یک فنجان چای با المیرا دهقانی

پایان «لحظه گرگ و میش» چه می شود؟!

بانی فیلم، گروه تلویزیون، زینب علیپور: مجموعه «لحظه گرگ و میش» جدیدترین عاشقانه همایون اسعدیان است که از همان ابتدا توانست مخاطبان بسیاری را با خود همراه کند. در این مجموعه بازیگران جوانی حضور دارند که علی رغم اینکه چهره چندان آشنایی برای مخاطب تلویزیون نبودند، اما خیلی زود توانستند مورد توجه قرار بگیرند. گرچه همگی سبقه تاتری دارند و سالها روی صحنه تئاتر کسب تجربه کرده اند. از جمله المیرا دهقانی بازیگر نقش یاسمن که شاید کمی باورش سخت باشد که این بازیگر جوان پیش از این سریال با گریم بسیار متفاوتی نقش یک زن جذامی را در سریال «هشت و نیم دقیقه» بازی کرد. او در «لحظه گرگ و میش» و در قالب دختری به نام یاسمن فراز و فرود بسیاری را در زندگی پشت سر گذاشت و از یک دختر شیطون و سر به هوا و شاداب ۱۸ ساله به مادری دلسوز و مهربان چهل ساله تبدیل شد. گرچه به گفته خودش بازی در قالب این نقش و تغییر سن و نوع بازی در مقاطع مختلف سنی جذاب بود، اما با شناختی که از وی در گفت و گو پیدا کردم، روحیاتش به یاسمن ۱۸ ساله خیلی نزدیک تر بود. بازیگر جوانی که آینده روشنی پیش رو دارد. از این رو بانی فیلم با وی گفت و گویی درباره تجربه حضور در این سریال و فعالیت های اخیرش داشته که در ادامه می خوانید:

به روزهای پایانی پخش سریال نزدیک می شویم و شما هم که توانستید یکی از بازیگران محبوب این سریال نزد مخاطبان باشید. بنابراین در ابتدا از فعالیت های اخیرتان بگویید. اینکه این روزها مشغول بازی در سریال، تاتر و یا سینمایی شده اید؟
– پیشنهادهای متفاوتی در سینما، تاتر و تلویزیون دارم که الان مشغول مطالعه دو فیلمنامه هستم. البته چند کار را به خاطر ارتباط برقرار نکردن با نقش و فیلمنامه نپذیرفتم. اما یکی دو کار هست که هنوز قطعی نشده و به همین دلیل نمی توانم درباره آنها توضیح بدهم.
از زمانی که سریال روی آنتن است و دیده شده و مورد توجه قرار گرفته، تاثیری روی پیشنهادهایی که به شما می شود، داشته که احساس کنید همکارانتان نیز مخاطب این سریال بودند؟ و اینکه چون در قالب چنین نقشی مورد توجه قرار گرفته اید، باز هم نقش مشابه یاسمن به شما پیشنهاد شود؟
– من فکر می کنم فراز و فرودهای حسی عمیق و دراماتیک که هم در دوران جوانی و هم در دوران میانسالی برای شخصیت یاسمن اتفاق می افتد، ابعاد مختلفی از بازیگر را برای کسانی که دنبال انتخاب بازیگر هستند نشان می دهد. از شادابی و طراوت ۱۸ سالگی تا خمیدگی سن بالا و حس های چند گانه در هم ادغام شده اند که واقعا نمی توان گفت کدام سن یاسمن و یا کدام بعد از این شخصیت بر دیگری سوار است. به همین خاطر فکر نمی کنم که به دنبال بازی کردن نقش یاسمن یک جور شخصیت به من پیشنهاد شود. البته من فکر می کنم کارگردان ها متناسب با شناخت توانایی بازیگران بیشتر به سراغ آنها می آیند. البته با آن بخش از سوال شما هم متاسفانه موافقم و این حقیقتی است که خیلی از کارگردان های سینما، سریال های تلویزیونی تماشا نمی کنند. اما من فکر می کنم همان کارگردان ها هم وقتی نام کسی مثل آقای اسعدیان پشت کار باشد، قطعا پای تلویزیون می نشینند. چون به نظر من سریال های این کارگردان حتی در مدیوم تلویزیون هم تماشاکردنی است.
شما در سریال «هشت و نیم دقیقه» نقش یک زن جذامی را با آن گریم بازی کردید که نشان از این مسئله دارد که علاقه مند به گریم و نقش های متفاوت هستید. از آنجایی که اغلب بازیگران جوان و خانم علاقه مند به زیبا دیده شدن مقابل دوربین هستند، می خواهم بدانم این تفکر حرفه ای را که شما در بازیگری دارید، از کجا نشات می گیرد؟
– البته زیبا بودن در تصویر برای من هم مهم است؛ اما تا جایی که مانع از بازی کردن در نقش های چالش برانگیز نشود. مطمئنا ترجیح من این است که شخصیت های متفاوت را بازی کنم تا بتوانم توانایی بازیگری خودم را نشان بدهم. چون به اعتقاد من در نگاه اول چهره بازیگر به چشم می آید، ولی خیلی زود عادی می شود. اما برای رخنه کردن در ذهن مخاطب عوامل عمیق تری لازم است.
معمولا سختی ها و محدودیت های بازیگری به خصوص برای خانم ها در تلویزیون به اندازه ای است که بعد از مدت کوتاهی برخی از بازیگران ترجیح می دهند که در سینما و نمایش خانگی فعالیت کنند تا تلویزیون. برای شما چطور؟ با توجه به محدودیت ها و سختی های این کار در تلویزیون باز هم علاقه مند به بازی در سریال هستید و یا ترجیح می دهید که بیشتر روی سینما متمرکز شوید؟
– واقعیت این است که برای من ذات بازیگری و نقش مهم است. اگر کارگردان، فیلمنامه و نقش مورد علاقه من پیشنهاد شود،هر مدیوم و رسانه ای باشد برای من فرقی نمی کند. اما فعلا ترجیحم این است که تا مدتی در تلویزیون دیده نشوم.
معمولا فیلمنامه از زمانی که روی کاغذ نوشته می شود تا زمانی که به تولید و تدوین می رسد و پخش می شود، دچار تغییرات بسیاری می شود که گاهی به نفع کار است و گاهی هم به آن لطمه وارد می کند. گرچه آقای اسعدیان کارگردان و نویسنده توانمندی است. اما با این حال همان ابتدا که فیلمنامه را می خواندید، فکر می کردید تا این حد بتواند مورد توجه مخاطبان قرار بگیرد که مخاطب مدام نگران سرنوشت شخصیت های این سریال باشد؟
– از همان ابتدا نام آقای اسعدیان کنار فیلمنامه خیالم را راحت می کرد. به علاوه اینکه به لحاظ کانسپت قهرمان زن داشتن با خصیصه های زنانه فارغ از همه کلیشه های مردانه در یک فیلمنامه برای من خیلی جذاب بود.
کار کردن با بازیگران حرفه ای و با سابقه ای مثل فاطمه گودرزی که سکانس های بسیاری هم با هم داشتید، برای شما سخت نبود؟
– اصلا کار کردن با این عزیزان و بزرگان برای من سخت و ترسناک نبود. چرا که وقتی من سر صحنه نبودم، خانم گودرزی را نمی دیدم، مادرم را می دیدم و یا پدر بزرگ و عمه و برادرهایم را می دیدم. آنها خانواده من بودند. به همین دلیل از کنار آنها بودن واقعا لذت می بردم.
یاسمن در این سریال در چند مقطع زمانی دیده شد. از نوجوانی تا میانسالی و بازی شما به قدری برای من به عنوان مخاطب جذاب بود که متوجه این تغییر زمان و سن و سال و پختگی در شخصیت یاسمن و بازی شما می شدم. گرچه به گریم کار هم انتقادهایی دارم. اما چقدر موفقیت در این سریال و بازی در این نقش را مدیون تجربیات تئاتری هستید و یا به راهنمایی و مشاوره های کارگردان و خود فیلمنامه بسنده کردید؟ ضمن اینکه چطور توانستید با مناسبات آدم ها و زندگی شان در دهه ۶۰ ارتباط برقرار کنید تا بتوانید نقش را باورپذیر برای مخاطب بازی کنید؟
– فکر می کنم مجموعی از همه نکاتی که ذکر کردید برای درنوردیدن زمان و مسن شدن مثمر ثمر بود. منظورم تئاتر، مطالعه و حضور خود کارگردان است. علاوه بر این حث های تکنیکی برای رسیدن به این فضای بازی وجود دارد. مثل فرم بدن، انحنا و تغییر صدا و لحن و انتخاب واژه و از همه مهمتر عمق نگاه که گذر زمان و سالیان را بر شخصیت یاسمن ببینیم. بنابراین من هم تمرین های متناسب را انجام دادم. اما بخش اصلی برای من سیر تحول حسی و تفکری بود که کاملا ذهنی و روحی اتفاق افتاد. من به باور چهل ساله شدن رسیدم. ولی خب جرات و اعتماد به نفس بازی در این سن را اول با اعتماد کامل آقای اسعدیان و دوم با توجه به تجربه های قبلی بازی خودم پیدا کردم.
گویا در رزومه کاری شما فقط یک تجربه سینمایی وجود دارد. دلیل اینکه آهسته و پیوسته در این راه قدم برمی دارید چیست؟ به این دلیل که بازیگران جوان در ابتدا سعی می کنند حضور مداوم در سینما و یا تلویزیون و به طور کلی در تصویر داشته باشند تا بتوانند خوب دیده شوند و بعد گزیده کار می شوند و در انتخاب هایشان بیشتر دقت می کنند.
– فیلم سینمایی «فصل ماهی سفید» را که اشاره کردید، من امسال بازی کردم و هنوز اکران نشده است. اما من به واسطه بازیگری در تاتر یاد گرفتم نقشی که برای من در نظر گرفته شده و کیفیت کار برایم به مراتب مهمتر از دیده شدن باشد. به همین دلیل سال های بسیاری را صرف پله پله بالا رفتن گذراندم. از تئاتر کار کردن در شیراز و تهران و بعد سپری کردن دوره بازیگری و بازی کردن در نقش های چالش برانگیز هر چند کوتاه و بازی در فیلم کوتاه شروع کردم. به تعبیری در طول این سالها به ذات بازیگری پرداختم و روی خودم کار کردم. در ضمن خودم هم خیلی دنبال دیده شدن نبودم و راهی را که به نظرم درست بود و بلد بودم را رفتم.
کار کردن با همایون اسعدیان چطور بود. کارگردان حرفه ای که قطعا تلاشش را می کند تا بهترین بازی را از بازیگرانش بگیرد. چقدر با هم و با بازیگران دیگر پشت صحنه در ارتباط بودید و به هم کنسه می دادید تا بتوانید خروجی خوبی داشته باشید؟
– من از طرفداران آثار آقای اسعدیان هستم. اما کار کردن با ایشان چند ویژگی دارد. اول اینکه ایشان با توجه به توانایی بازیگر و شناختی که از بازیگر دارد، دست بازیگر را باز می گذارند و این انگیزه را در بازیگر ایجاد می کند که سعی کند پر از ایده و با آمادگی کامل سر صحنه حاضر شود. ویژگی دیگر این است که به نوعی فضا سازی می کنند که بازیگر بتواند در تعداد برداشت های کم بهترین خودش را اجرا کند و این ایده آل ترین حالت برای بازیگر است که مدام ایده بدهد و کارگردان هم با حوصله ایده ها را در ذهنش پردازش کند و بهترین ها را از بازیگر بخواهد. علاوه بر این در سریال شما زمان نداری که بخواهی هر پلان را چندین بار تکرار کنی. به همین خاطر بازی های سینمایی معمولا شاخص تر از سریال هستند. اما آقای اسعدیان طوری فضا سازی و شرایط را فراهم می کرد که با برداشت های کم بتوان بهترین بازی بازیگر را از او ببینیم. در مورد تعانل با بازیگران دیگر هم باید عرض کنم که به هر حال برخی از بازیگران قبل از اینکه وارد صحنه شوند، نقش را آماده می کنند و در ذهنشان می بندند. اما بعضی دیگر که من هم جزو این دسته هستم، از قبل نقش را در ذهن می چیند و بازی را برای سکانس مورد نظر در ذهنش آماده می کند ، ولی تا آخرین لحظه دنبال ایده های جدید است و انگار در صحنه از همه چیز و همه کس الهام می گیرد. چون من اعتقاد دارم بخش مهمی از صحنه بازیگر مقابل است، بنابراین اگر ذهن را برای بازی و ایده های جدید در صحنه باز بگذاری می توانی با بازیگر مقابل به نتیجه خیلی خوب در هر سکانس برسی.
گرچه از یکی دو شب گذشته تا حدودی خیال مخاطب از فرجام شخصیت های حامد و یاسمن راحت شده است. اما با این حال با توجه به پایان بندی سریال ها که یکی از مهمترین بخش های یک سریال در جلب نظر مخاطب است و این اواخر هم کمتر سریالی پایان رضایت بخشی داشته، فکر می کنید پایان سریال شما هم راضی کننده و منطقی باشد و یا به سرنوشت برخی سریال ها تبدیل خواهد شد؟
– نمی توان گفت پایان بندی که بیننده را خوشحال می کند، پایان بندی درستی است. پایان بندی را فرم و محتوا و نوع درام هست که ایجاب می کند. ممکن است پایان بندی شاد باشد و یا تلخ و یا اصلا باز گذاشته شود. اما از نظر من پایان بندی این سریال پایان بندی قرص و محکمی است . در عین حال هم فکر می کنم که بیننده را راضی نگه دارد. از این بابت که تمام کاراکترها و قصه های پیرامونشان به فراخور میزان دخالت هر شخصیت در پیشبرد قصه اصلی به سرانجام می رسد.

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *