جوانی که به حریم زندگی اش راه داده و از همه مهم تر نشناختن فضایی که برای زندگی جدیدش انتخاب کرده ج ایی که آرمانشهر او و قرار است ماوای جدیدش باشد، اما به او پشت می کند و با نامهربانی کوچک و بزرگ را در مقابلش می گذارد.  افسانه شیرخدایی با بازی  درخشان باران کوثری نماینده این طیف از جامعه است که  ظاهرا قصد کمک دارند  و طرف مقابل  باید در پروتکل مورد نظر آنها بگنجد، در غیر اینصورت ویرانش می کنند، خود سبب ساز سقوط او میشوند و با حسادت  و زیراب زنی و دلال مسلکی خاص خودشان فهیمه ها را می تارانند. حتی مردی که زن میانسال داستان به او اعتماد و علاقه پیدا کرده به گفته خودش چیزی بیش از باد نیست و کولی وش به دنبال راه گمشده اش می گردد.ه وتن شکیبا در نقش میلاد کوتاه اما موثری است و علیرغم کلمات امیدبخشش به تنهایی نماد مردان جامعه ای است که پسر و همسر فهیمه هم بخشی از آن هستند  و مخاطب ندید می تواند حتی میلاد را به جای آنها بگذارد. میلادی  که به اعتراف خودش همجنسگراست.

بازی ها عالی اند. درخشان و به یاد ماندنی  و بی شک همین برگ برنده فیلم است. بده بستان ها به خوبی شکل گرفته. معتمد اریا شمایل زنی مستقل  را به بیننده می نمایاند که در ابتدا  امیدوار و شاد است و رفته رفته در منجلاب اشتباه هایش فرو می رود. بازی کنترل شده  و درک درست معتمدآریا  از نقشی که بر عهده گرفته همچنان او را در اوج نگه می دارد.باران کوثری نیز یکی از بهترین نقش افرینی هایش را به نمایش می گذارد که کاملا متفاوت با هر آنچه هست که تاکنون از وی دیده ایم و تلاشش برای درآوردن لهجه  شهرضایی و فرو رفتن در قالب زنی کاسبکار و  عامی ستودنی است. عامه پسند لوکیشن های محدودی دارد که گاه سبب کسالت می شوند و دکوپاژ فیلم نامه و تدوین باعث شده تعدد فلش بک ها  و فلش فورواردها، فیلم را قدری به هم ریخته و دیریاب کنند. کلوزاپ های گاه و بی گاه قدری اغراق شده اند و موسیقی متن کافی نیست. در زمینه فنی و طراحی صحنه  و  بخصوص لباس محتاط وکم هزینه اما  هوشمند عمل شده و تقابل  طرز فکر فهیمه و افسانه را علیرغم تفاوت نسلی شان  با نوع پوشش به خوبی نشان می دهد.

بیرقی پیش از آغاز جشنواره با بیانیه  اش نشان داد برای ارایه اثر خود بسیار مصمم است و مانند هر هنرمندی مایل است کارش به خوبی دیده شود. همانگونه که این روزها برای نشان دادن عامه پسند  تلاش بسیاری می کند با   درونمایه آثار خود  نشان داده جامعه را  به خوبی می شناسد و برای داستان گویی آماده است. داستان زنانی که نه به سبک گذشته با کتک و تهدید و ارعاب بلکه با آزار و فشار جامعه محدود و سرکوب می شوند.

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *