گفت و گوی بانی فیلم با پنج کارگردان عرصه فیلم کوتاه؛ پدیده هایی با رگه های خلاقیت

بانی فیلم، گروه سینمای ایران، علی کشاورز: سی و ششمین جشنواره فیلم کوتاه تهران از تاریخ ۱۹ تا ۲۴ آبان در پردیس سینمایی ملت در حال برگزاری است،جشنواره ای که بخشهای تجربی،داستانی،پویا نمایی و مستند داخلی و بین المللی را شامل می شود. به همین بهانه با تعدادی از کارگردانها به گفتگو نشستیم:
فیلم داستانی «مادر برفی» به کارگردانی مرجان خسروی
روایت گرم تولد در روستایی با قبرستان های برفی
مرجان خسروی که سال گذشته با فیلم «بهای خون» در جشنواره فیلم کوتاه شرکت کرده بود، درباره موضوع فیلم جدیدش گفت: «مادر برفی»، داستانی بومی را در فضای بومی استان چهارمحال و بختیاری روایت می کند، به مشکلات افرادی در این منطقه می پردازد که به علت فقر، حداقل امکانات زیستی را ندارند. ابتدا قرار بود این فیلم را به صورت مستند کار کنم اما به خاطر بالا بردن بار دراماتیک کار، به گونه داستانی رسیدم.
وی افزود: در این استان هنوز مناطقی وجود دارد که به دلیل بارش سنگین برف، باید مرده ها را در قبرستان یخی دفن کنند؛ یعنی مرده ها را در یخ دفن می کنند تا بهار دوباره آنها را در خاک دفن کنند.این مرگ با بسیاری از مرگها متفاوت است هم برای صاحب عزا و هم کسانی که فکر می کنند ممکن است این اتفاق برای خودشان یا خانواده شان بیفتد،به این علت مردم روستا قسم می خورند که شش ماه از سال هیچ زن بارداری بچه اش را در پاییز و زمستان به دنیا نیاورد. یعنی همه بچه ها به دلیل جلوگیری از مرگ احتمالی در بهار و تابستان متولد شوند. در حالی که مرگ و زندگی دست کسی است که فارغ از این قراردادها عمل می کند.
پسر بچه داستان به علت اینکه در آن منطقه بچه ها در سن پایین ازدواج می کنند از زندگی زناشویی آگاهی ندارد و نمی تواند تنظیم کند که بچه اش در برف به دنیا نیاید. پس در زمستان، زن او در شرایط بد آب و هوایی فارغ می شود و این در حالی است که تمام مردم روستا به دلیل قسم دسته جمعی حاضر نمی شوند به او کمک کنند.
وی گفت: فیلم در شرایط کاملا برفی و نامساعد ساخته شد، آفیش ها را زودتر از ۷ یا ۸ صبح نمی توانستیم انجام دهیم چون عملا جاده ای وجود نداشت. بزرگترین مشکل ما، حمل و نقل بود. گروه فیلمبرداری در برخی مناطق که ارتفاع برف به بالای چهار متر می رسید کار می کرد. مشکل بعدی ناپایداری بودن جو آن منطقه بود مثلا در ده دقیقه آنقدر برف و بوران شدید می شد که عوامل مجبور به جمع کردن همه وسایل می شدند و این امر عموما در کنار سرمای کشنده ،علت کند شدن ریتم کار و عدم برنامه ریزی صحیح بود.وی افزود: به علت همه این مشکلاتی که اشاره شد عموما فیلم سازان سراغ چنین مناطق سخت و بکری نمی روند و چه در فیلم کوتاه، چه بلند شاهد فیلمهای آپارتمانی و شهری هستیم.
خسروی گفت: من همیشه دنبال سوژه های بکر و دیده نشده هستم و گاهی فکر می کنم اگر نخواهم و نتوانم در مناطق بومی فیلم بسازم، اصلا فیلمساز نیستم.
وی در خصوص ساخت فیلم کوتاه و عدم برگشت سرمایه اصلی با توجه به تمام مشکلات گفت: من برای کارهایی که علاقه دارم بها پرداخت می کنم.سینما را از بچگی دوست داشتم و برای دوست داشتنم یک فیلم برفی که سهل است هزاران فیلم با شرایط سخت می سازم. با ساخت این گونه فیلمها می خواهم نشان دهم زنی قدرتمند هستم که شرایط سخت، مانع از رسیدن به خواسته ها و اهدافش نمی شود.
کارگردان مادر برفی افزود: اولین سکوی این فیلم در جشنواره فیلم کوتاه است و در آینده فیلم را برای جشنواره های دیگر و پخش جهانی نیز ارسال خواهم کرد.
وی درباره سایر آثار راه یافته به جشنواره گفت: نسبت به پارسال کارهای شاخصی ندیدم (در چند باکسی که دیدم) ولی جشنواره امسال را در سطحی متوسط و خوب ارزیابی می کنم .
خسروی در خصوص برگزاری جشنواره اضافه کرد : اتفاق خوب امسال فروش بلیت بود که من از موافقان اصلی این طرح بودم،درست است که مبلغ بلیت کم است اما همین فروش بلیت باعث شده نظم خاصی حاکم شود. ولی باز جشنواره فیلم کوتاه ایران، جای آن را دارد که در برنامه ریزی اکران ها و مدیریت تماشاگران به عنوان یک جشنواره جهانی قوی تر، دقیق تر و منسجم تر عمل کند.

 

فیلم مستند «آهسته و آرام» به کارگردانی دلاور دوستانیان
سفرنامه یک حلزون
دلاور دوستانیان از سال ۹۰ ساخت فیلمهایی با موضوع حیات وحش را آغاز کرد. امسال نیز در همان سبک و سیاق، با فیلم «آهسته و آرام» در جشنواره حضور دارد. وی در توضیح سبک و موضوع فیلمسازی خود گفت: حرفهایی که در ذهنم دارم را با فیلمهایم عنوان می کنم. در ذهن من حیوانات هم مثل انیمیشن هایی که در هالیود ساخته میشوند دارای کاراکتر هستند. هشتمین فیلم من درباره تخریب محیط زیست با روایت داستانی از دو حلزون در یک دشت است. هنگامی که یکی از انها تصمیم می گیرد در روزی بارانی به شهر بیاید و البته در طول مسیرنیز با مسائلی رو به رو می شود.
وی اضافه کرد: وقتی حلزون وارد خانه ای روستایی می شود با مجموعه ای از کاراکترهای حیوان مواجه می شود که در ابتدا احساس می کند این حیوانات باعث تهدید و خطر برای او هستند اما در طول فیلم متوجه خواهیم شد که خطر اصلی انسان است که با جاده سازی، ساختن ویلا و … دشمن او و محیط زیست است.
دوستانیان که از ابتدای تحقیق و پژوهش،نویسندگی،فیلمبرداری، تدوین، صداگذاری و… این فیلم را به تنهایی انجام داده است گفت: فیلمبرداری در شرایط بارانی در کنار فیلمبرداری از موجودات ریز و تنهایی کار کردن، بسیار سخت بود. در بیشتر پلان ها در جاده، خیابان، شهر و … مجبور بودم با یک دست چتر و با دست دیگر دوربین را بگیرم و بعد با پاهایم، دوربین ساخت خودم را جلو ببرم. با توجه به اینکه در تمامی مراحل فیلم از فیلمبرداری تا تدوین و تصحیح رنگ و … را تنها کار می کنم،خوشبختانه تا کنون این مسائل باعث نشده که مخاطب در کیفیت و کمیت فیلم متوجه بشود که تمام این مجموعه، متعلق به یک نفر است.
کارگردان و تهیه کننده «آهسته و آرام» گفت: درهشت فیلم اخیرم تهیه کننده نداشتم تمام هزینه ها را خود متقبل شدم. عموما هزینه زیادی برای فیلم نمی کنم اما با شرکت در جشنواره های مختلف مورد توجه داوران هیئت انتخاب و برخی خریداران فیلم قرار گرفته ام و به همین طریق برخی هزینه ها را پوشش دادم. اما این مسئله درباره فیلمای داستانی متفاوت است ممکن است در بین فیلمهای زیاد ساخته شده بازگشت سرمایه اتفاق نیفتد ولی معمولا درباره فیلمهای مستند با ساختار درست، این اتفاق نمی افتد و عموما شاهد بازگشت سرمایه هستیم.
وی در خصوص سطح فیلمهای شرکت کننده در جشنواره امسال گفت: در چند باکس فیلمی که دیدم احساس می کنم که فیلمهای داستانی شرکت کننده درجشنواره امسال با توجه به فیلمبرداری، صدابرداری و … خوب و بعضا عالی ولی از لحاظ موضوعی در سطح پایین تری نسبت به فیلمهای سال گذشته هستند و ما دیگر شاهد تشویق هایی که در سالنها برای فیلمهای سال گذشته می شد نیستیم.علت این امر بها ندادن به فیلمنامه های درست توسط فیلم سازان است که باعث سردرگمی مخاطب می شود.
اما در فیلمهای مستند شاهد پیشرفت هستیم. مستندهای امروز صرفا به گفتارمتن یا مصاحبه محور بودن متکی نیستند، دارای خط روایی مخصوص و مخاطب پسندتر شده اند.
دوستانیان در خصوص برگزاری جشنواره فیلم کوتاه گفت: با توجه به بلیت فروشی و کم شدن ازدحام جمعیت نسبت به سال گذشته شاهد نظم بیشتری بودیم.
کارگردان مستندهای حیات وحش در انتهای این گفتگو ابراز امیدواری کرد که بینندگان متوجه تمام ذهنیت او در ساخت این فیلم شده باشند.

 

فیلم مستند «ماهیاک» به کارگردانی فرح زارع مهرجردی
وقتی پولک هایی بر پوست، ترک هایی بر روح می شوند
فیلمهای بسیاری در خصوص بیماریها،مشکلات بیماران،خانواده ها، برخوردهای جامعه با بیمارو.. ساخته شده است اما نقطه قوت مستند ماهیاک پرداخت درست به بیماری خاص و نادر در متن و زندگی خصوصی جذاب بیمار است. فرح زارع درباره نام و موضوع مستندش گفت: مستند ماهیاک بخشی از زندگی دختری است که جوانی و زیبایی چهره اش در پشت پولکهایی از پوست بدنش پنهان است. پوست او خشک و ترک خورده است اما چیزی که بیش از ترکهای روی پوست و انگشتان و کف پایش او را آزار میدهد ترک هایی است که نگاه ها و رفتارهای مردم روی قلبش ایجاد کرده است. او از نگاه آدمها، از کنایه های آنها و از ترحم آنها مجروح است و شاید به همین دلیل به انسانهای اطرافش بی اعتماد شده و گاهی ناخوداگاه کسانی را که میخواهند به او محبت کنند را پس می زند.
وی افزود: مستند ماهیاک اولین مستندی است که درباره بیماری پوستی نادری به اسم ایکتیوز یا ماهیاک ساخته شده است. تا قبل از این کمتر کسی در مواجهه با آنان میتوانست بفهمد که چه اتفاقی برایشان افتاده و گاه ناآگاهانه خانواده های آنان را مقصر دانسته و تصور میکردند مشکل آنها ناشی از سوختگی است. با به دلیل ترس از واگیردار بودن بیماری آنها را در جمع خود نمی پذیرفتند. به همین دلیل نیاز به ساخت چنین مستندی برای بالا بردن سطح آگاهی جامعه به شدت احساس می شد.
کارگردان «ماهیاک» در خصوص شرکت در جشنواره و نقاط ضعف و قوت آن گفت: امسال افتخار حضور در جشنواره فیلم کوتاه تهران نصیب من شده. جشنواره ی قدرتمندی که امسال برای اولین بار به صورت منظم و حساب شده ای برگزار می شود و دیگر شلوغی و ازدحام بی رویه ی سالهای گذشته را ندارد و البته به همان نسبت سطح کیفی فیلمها نیز افزایش پیدا کرده است و پیداست که شاهد رقابتهای سخت تری خواهیم بود. بخصوص در بخش مستند که تعداد کمتر و کیفیت آثار بسیار بالاتر است. فیلمهای قدرتمندی مثل آشو، آهسته و آرام، آنجا که باد میوزد، آقای خیابان، میخواهم پرواز کنم و … از فیلمهای سطح بالای جشنواره امسال هستند.
اما تنها نکته منفی این جشنواره ،محل برگزاری آن است که دسترسی خوبی به امکانات شهر ندارد و بخصوص رفت و آمد را مشکل کرده است.هر چند با وجود این مشکلات و بلیطی شدن فیلمها همچنان استقبال مخاطبان چشمگیر است و این اتفاق امیدوار کننده ای برای فیلم کوتاه در ایران می‌باشد.
فرح زارع در انتهای این گفتگو ابراز امیدواری کرد که با ساخت چنین مستندهایی میزان آگاهی جامعه ارتقا داده شود.

 

فیلم داستانی «اجباری» به کارگردانی جواد خورشا
اطاعت از دستور در سرپیچی وجدان
جواد خورشا پس از نویسندگی قسمتهایی از خندوانه و شکرستان و.. بازیگری و کارگردانی تاتر و ساخت چند فیلم کوتاه، امسال با فیلم «اجباری» در مقام نویسنده،تهیه کننده و کارگردان حضور دارد وی درباره علت نگارش فیلمنامه و ساخت فیلم گفت: در جامعه ای زندگی می کنم که خیلی از تصمیمات از بالا گرفته می شود منظورم از بالا صرفا شعارهای سیاسی علیه نظام یا دولت خاصی نیست. بالا هر جایی می تواند باشد ، مدرسه، خانه و … اصولا دغدغه من فشاری است که حتی بعضی اوقات قدرت تفکر را از انسان سلب می کند و عموما با عبارت «فکر نکن و انجام بده» همراه است. در ذهن من مصداقی عینی برای این موضوع «سربازی» است.
وی افزود: با خواندن خبری درباره جوخه های اعدام متوجه شدم قانونی وجود دارد که در تفنگ یکی از سربازان تیرهای مشقی گذاشته می شود تا از عذاب وجدان سرباز کاسته شود ، سپس فکر کردم اگر سربازی نخواهد شلیک کند چه اتفاقی می افتد؟ درباره آن تحقیق کردم و متوجه شدم درهمه جای دنیا و جوخه های اعدام، شاهد آمار بالای خودکشی سربازان هستیم.
صرفا موقعیت قرار گرفتن یک سرباز در جوخه اعدام، عذاب وجدان و در نهایت شلیک، فارغ از تایید یا تکذیب این عمل مبنای خلق این اثر شد.
خورشا درخصوص استفاده از بازیگران چهره در فیلمهای کوتاه این جشنواره گفت: برای من کاراکتر و ایفای نقش درست در فیلمم مهم بوده و هست. استفاده یا عدم استفاده از بازیگران چهره را (چه در فیلم خود و چه در فیلم دیگران) صرفا در جهت خلق صحیح کاراکتر، مثبت و منفی می بینم.
خورشا با بیان اینکه فیلم کوتاه ساختارمند و موجه با کسب جوایز از جشنواره های مختلف می تواند بخشی از هزینه های خود را جبران کند، ادامه داد: به عنوان یک علاقه مند به بازیگری، نویسندگی و کارگردانی برای ورود به فیلم بلند و سینمایی احتیاج به اثبات خود و جلب اطمینان مخاطبین دارم. یکی از این راه ها ساختن فیلم کوتاه و بالا بردن تجربه و هنرآموزی در این زمینه است، هر چند که در این دوره فیلم کوتاه اهمیت و هویت مستقل خود را پیدا و اثبات کرده است.
از نظر من فیلم کوتاه در ایران در سطح بالایی قرار دارد و حتی سطح فیلمها را از جشنواره فجر هم بالاتر می بینم. ممکن است در کلیت ایراداتی باشد ولی بین همه فیلمها شاهد پدیده هایی بودم که رگه های خلاقیت آنها حتی در بیشتر فیلمهای بلند هم دیده نمی شود.
وی در خصوص برگزاری جشنواره فیلم کوتاه گفت: چون ما در طول یکسال یک جشنواره فیلم کوتاه داریم و خیلی از این فیلمها فرصت اکران مجدد را پیدا نمی کنند، فیلمسازان و مخاطبین توقع دارند که این فیلمها به بهترین نحو نمایش داده شده و دیده شوند. با وجود این اکرانهای محدود ،در کنار بلیت فروشی و نظم نسبی جشنواره به نظر من اینکه برخی از مخاطبین فیلم را حتی روی پله های سالن تماشا کنند امر بد و نامناسبی نیست.

 

مستند «آشو» به کارگردانی جعفر نجفی
و این بار داستان چوپانی راستگو : او عاشق است
کارگردانی درست و مستند در نشان دادن عشق به سینما در دل یک بچه چوپان عشایر(آشو) آنقدر جذاب شده است که فیلمی را در هر نوبت از روزهای اکرانش در جشنواره منتخب آرای تماشاگران کند. جعفر نجفی در خصوص گفت : «آشو» یک مستند محض است. در منطقه ای که زندگی می کنم، بچه های با استعدادی وجود دارند که نیاز به معرفی دارند. «آشو» یکی از همین بچه هاست که عاشق سینما و بازیگری است و این علاقه با زندگی شخصی و خانوادگی او به تصویر کشیده شده است. مثلا در فیلم به رسم «ناف برون» در کنار علاقه به بازیگری، عشایر بودن و منطقه جغرافیایی پرداخته شده است.
«آشو» سینما را خوب می فهمد، ما بالای ده ساعت راش در اختیار داریم که نزدیک به دو سوم آن درباره اطلاعات «آشو» از سینما، بازیگران وفیلمهاست. من مطمئنم اطلاعات او از بسیاری از فیلمسازان در خصوص تعداد فیلمهای دیده شده بالاتر است.
این اطلاعات در حالی است که او عشایری در دل زردکوه زاگرس نشین است. در بعضی از قسمتهای فیلم موقعیتهایی را برای شخصیت اصلی ایجاد و عکس العمل او را مستند به تصویر کشیدم. برخی سبک این فیلمسازی را داستانی توصیف کردند اما من تمام واقعیت این بچه را نشان دادم مثلا عکس العملها، عصبانیت، شادی و رسوم مطرح شده در فیلم (بدون قضاوت در درستی یا نادرستی)کاملا در موقعیت و واقعی اتفاق افتاده است.
وی درباره سختی های فیلم در محیط عشایر و شخصیت اصلی گفت: کار با کاراکتر اصلی در بعضی مواقع بسیار دشوار بود مثلا در ابتدای فیلم مطرح می شود اجازه تصویربرداری از مادر و خواهر «آشو» وجود ندارد. بعضی اوقات کار به دلیل قهر یا عدم جلب نظر کاراکتر متوقف شد. ولی علاقه او به بازیگری دوباره ادامه تصویربرداری را میسر می کرد.علاوه بر آن فیلمبرداری در نور طبیعی محیط کوهستان، سختی مسیر برای گروه، جا به جایی تجهیزات و.. از دیگر مشکلات ما در این زمینه بود.
جعفر نجفی درباره تماشای آثار سایر فیلمسازان گفت :متاسفانه به علت پر بودن سالنها در بیشتر مواقع امکان تماشای سایر دوستان و همکاران برای من میسر نبود ولی در باکس «آشو» شاهد فیلمهای مستند بسیار خوبی بودم.
وی درخصوص نحوه برگزاری جشنواره فیلم کوتاه گفت: در بیشتر مسائل مربوط به فیلم ،شاهد همکاری خوب و مناسب عوامل برگزار کننده جشنواره بودم.
در انتهای گفتگو،نجفی درباره اینکه مستند او در روزهای اکران، همیشه در جدول بهترین فیلم از نگاه تماشاگران بوده است، گفت: خوشحالم که مردم با این فیلم ارتباط برقرار کردند ، جایزه اصلی ام را از مردم گرفتم.این حمایت را در سالن هزار نفری لایپزیک آلمان هم دیدم هنگامی که شاهد عکس العملهای تماشاگران «خنده ها و ابراز احساسات و ..» در طول فیلم بودم .دیپلم افتخاربهترین فیلم را در همان جشنواره دریافت کردم وتماشاگران بالای دو دقیقه فیلم را تشویق کردند.

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *