نگاهی به «نرگس مست»؛ عشق، دوستی و سرمستی

بیژن عبدالکریمی*
شب چهارشنبه ۲۳ بهمن ماه ۱۳۹۸، فیلم «نرگس مست» به کارگردانی  سبد جلال الدین دری  و با تهیه کنندگی عبدالله اسفندیاری، بالاخره بعد از سه سال، اجازه اکران یافت.
دُری کارگردان، نویسنده و فیلمنامه نویس نسبتاً جوان ایرانی، در فیلم «نرگس مست» در روزگاری که نسبت جامعه ایرانی به طور کلی و نسل های جوان آن با هویت ملی و مآثر فرهنگی، هنری و تاریخی اش روز به روز گسسته تر می شود،  رسالت بسیار سنگینی را برعهده گرفته است. وی همانگونه که در یاداشت اخیرش، از محمود دولت آبادی، به نحوی جانانه و تمام قد به منزله یکی از «سرمایه های ملی» و در فراسوی هیاهوی دروغین سیاست به دفاع پرداخت، در فیلم بسیار لطیف و انسانی «نرگس مست» نیز کوشید از چهار سرمایه ملی و هنری ایرانی، یعنی محمد فرخی یزدی، عارف قزوینی، علی اکبر شیدا و قمرالملوک وزیری دفاع کرده، یاد آنان را زنده نگاه دارد و بالاتر از آن از هنر و موسقی اصیل ایرانی در زمانه ای که پیوند نسل های جدید با این سرمایه های عظیم انسانی و فرهنگی هر روز کم تر و کم تر می شود، به دفاع برخیزد.
من خلق این اثر را که دقایقی جان ما را در درون عالم موسیقی و شعر و ترانه ایرانی، با حقیقت فرهنگ عظیم و سترگ خودمان، یعنی با عشق، دوستی و سرمستی، پیوند دوباره ای می دهد، به کارگردان و همه دست اندرکاران این فیلم تبریک می گویم.
* فیلسوف و نویسنده

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *