نامه ای به سرپرست سازمان سینمایی

چهلم سینما یا آغاز راهی نو؟!

پروانه نمایش را به گروهی بسپارید که تفکر آزادمنشانه و معتدل ایرانی و اسلامی را در درون خود پرورده اند
یادداشت رسیده – جواد کراچی
بی شک، نسلی که توانسته بود فیلمهای خسرو هریتاش، هژیر داریوش، فریدون گله، سهراب شهید ثالث، ابراهیم گلستان، جلال مقدم، امیر نادری، بهرام بیضایی، ناصر تقوایی و…خلاصه کلام موج نو سینمای ملی ایران را روی پرده نقره ای ببیند، هرگز نمی توانست بیندیشد که روزی و روزگاری، همکار افرادی خواهد شد که قدرت، سرمایه و شهرت را در یک کیسه و با هم طلب می کنند و با توسل به زور و امنیتی کردن فضای هنر و فرهنگ، بدین هدف خودشان هم خواهند رسید.
و اما و اکنون، چهل سال پس از آن وقایع.
هر انقلاب و در هر کجای دنیا، بلندی و پستی های زیادی دارد و چه بسا از قدیم الایام گفته اند که قابیل از سر حسادت و پذیرفته شدن هدیه هابیل، او را به کشتن داد.
نشست های پشت پرده و پنهان، تولیدات بدون پروانه ساخت برای افراد نور چشمی، پروژهای میلیاردی برای عزیزان، سمت های ادارای مهم به غیر متخصصین و… همه و همه برای اهالی سینمای وطنمان شناخته شده و روشن است و در گفتگوهای خصوصی مدام تکرار میشوند.
اما چرا به دنبال نوش داروهای موضعی و مقطعی هستیم؟چرا منتظر می مانیم تا دوباره، در بر روی همان پاشنه بچرخد؟باور کنید مسببین این امور در خفا به ریش همگان می خندند.
وضعیت فرهنگی جامعه و گسترش سینمای مبتذل، نشان دهنده موفقیت یا عدم موفقیت برنامه های آنان بوده و هست. راه دوری نباید برویم تا منصفانه قضاوت کنیم .
مدیران سابق سینمایی کشور، افتخارشان این است که جوایز بین المللی سینمای کشورمان، بزرگترین دستاورد آنان است و دست از سر سینما بر نمی دارند. خودشان و در مصاحبه هایشان از لابی کردن و دوپینگ کردن سخن گفته اند.
اما سوال اینجاست؟ چه کسی پاسخگوی وضعیت فرهنگی جامعه و سینمای کشور است؟ این دست آوردها نتیجه چهل سال سینماست یا چهلم سینماست؟
زنار بندان کاذب که در هیبت افرادی فرهنگی بر سرنوشت سینمای نجیب کشورمان تسلط پیدا کرده، اکنون با هزار دسیسه و نیرنگ، به دنبال حفظ و جایگاه خود در سینمایی هستند که در چنین روزهایی و در چهل سال قبل، بدان حمله می کردند و ساختمانهای آنرا به آتش می کشیدند و افراد علاقه مند و دست اندر کار سینما و حتی موج نو سینما را با تهمت ها و افتراهای ناسزا مجبور به ترک خانه و کاشانه و یا خانه نشین می کردند و فراموش می کنند که امام راحل از موج نوی سینمای ایران حمایت کرده بود.
چهل سال تسلط با ترسیم قوانین اداری که در هیچ کجای دنیا نمونه آن وجود ندارد و تنها چکیده ذهن بیمار افراد ظاهرالصلاح شهرت طلب، قدرت پرست و مادی نگری است که تنها به منافع فردی خود می اندیشند و فرهنگ و زوال فرهنگی جامعه را انکار می کنند تا چند صباحی دیگر بتوانند با چپاول سرمایه و ظاهر شدن در مقابل دوربین صدا و سیمایی که از فرط خستگی به نفس زدن در آمده است، بایستند تا این حس شهرت طلبی و قدرت پرستی خودشان را آرامش بخشند.
به هیچ تاویل درد خویش درمان نیافتم و دریافتم که پای سخن ایشان بر هوا بوده.
جناب آقای انتظامی سرپرست محترم سازمان سینمایی!
نگارنده غریبی قربت نشین، آشنای نزدیک به شما و همنشین افراد زحمتکش سینمایی هستم که در آن و به دور از آن، عمر را سپری کرده ام و دروس و واحد های چگونگی نزدیک شدن به مدیران دولتی و خصولتی را نیاموخته بودم و از جور زمانه به دور از خانه و کاشانه چشم انتظار شکوفایی حقیقی سینمای کشورمان برای مردمان خودمان بوده ام و نه جشنواره کن و یا برلین و….
از شما تمنا دارد.
۱. قانون پروانه ساخت را از سینمای کشورمان حذف کنید و فیلم را به فیلمسازان بسپارید.
۲. تعداد چند تهیه کننده به اندازه انگشتان دست، از تمامی گرایش ها و ژانرها را انتخاب کنید و مسئولیت فیلمسازی را به آنها بسپارید.
۳. پروانه نمایش را به گروهی بسپارید که تفکر آزادمنشانه و معتدل ایرانی و اسلامی را در درون خود پرورده و بدان معتقد هستند و بازسازی سینمای فرهنگی کشورمان را از آنان طلب کنید.
۴. تهیه کنندگانی که فیلم هایشان مغایر قوانین رسمی مملکت باشد را با باطل کردن پروانه کاری شان مواجهه کنید تا تهیه کنندگان موفق با بوجود آوردن این پل، بتوانند به راه خود و با سرمایه خود، ادامه دهند.
۵. توسعه زیر ساخت های فرهنگی بالاخص در شهرک های تازه تاسیس شده و شهرک هایی که در اطراف شهرهای بزرگ بوجود آمده اند، را در دستور کاری خود قرار دهید.
۶. از بزک کردن سر در ایوان، کاملا بپرهیزید.
۷. باور کنید که این هرج و مرجی که بر فضای سینمایی کشورمان غالب شده، نتیجه و دستآورد همان افرادی هست که از بدو ورود با حس مافیاگونه خود، خشت کج سینما را بنا نهادند. بیایید و شجاعانه سینمای دولتی و خصولتی را تعطیل کنید و خشت نو سینمای نوین کشورمان را درست و بجا بگذارید تا از شما به نیکی یاد شود.
موفقیت و سربلندی شما و کشورمان که مهد و زادگاه تمدنی تاریخی بوده است را از خداوند بزرگ خواستارم.
قسم به حشمت و جاه و جلال شاه شجاع
که نیست باکسم از بهر مال و جاه نزاع

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *