نگاهی به نمایش«دیوان شرقی وغربی» محسن حسینی

شرایط امتناع

 

علی مرادی-گوته شاعر بزرگ آلمانی بود که نخستین بار آن خرد جهان شمولی که روشنگری بمثابه یک دوران آن را وعده داده و هگل آن را به اوج خود رسانده بود که در بطن خود فرمی از اروپای مرکزی را تجلی می داد مورد چالش قرار داد. تنگناها و محدویت های آن را بازشناخت و در جهان غیر اروپائی به دنبال چیزی بود که درآن خرد جهان شمول اروپائی – مسیحی البته نه به روشنی فقدان اش احساس می شد و نه اینکه حداقل ابعادی دیگری می توانست داشته باشد. نگاه گوته به دلیل آن منش ناب انسانی پذیرای طبیعت و زندگی روزمره انسان و نیز رویدادهای بزرگ جهان بود. این البته با نگاه انتزاعی فلیسوفان آلمانی که خرد را مفهومی می فهمیدند فاصله داشت. با این درک گوته به شرق و به حافظ رسید . شاید نخستین برنامه گفت وگوی فرهنگ ها را از جنبه اندیشگی آغارید. روندی را که گوته شروع کرد اکنون به موج های بزرگ فرهنگی تبدیل شده است، اینکه فرهنگ ها چگونه از هم متاثر می شوند وفرهنگ و زندگی چه سان واجد تنوع و گوناگونی وکثرت ورنگارنگی اند و چگونه می توانند با هم به گقت وگو بنشیند. در این بستر بود که گوته حافظ را یافت و دیوان شرقی و غربی او حاصل این تاملات و درک بغرنج از تاریخ و فرهنگ بشری است. اکنون اثر گوته از سوی محسن حسینی وگروه تئاتر – پرفرمنس اسنوویداتو در تئاترشهر سالن چهارسو روی صحنه آمده است. این ایده و اثر گوته دستمایه محسن حسینی شده تا بتواند دیوان شرقی و غربی را در متن گفت و گوی فرهنگ ها ببیند. روایت حسینی از دیوان شرقی و غربی گوته با تمرکز روی روح اروپائی و شرقی که تجلی و تبلور آن در لایه لایه روح اروپائی چهرهای متنوع و گوناگون در ادبیات و هنرهای نمایشی در آثار یونانیان و به مثابه آغاز گران درام و تراژدی فرهنگی تناوره شده است. چهرهایی چون مده آ و اروفه و آثار بزرگانی چون گوته، نیچه، سوفوکلس ،آشیل و شکسپیر ،در کنار آن روح شرقی با شهرزاد و گیلگمش است که دربستر این تناورد گی است که سوژه زنانه و امر زنانگی روند آگاهی و خودآگاهی چگونه طی می کند وبدنمند و کنشگر می شود. در سویه دیگراین فرهنگ شرقی سرنوشت زنان در بطن این فرهنگ گونه ای دیگر رقم می خورد و با سدهای بیشماری از باید و نباید ها روبرومی شود . متن هایی که به طور مثله شده خوانش شده و می شود و آنچه از آنها خوانش می شود تکه تکه ها و پاره پاره ها ست که از تمانیت متن های ادبی و فرهنگی صورت می گیرد . حاصل اینکه متون این فرهنگ به واسطه گسست های تاریخی و فقدان تدوام جدی توان یافتن تناورد گی لازم و انسجام فرهنگی را ندارند . این گسست ها حفارهای جدی در روح امروزین فراهم کرده است. نگاه انتقادی حسینی به فرهنگ شرق نه دربن مایه آ ن است، بلکه این نگاه انتقادی به تحول و تناورد گی آ ن است که چگونه روح شرقی که تجلی و تبلور آن در متن های اصلی آن است .اکنون با شکاف ها وحفره های عمیق روبرو شده است که اکنون شاید شرایط امکان گفت و گو را ار دست داده است. جدا از ایده اصلی که در روایت محسن حسینی است او با فرم های نمایشی و جلوهای بصری خاص این سنجش فرهنگی را ساماندهی کرده است. رقص ها و ریتم های تو در تو و حرکات بدنی همه آن چیزهایی هستند که حسینی ایده ها را نمی گوید ،بلکه آن را نمایش می دهد واین البته آن انتظاری است که یک بینده هنر نمایشی هنگامی که که یک نمایش را می بیند دارد، چرا که هر فرمی هنری زبان و تعیین زبان خود را دارد که به قول والتر بنیامین تئاتر باید بیش از هر چیز نشان دهد وگرنه اگر قرار باشد بگوید باید دست به دامان مقاله و رساله شد. تئاتر و اثر نمایشی قالبی است که باید از ادارک بصری و شنوایی و دیگر ادرکات حسی بهره گرفت تا ایده ای را بیان کرد. این کار را محسن حسینی با توانایی خاص که ناشی ازتسلط اش به بدن ، زبان بدن ، حرکات نمایشی و موزون است انجام داده است . آ نچه که در بطن نمایش پنهان است گویا شرایط امکان گفت و گو میان شرق و غرب فراهم نیست. نمایش دیوان شرقی و غربی با گونه ، تکنیک فاصله گذاری و به هجو کشیدن شرایط امروزین رسانه ها، کوشیده امری را به نمایش در آ ورد و به طور خلاصه می توان گفت نمایش دیوان شرقی – غربی به روایت محسن حسینی بیان شرایط امتناع این گفت وگوست.

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *