یادداشت

یک دانلود تلخ، بهتر از تلخی بی دانلود؟!

هادی اعتمادی مجد
اگر هنوز نسخه غیرقانونی فیلم آخر اصغر فرهادی را ندیده اید و قصدی هم برای این کار ندارید، احتمالا باید شما را شایسته انتساب کلی صفات مثبت اخلاقی دانست. با این حساب پس لابد کسانی که این طور فکر نکرده و فیلم را از این راه تماشا کرده اند را باید در مقابل شما مذمت کرد و به آنان خرده گرفت.
واقعیت اما این است که اگر در اخلاق مداری دسته اول شکی نباشد، اما در بی اخلاقی دسته دوم مقداری تردید وجود دارد.
«همه میدانند» به عنوان یکی از مهمترین فیلمهای یکی- دو سال اخیر سینمای ایران بر خلاف فیلم قبلی فرهادی، «فروشنده» که در اواخر اکران خود گرفتار قاچاق شد، بدون برخورداری از شانس نمایش عمومی در داخل از هفته گذشته در دسترس مردم قرار گرفته است. مردمی که این روزها با تورم افسارگسیخته ای که با آن دست به گریبانند و شاید خیلی چنین مسائل و اخباری دغدغه شان نباشد. سینمادوستان و اهالی رسانه اما در مواجهه با لینک دانلود غیرقانونی «همه میدانند» خود را درست در موقعیتی دیدند که پیشتر شخصیتهای فیلمهای فرهادی با نظایر آن رو به رو بودند.
جریان برخورد با لینک دانلود غیرقانونی «همه میدانند»، بشدت لزوم «قضاوت» و «تصمیم گیری»، به عنوان دو مولفه مهم در پلات فیلمنامه های فرهادی را مد نظر می آورد. اگر حرف دو ماه پیش فرهادی مبنی بر عدم امکان اکران فیلم آخرش در ایران همچنان پابرجا باشد- که ظاهرا هست!- با توجه به شرایط حاضر اغلب علاقه مندان سینمای او که سفر به خارج برایشان میسر نیست، فقط و فقط باید برای تماشای آن چشم به شبکه زیرزمینی توزیع فیلم داشته باشند. شبکه ای که با وجود غیرقانونی بودنش، خوشبختانه یا متاسفانه خیلی از ما را از بسیاری از شاهکارهای جدید و قدیم سینمای جهان سیراب می کند.
این روزها اما تن دادن به تماشای غیرقانونی «همه میدانند» یا همچنان در انتظار فرج وگشایشی ماندن برای اکران داخلی آن، شبیه همان موقعیت های بارها خلق شده در فیلم های فرهادی شده. اینکه شبیه آدمهای «درباره الی» در ماجرای گفتن یا نگفتن واقعیت مرگ الی به نامزدش، یا تردید نادر در گفتن همه واقعیت درباره هل دادن راضیه در «جدایی نادر از سیمین» دُز اخلاق گرایی مان را کم کنیم و به تماشای نسخه غیرقانونی فیلم بنشینیم. در هر حال قضاوت درباره اینکه آیا باید تن به یک دانلود تلخ بدهیم و آنرا بهتر از تلخی هرگز دانلود نکردن فیلم بدانیم، کشاکشی چالش برانگیز برای خیلی از ما علاقه مندان به سینما شده.
اینکه برخی در فضای مجازی بینندگان فیلم را «قاچاقچی» می خوانند هم طنز غریبی در خود دارد. کسانی که عمده شان طرفداران پروپاقرص فرهادی و سینمایش هستند و انتقاد و ایراد به این فیلم را هم برنمی تابند. در هر حال فکر می کنم حالا که سبویی شکسته و سازکار دقیقی هم برای جبران آن دست کم در شرایط فعلی و قوانین موجود دیده نمی شود، بد نیست صاحبان فیلم همان راهی را بروند که پیشتر عوامل «سنتوری» در جهت تصدیق خسارات وارده ناشی از اکران فیلم رفتند. یعنی جدا از بحث حقوق معنوی که باید برایش اندیشه ای دیگر کرد، شماره حسابی از تهیه کنندگان فیلم ارائه شود تا بینندگان هزینه تعیین شده تماشای آن را به این حساب واریز کنند.
در این صورت شاید تا حدودی از بار روانی منفی بینندگان ناگزیر فیلم هم کمتر شود.

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *