گفت و گو با فرهاد نجفی کارگردان مجموعه

۱۰ برابر فروش، سریال «آسپرین» دانلود غیر مجاز می شود!

بانی فیلم – گروه تلویزیون- زینب علیپور: سریال «آسپرین» یکی از کارهای متفاوتی است که در چهار فصل برای پخش در شبکه نمایش خانگی تولید می شود که فصل اول آن در حال توزیع است. فرهاد نجفی نویسنده، تهیه کننده و کارگردان جوان این سریال سعی کرده تا از همان قسمت های نخست، با فیلمنامه و نوع کارگردانی و چیدمان بازیگران متفاوتی که این سریال دارد، همچنین پیچیدگی ها و ابهاماتی که برای شخصیت ها و داستان در نظر گرفته، از سطح سلیقه مخاطب جلوتر گام برداشته و او را به فکر وا دارد. گرچه در قسمت های نخست سریال، به معرفی کاراکترها پرداخت و به نوعی با نوع تدوین و کارگردانی که این سریال دارد، در ابتدا کمی باعث سردرگمی مخاطب شد، اما هر چقدر که داستان رو به جلو می رود، جذابیتش برای مخاطب بیشتر می شود. گرچه این سریال هم مانند سایر کارهای نمایش خانگی از دانلود غیر قانونی بی بهره نبوده و همین امر برای گروه مشکلاتی را ایجاد می کند. از این رو بانی فیلم با وی درباره این سریال گفت و گویی داشته که در ادامه می خوانید:

 به عنوان اولین سوال بفرمایید با توجه به اینکه فصل اول سریال به نیمه رسیده است، فصل دوم آن در چه مرحله ای قرار دارد؟
– ما در واقع چون به صورت فرمولی فیلمنامه این سریال را می نویسیم، در حال حاضر جلساتمان را با نویسنده ها درباره شخصیت ها شروع کرده ایم و قراراست نویسنده های دیگری هم به گروه ما اضافه شود. بنابراین «آسپرین» مراحل پیش از نگارش فیلمنامه را سپری می کند تا بعد از پشت سر گذاشتن این مرحله، وارد نگارش فیلمنامه شویم.
 پس با این حساب همزمان با تدوین فصل اول، در حال جمع بندی برای نگارش فصل دوم هستید؟
– می توانم بگویم نگارش فیلمنامه آسان ترین بخش کار است و در این زمینه بحث فرمول ها و سرنوشت شخصیت ها خیلی مهم است که در حال کار کردن روی آنها با جلساتی که با نویسنده ها برگزار می کنیم، هستیم. بعد از آن خیلی سریع وارد نگارش فیلمنامه شده و خیلی زود هم وارد تولید می شویم.
 با آنچه که شما مطرح کردید، احتمالا فاصله کوتاهی بین فصل ها وجود دارد. نگران این مسئله نیستید که با فاصله ای که به وجود می آید، مخاطبانتان را از دست بدهید؟
– ما قصد نداریم بین فصل ها فاصله ای بی اندازیم. چون همانطور که از ابتدا به مردم قول داده ایم، هر قسمت را هر هفته به طور منظم آماده و ارائه کرده ایم. اما بحث دانلودهای غیر مجاز که به وجود آمده است، با زمان توزیع «شهرزاد» و «دندون طلا» خیلی فرق کرده است. اینترنت پرسرعت تر و رایگان تر از گذشته شده است. شاید در گذشته زمانی که «قهوه تلخ» توزیع می شد، تنها سه درصد از مردم این سریال را دانلود می کردند. چون خرید دی وی دی مقرون به صرفه تر از دانلود کردن بود. اما در حال حاضر ۱۰ قسمت از سریال ما را شب تا صبح به راحتی دانلود می کنند. بنابراین باید برای این معضل برنامه ریزی و فکری کرد. بنابراین در حال فکر کردن و راه حلی برای مقابله با این معضل هم هستیم.
 خب همه چیز به عدم فرهنگ سازی در جامعه برمی گردد.
– مردم فکر می کنند که دولت یک سری سریال تولید می کند و بخشی را از تلویزیون پخش کرده و مابقی را به فروش می رساند. هنوز خیلیها نمی دانند که چنین کارهایی با هزینه شخصی تولید می شود و دانلود های غیر مجاز چه ضربه ای را به سرمایه گذار شخصی وارد می کند. بنابراین به قول شما باید در این زمینه فرهنگ سازی شود. ضمن اینکه ما در ایران تلویزیون خصوصی نداریم و صداوسیما هم مصرانه با پدید آمدن تلویزیون های خصوصی مقابله می کند. از این رو ضربه محکمی به بدنه این صنعت وارد می شود. در صورتی که درهیچ کجای دنیا سریال ها صرفا به صورت دی وی دی توزیع نمی شوند. بلکه از تلویزیون های خصوصی پخش شده و بعد از آن به صورت دی وی دی هم توزیع می شود. از آنجایی هم که هدف ما ارتقای سطح سلیقه مخاطب است، قصد داریم تا در فصل های بعد که توقع مخاطب هم بیشتر شده، کیفیت سریال را ارتقاء بدهیم. اما دنبال چره ای برای بحث دانلودها هستیم. گرچه من حتی اگر متضررهم شوم، بازهم سریال را طبق قولی که داده ام، می سازم. اما وقتی هیچ نهادی حمایت نمی کند و مردم هم دانلود غیرمجاز می کنند، ادامه کار را برای ما پیچیده کرده است.
 با این شرایط چاره کار چیست؟
– ما به ناچار باید هزینه ها را کمتر کنیم که در بهترین شرایط مانند فصل اول باید پیش برویم. حال که مردم شخصیت ها را می شناسند، داستان را با همین جذابیت پیش ببریم. اما من توقع ام چیز دیگری است. توقعم این اس که یک کارم از کار قبلی ده پله بالاتر باشد. همانطور که از ابتدای فعالیتم در فیلمسازی این روند را اینگونه طی کرده ام. اما با این شرایط نمی خواهم که صرفا یک کاری ساخته باشم.
 معمولا فیلمسازانی که از سنین پایین تر وارد این حرفه می شوند و توانایی بسیاری در این زمینه دارند، مورد حمایت و توجه عده ای و یا نهادی قرار می گیرند. برای شما که از ۱۸- ۱۹ سالگی وارد عرصه فیلمسازی شدید، این حمایت صورت نگرفته است؟
– من نخستین فیلمم را در ۱۸ سالگی با هدایت فیلم و به تهیه کنندگی آقای شایسته ساختم ولی تا به حال شخصی و یا نهادی هیچ گونه حمایتی از من نکرد. البته من پیش از ساخت اولین فیلم بلندم، فیلم کوتاه ساخته بودم و آقای شایسته فکر کردند که فیلم من ارزش سرمایه گذاری کردن را دارد. بنابراین برای من در آن سن و سال، حمایت خیلی بزرگی بود. بعد از فیلم «حرکت اول» ناجا پیشنهاد ساخت سریال «ماتادور» را به من داد.
 با این حال هیچ نهادی از شما حمایت نمی کند تا دانلود غیرمجاز صورت نگیرد؟
– نه متاسفانه. طبق آماری هم که گرفتیم، ده برابر فروش سریال، دانلود غیر مجاز می شود.
 در کنار این دانلودها، شبکه های ماهواره ای فارسی زبان هم به راحتی سریال را در اختیار داشته و بدون اجازه سازنده، سریال را پخش می کنند! بدین شکل که پیش می رود کم کم سرمایه گذار شخصی هم تمایلی به ادامه کار پیدا نمی کند.
– بله اتفاقا آپارات ایران هم سریال را پخش کرد که اعتراض کردیم و ادامه ندادند. شبکه های ماهواره ای هم که تکلیفش مشخص است. ببینید مردم فکر می کنند که «آسپرین» یک سریال و با سرمایه ملی است و حقشان این است که رایگان ببینند وهیچ پولی بایت دیدن آن پرداخت نکنند. چون ما فرهنگ سازی در این زمینه نداشتیم و دراین باره آموزش ندیده ایم. در صورتی که در آمریکا چنین کاری مجازات دارد. فرد متخلف یا باید جریمه پرداخت کند و یا باید به زندان برود!
 شما «آسپرین» را در چهار فصل طراحی کرده اید. با توجه به این شرایط فکر می کنید شرایط برای هر چهار فصل مهیاست و برنامه ریزی تان برای داستان و سرنوشت شخصیت ها تغییری نمی کند؟
– ما پیش از شروع، چهار فصل را بستیم و بعد کار را آغاز کردیم. برنامه ریزی ما بدین شکل نبود که اگر کارگرفت، ادامه بدهیم. از اول هم در چهار فصل داستان ما طراحی شده است و خوشبختانه هر چقدر که جلوتر می رویم، برخورد مردم بهتر می شود. چون در سریال های معمایی، فصل اولشان فدای شخصیت پردازی می شود و به نوعی فصل اول معرفی کاراکترهاست و اینکه قرار است معمای ما در ۶۰- ۷۰ قسمت باز شود؛ نه در ۱۶ قسمت. اما چون ما در کشورمان سریال های اینگونه و چند فصلی نداشتیم، مخاطب ما با سریال های فصلی خیلی آشنا نیست.
 در فصل های بعدی نیز همین بازیگران حضور دارند؟
– یک سری حضور دارند و عده ای بازیگر جدید هم به کار اضافه می شوند. ما در سریال، همه چیزمان سورپرایز است و خیلی با کاراکترها در طول داستان بازی می کنیم که باعث جذابیت برای مخاطب می شود.
 اصولا در این سریال ریسک های بزرگی کرده اید. از سرمایه گذاری شخصی خودتان گرفته که امکان بازگشت آن کمتر وجود دارد، تا روایت یک داستانی که شبیه به سریال های ایرانی نیست و پر از ابهام و پیچیدگی است و تدوین و موسیقی و انتخاب بازیگران و سایر عوامل! تصور می کردید که سریال مورد توجه قرار بگیرد؟
– آدم ها کار و زندگی می کنند که ازآن لذت ببرند. من از ریسک کردن در کار خیلی لذت می برم و برایم جذاب است. در ساخت یک اثر هنری هم این فیلمساز است که باعث می شود سطح سلیقه مخاطب بالا برود و یا تنزل پیدا کند. به عنوان مثال در سینما یک زمانی فیلم های عروسکی خوب می فروخت و زمانی هم فیلم های جنگی و کمدی. بنابراین هنرمندان هستند که سطح سلیقه مخاطب را تعیین می کنند. هیچ کسی فکر نمی کرد که در سینما فیلم های درام تلخ تا این حد مورد توجه قرار بگیرد. اما چنین فیلم هایی در سال های اخیر در سینما فروش میلیاردی داشتند. می توان گفت تماشاچی به دیدن چنین فیلم هایی عادت می کند. بنابراین اگر من به عنوان یک جوان فیلمساز ریسک نکنم، همین طور فیلمها به صورت روتین ادامه پیدا می کنند. بنابراین من به کارم ایمان دارم که دست به چنین ریسکی می زنم. در تلویزیون هم اگر دقت کنید سریال های بیست سال پیش ما خیلی بهتر از سریال هایی است که این اواخر ساخته می شود.
 چه فیدبکی از مخاطب تا به امروز گرفته اید؟
– اوایل می گفتند ما داستان را نمی فهمیم، ولی حالا می گویند داستان، چه معماهای خوبی دارد. همین برای من مهم و لذت بخش است.
 از چه موسیقی خوب و متفاوتی هم برای سریال استفاده کردید!
– اوایل به من می گفتند در سریال «شهرزاد» از محسن چاووشی برای جذب مخاطب استفاده شد، تو هم بهتر است از چنین خواننده های استفاده کنی. اما من باز هم ریسک کردم و از «کاکو باند» برای موسیقی سریال استفاده کردم و خیلی خوب هم گرفت. همین چیزهاست که به من جسارت ریسک کردن در کار می دهد.
 در انتخاب بازیگران هم خیلی چیدمان متفاوتی داشتید که اتفاقا خیلی خوب بوده و به جذابیت کار افزوده است.
– پیام احمدی نیا که در سریال نقش سینا را بازی کرد، کاندید نقش جدی بود. نقشی که علی انصاریان بازی کرد. اما به این نتیجه رسیدم که سینا را که بار کمدی دارد، بازی کند و خیلی بهتر است. برعکس از مجید صالحی که همواره مردم او را با نقش های کمدی می شناسند، خواستم نقش جدی بازی کند. «آسپرین» مجموعه ای از اتفاقات است که تماشاچی با یک ذهنیتی که از قبل از داستان و بازیگران دارد، کار را دنبال نمی کند.
 در انتخاب نیما که به نوعی نقش اول کار است، چطور به علیرام نورایی رسیدید؟ گرچه سریال به گونه ای است که همه کاراکترها به نوعی نقش اصلی هستند و نقش یک و مکمل ندارد.
– سریال ما داستان محور است تا شخصیت محور. اما اینکه چرا برای کاراکتر نیما ازعلیرام نورایی دعوت به همکاری کردم، دلایل بسیاری داشت. علیرام نورایی ویژگی های منحصر به فردی دارد که من در بازیگران دیگری که می شناسم، ندیدم. ما کاراکتری را می خواستیم که چهار سال با او کار داریم. قرار است موهایش را کوتاه کنیم و به بدنش بارها سوزن بزنیم و بخش عمده ای از بدلکاری ها را به او بسپاریم. بنابراین این شرایط بسیار سخت بود و برای هر بازیگری کار راحتی نیست و این نقش بازیگری را می خواست که تمام شرایط سخت را به جان بخرد و تمام این کارها را انجام بدهد. حالا قصد ندارم که اتفاقات را لو بدهم، اما در طول داستان ماجراهایی پیش می آید که بازیگری را می خواست که شجاعت قرار گرفتن در این موقعیت ها را داشته باشد و ضمن اینکه مشکلی هم برایش پیش نیاید. علیرام نورایی از نظر فیزیکی هم خیلی می توانست آمادگی قرار گرفتن در این موقعیت ها را داشته باشد. آقای نورایی در یکی دو صحنه که هنوز پخش نشده، به شدت زمین خورد و بیهوش شد و به همین خاطر به بیمارستان منتقل شد. بنابراین شرایط سختی بود که هر بازیگری نمی پذیرفت. البته شاید بازیگرانی باشند که من نمی شناسم.
 در کنار همه این اتفاقات، شما فراتر از کارگردان های دیگر پیش رفته و حتی در دیالوگ های برخی کاراکترها دستتان باز بود. این به دلیل شرایط بهتری است که در نمایش خانگی وجود دارد؟
– به هر حال فضای نمایش خانگی خیلی متفاوت تر از تلویزیون است. البته پیشنهاد من این بود که ذکر کنیم زیر ۱۸ سال سریال را نبینند. اما همکاران من در شرکت پخش، – ۱۵ را دادند که من پذیرفتم. البته ما فراتر از خطوط قرمز نرفتیم و واقعیت جامعه را بازگو کردیم. البته اگر این امکان وجود نداشت و دستم باز نبود، «آسپرین» را نمی ساختم. من پیش از این سریال «ماتادور» را ساختم که به آن افتخار می کنم و کار کاملا دلی بود. اما پایان آن را مردم دوست نداشتند؛ فقط پلیس دوست داشت. به همین دلیل هیچ وقت دوست ندارم کاری بسازم که خودم به پایانش اعتقادی نداشته باشم. من به پایان ماتادور اعتقاد نداشتم و حس کردم که به یک فیلمساز سفارشی تبدیل شدم. بنابراین حاضرم دیگر کار نسازم و بروم عروسک بسازم، اما کاری که دوست ندارم را انجام ندهم. البته من در«آسپرین» هم کسی را خراب نکرده ام و یا شخصیتی را نابود نکرده ام. آرمان اگر نظامی است، برای وطنش فداکاری های بسیاری کرده که در قسمت های بعد در این باره صحبت می شود. او به دنبال برقراری امنیت در کشورش است.
 ما عادت کرده ایم که در سریال ها، نیروهای نظامی را مثبت و بدون هیچ نقطه ضعفی ببینیم که دور از واقعیت است. به هر حال آنها هم انسان هستند و جایز الخطا و گاهی ممکن است عصبانی شود و یا کاری کند که بعدا پشیمان شود. اما آرمان شخصیت حقیقی دارد. در کنار موفقیت در کارش، در زندگی شخص اش با مسائلی روبرو است و یا همکارش از دلال دارو، برای همسر بیمارش دارو می خرد! و یا درام قابل احترامی که این سریال دارد و روابط عاطفی و دوست داشتن هایی که در طول داستان مطرح می شود.
– دقیقا. چقدر خوب سریال را تحلیل می کنید. همه کاراکترها در این سریال ری اکشن هایی دارند که هر آدمی در زندگی حقیقی ممکن است در برخورد با این مسائل داشته باشد. حتی دکتر صبوری هم به دنبال ریشه کنی بیماری فراموشی است. اما حاضر است انسان هایی را فدا کند تا بتواند جامعه ای را از این بیماری نجات بدهد. البته ممکن است راه اشتباهی را پیش گرقته باشد. یا سارا اگر قاچاق دارو می کند، داروی تقلبی و تاریخ مصرف گذشته وارد نمی کند، بلکه داروهایی را از خارج وارد می کند که در ایران وجود ندارد. بنابراین ما قصد نداریم که دراین سریال به کسی توهین کنیم و یا شخصیتی را خراب کنیم و یا شغلی را زیر سوال ببریم. من خیلی سعی کردم به این داستان، واقع گرایانه نگاه کنم و روابط آدم ها بر حسب واقعیت باشد. در نهایت اینکه این سریال بزرگترین راه تبلیغاتش، تبلیغ نفر به نفر است و زمانی که سریال تمام می شود، کسانی که سریال و پایان بندی اش را دوست دارند، دیگران را که از روی عدم آگاهی به این ژانر گارد دارند، مجاب به دیدن سریال می کنند. یعنی پس از پایان سریال، ما یک موج ثانویه از تماشاچی داریم و آن قشری هستند که ما سعی در تغییر دادن سلیقه شان هستیم که در فصل های بعدی جزو همراهان ما خواهند شد.

اوایل به من می گفتند در سریال «شهرزاد» از محسن چاووشی برای جذب مخاطب استفاده شد، تو هم بهتر است از چنین خواننده های استفاده کنی. اما من باز هم ریسک کردم و از «کاکو باند» برای موسیقی سریال استفاده کردم و خیلی خوب هم گرفت. همین چیزهاست که به من جسارت ریسک کردن در کار می دهد.

آدم ها کار و زندگی می کنند که ازآن لذت ببرند. من از ریسک کردن در کار خیلی لذت می برم و برایم جذاب است. در ساخت یک اثر هنری هم این فیلمساز است که باعث می شود سطح سلیقه مخاطب بالا برود و یا تنزل پیدا کند.

اشتراک گذاری در:

نظرات 5
  1. بسیار ممنون از این گفت و گوی دلچسب.
    فقط بنده هم از دردودل آقای نجفی غصه دار شدم.از اینکه ۱۰برار فروش،دانلود غیرمجاز وجود دارد…
    کاش راهی برای جلوگیری هموطنانی که این سریال رو بدون اجازه و جهت سود شخصی خود در سایتشون قرار میدند بود(فیلترینگ به این مسائل هم اهمیت بده)
    و البته بنده هم چون امکان خرید هر قسمت به قیمت ۲هزار تومن رو نداشتم مجبور به دانلود میشدم.اما اگر همین با تخفیف ۵۰درصدی بشه از قسمت ۱۰ به بعد رو دانلود مجاز انجام میدم.
    باسپاس

  2. عزیز اشتباه از خودتون هست که اصلاً فیلم میسازید تو این کشور
    وقتی فرهنگش وجود نداره معلومه که اینطور میشه
    قبل از اینکه بسازید نمیدونستید که مردم ما اینطورین؟ واقعاً؟

  3. من کاملا موافقم با این که این کار اشتباه هست
    ولی من شرایط خودمو میگم !
    من تو یه شهری هستم که مرزی هست به علاوه خیلی هم کوچیک هست و چندان مراکز پخش فیلمی نداره اصلا !!
    برای مثال امروز قسمتی از سریال اسپرین پخش میشه من باید صبر کنم تا لطف کنن یکی بیارن اورجینالشو ! یا اینکه تا مرکز استان که حدود چهار ساعت راه هست برم تا اورجینالشو گیر بیارم !
    یا اینکه اضلا سریال رو دنبال نکنم !!
    مشکل تا حدودی تو توزیع فیلم هست !!
    گلایه و درد ودل اقای نجفی واقن به جا هست اما … مشکل کل نه بلکه مشکل یه سری ممکنه مثل من باشه 🙂

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *