نگاهی به مجموعه «خاک گرم»

کنکاش تاریخ زیر تیغ آفتاب!

بانی فیلم، گروه تلویزیون: جواد ارشاد در اثر اخیرش میراث فرهنگی و اهمیت آن را دستمایه سریال خود قرار داده و حتی لوکیشن هایی را که برای این کار در نظر گرفته تاثیر مستقیمی با میراث فرهنگی و تاریخ دارد. استان کرمان و شهرهای این استان که میراث فرهنگی بسیاری در دل خود دارد. سریال «خاک گرم» علی رغم موضوع بسیار با اهمیت و خوبی که دارد و درامی که در این داستان شکل می گیرد، اما نتوانست چندان مورد توجه قرار بگیرد. گرچه کارگردان سعی کرد تا از بازیگران خوب و نام آشنایی برای این سریال دعوت به همکاری کند. اما در این میان از حضور بازیگران تئاتر این استان هم در سریالش بهره گرفت. ضمن اینکه کار کردن در طول چند ماه در شهرهای کویری این استان کار چندان راحتی برای تیم سازنده نبود. با این حال خروجی که این سریال داشت، برای تیم سازنده هم چندان مورد تاییر نبود. «خاک گرم» در ۳۰ قسمت تولید شده و داستان درباره گروهی است که طی انجام مراحل حفاری در ارگ قدیم بم، باستان شناسان با کشف جدیدی روبرو می‌شوند که به دلیل حساسیت موضوع، از پروفسور برومند برای سرپرستی سایت دعوت می‌شود که در خلال آن ماجراهای بسیاری اتفاق می‌افتد. دانیال حکیمی و فرشته سرابندی به عنوان سرپرستان سایت مسئولیت سنگینی را در این داستان برعهده دارند. ضمن اینکه عده ای هم در تلاش هستند تا موانعی را بر سر راه این تیم قرار بدهند. نمونه های خارجی این نوع داستان ها را بارها در فیلم های غیر وطنی شاهد بودیم. ضمن اینکه یکی دو قسمت از داستان های آگاتا کریستی هم به چنین موضوعاتی پرداخته بود. از این رو همواره موضوعاتی از این دست بسیار مورد توجه قرار می گیرد. اما کارگردان و به طور کلی تیم سازنده این سریال بیشتر از هر چیزی و به جای اینکه به دنبال ایجاد هیجان برای مخاطب و در پی آن دیده شدن باشند، در پی روایتی از انسانیت و عرق ملی و وطن پرستی را در این سریال مدنظر داشتند. گرچه قطعا این مجموعه نقاط ضعفی هم دارد که به مسائل مالی و بودجه ای که برای این سریال تعریف شده ارتباط مستقیمی دارد. اما با توجه به رزومه کاری جواد ارشاد و سریال قبلی اش «دور دست ها» می توان گفت که دغدغه های او پرداختن به مسائل انسانی و اخلاق و رفتاری در داستانهایش است. اینکه ادمها در موقعیت های مختلف بیشتر از اینکه به دنبال منافع مالی خود باشند، مسائل انسانی، وجدان کاری و اخلاق را مد نظر داشته باشند. گرچه شاید انتخاب بازیگران اصلی این سریال هم در خروجی آن بی تاثیر نبوده است. اینکه دانیال حکیمی مدتهاست که بازی یکنواختی دارد و نقش های شبیه به هم را بازی می کند. از این رو شاید انتخاب خیلی بجایی برای این نقش نبوده تا سکان سریال را در دست گرفته و این قابلیت را داشته باشد تا بتواند مخاطبان بسیاری را با خود همراه کند. در کنار او فرشته سرابندی نیز از جمله بازیگران خوب و حرفه ای تئاتر است. اما قابلیت همراه کردن مخاطب در یک سریال ۳۰ قسمتی را ندارد. از این رو این مجموعه آنطور که باید نتوانست مورد توجه مخاطبان قرار بگیرد. از طرفی شاید پایان سال و دغدغه های مردم در روزهای پایانی سال زمان چندان مناسبی برای همراه شدن با سریالی با این مضمون نباشد. اما این نکات نیز چیزی از ارزش های این سریال کم نمی کند. آن هم با توجه به اینکه در روزهای گرم تابستان سریال در استان کرمان و زیر تیغ آفتاب ساخته شد. با این حال این مجموعه بازیگران خوبی داشت. هنرمندانی که اغلب سبقه تئاتری دارند و از این رو چهره و بازی شان مورد توجه مخاطبان قرار می گرد. اما این مجموعه نیز به مانند سریال شبکه دو زیر سایه سریال «لحظه گرگ و میش» قرار گرفت. فریبا بانک توکلی و جواد ارشاد که پیش از این هم با یکدیگر در آثار مختلفی همکاری داشتند، در این سریال هم سعی کردند تا داستان خوب و سرشار از پیام های اخلاقی و انسانی را به مخاطبان منتقل کنند. اما به هر حال تولید سریال تلویزیونی در شرایطی که مدتهاست در جامعه وجود دارد، کار چندان راحتی نیست. از این رو علی رغم تلاش که این تیم برای ساخت سریال «خاک گرم» با نام قبلی «تردید» کرد، در جذب مخاطبان گسترده این رسانه موفق نبود. شاید اگر داستان های عاشقانه و پر سوز و گدازی را روایت می کرد، چه بسا موفق تر هم بود. در نهایت اینکه «خاک گرم» آخرین سریال شبکه یک است که در سال ۹۷ پخش می شود و همین امر هم به سریال لطمه وارد کرد. از این رو کنداکتور عنصر مهمی در دیده شدن یک اثر تلویزیونی محسوب می شود که در این سریال این اتفاق به نفع سازندگان نبود.

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *